
اعلام رسمی عدم مشارکت ترکیه در هرگونه ائتلاف سهجانبه با عربستان [گزارش کامل یمن نیوز]، درست در آستانه سفر رجب طیب اردوغان به ریاض، بار دیگر نشان داد که معادلات قدرت در غرب آسیا سیالتر از آن است که در چارچوب ائتلافهای مقطعی تعریف شود. سخنان اردوغان درباره مخالفت با سناریوهای مداخله خارجی در ایران و تأکید بر ثبات منطقه، حامل پیامهایی فراتر از یک موضعگیری دیپلماتیک ساده است؛ پیامهایی که به رقابتهای ژئوپلیتیک، نگرانی از پروژههای تنشزا و تلاش برای بازتعریف نقش ترکیه در منطقه گره خورده است.
تحولات اخیر پیرامون موضع ترکیه در قبال ایده ائتلاف با عربستان را نمیتوان جدا از فضای کلی منطقه تحلیل کرد؛ فضایی که در آن، جنگها و بحرانهای چند سال اخیر هزینههای سنگینی بر ملتهای منطقه تحمیل کرده و افکار عمومی نسبت به هرگونه ائتلاف نظامی یا امنیتی تازه حساستر شده است.
اظهارات اردوغان که توسط روزنامه «الشرقالأوسط» منتشر شد، بهصراحت تأکید داشت سناریوهایی که بر محور فشار، مداخله یا صفبندیهای جدید علیه کشورهای منطقه شکل بگیرد، نهتنها امنیتآفرین نیست، بلکه بر درد و رنج ملتها میافزاید. این ادبیات، بهویژه در شرایطی که زمزمههایی درباره ائتلافهای ضدایرانی یا بازآرایی محورهای امنیتی در منطقه شنیده میشود، حامل دلالتهای مهمی است.
پیامهای پنهان در سخنان اردوغان
اگر سخنان رئیسجمهور ترکیه را فراتر از سطح دیپلماتیک بخوانیم، چند پیام کلیدی قابل استخراج است. نخست، تلاش آنکارا برای فاصله گرفتن از پروژههایی است که بوی تقابل مستقیم با تهران میدهد. ترکیه بهخوبی میداند هرگونه ورود به صفبندی تند علیه ایران، میتواند پیامدهای اقتصادی، امنیتی و حتی داخلی برای این کشور داشته باشد.
دوم، اردوغان میکوشد تصویر کشوری میانجی و متوازن را از ترکیه حفظ کند. در سالهای اخیر، آنکارا بارها تلاش کرده نقش «بازیگر میانی» میان محورهای متضاد منطقهای را ایفا کند؛ نقشی که هم امکان چانهزنی بیشتر میدهد و هم دست ترکیه را در تعامل با بازیگران مختلف باز میگذارد.
سوم، این موضعگیری میتواند پاسخی غیرمستقیم به طرحهایی باشد که با حمایت واشنگتن برای ایجاد بلوکهای امنیتی جدید در منطقه دنبال میشود. تجربه سالهای گذشته نشان داده بسیاری از این بلوکها بیش از آنکه امنیتزا باشند، به تشدید شکافها انجامیدهاند.
رقابت پنهان ریاض و آنکارا بر سر نفوذ منطقهای
روابط ترکیه و عربستان طی یک دهه اخیر، ترکیبی از رقابت و همکاری بوده است. دو کشور خود را بازیگران بزرگ جهان اسلام میدانند و در موضوعات مختلف—from تحولات جهان عرب گرفته تا پروندههای اقتصادی و امنیتی—گاه همسو و گاه رقیب ظاهر شدهاند.
در چنین بستری، طرح هرگونه «ائتلاف سهجانبه» بهطور طبیعی حساسیتبرانگیز است. برای ریاض، ائتلافها ابزاری برای تحکیم جایگاه رهبری منطقهای است؛ اما برای آنکارا، ورود به ائتلافهای سخت ممکن است استقلال مانور را کاهش دهد. به همین دلیل، تأکید اردوغان بر اینکه تماسها با عربستان و پاکستان صرفاً در چارچوب مشورت است، تلاشی برای مدیریت همین حساسیتها ارزیابی میشود.
ایران؛ متغیر ثابت در معادلات
نقش ایران در این میان، یک متغیر کلیدی است. ترکیه و ایران، با وجود رقابتهای ژئوپلیتیک، روابط اقتصادی گسترده و مرزهای مشترک طولانی دارند. ثبات در ایران، مستقیماً بر امنیت مرزهای شرقی ترکیه و مسیرهای انرژی اثر میگذارد. از این رو، مخالفت علنی اردوغان با مداخله خارجی در ایران را میتوان دفاع از منافع ملی ترکیه نیز دانست.
در عین حال، این موضع میتواند پیام مثبتی به تهران ارسال کند و از شکلگیری سوءتفاهم درباره اهداف سفر اردوغان به ریاض جلوگیری نماید. آنکارا بهخوبی میداند که در فضای پرتنش منطقه، برداشتها گاه به اندازه واقعیتها اهمیت دارند.
سایه آمریکا بر تحولات
همزمانی این مواضع با گزارشهایی درباره انتقال برخی مذاکرات از ترکیه به عمان، پرسشهایی درباره میزان اعتماد بازیگران مختلف به نقش میانجیگرانه آنکارا ایجاد کرده است. برخی ناظران معتقدند کاهش نقش ترکیه در میزبانی مذاکرات، میتواند نتیجه برداشتهایی درباره نزدیکی بیش از حد این کشور به برخی محورهای منطقهای باشد.
دیدارهای همزمان مقامات آمریکایی با طرفهای مختلف منطقهای نیز نشان میدهد واشنگتن همچنان در پی مدیریت معادلات به نفع خود است. در این چارچوب، هر کشوری میکوشد ضمن بهرهگیری از روابط با آمریکا، هزینه ورود به پروژههای پرریسک را کاهش دهد.
نگاه افکار عمومی منطقه
افکار عمومی در بسیاری از کشورهای منطقه، پس از سالها جنگ و بحران، نسبت به ائتلافهای نظامی بدبین شده است. تجربه یمن، سوریه، عراق و دیگر پروندهها نشان داده که ائتلافهای بیرونی غالباً به طولانیتر شدن بحرانها انجامیده است. در چنین فضایی، ادبیات «جلوگیری از درگیری بهجای مدیریت آن» که اردوغان به کار برد، با حساسیتهای افکار عمومی همخوانی دارد.
اقتصاد؛ محرک پنهان سیاست
نباید فراموش کرد که ترکیه با چالشهای اقتصادی داخلی روبهروست. این کشور به سرمایهگذاری خارجی، تجارت منطقهای و ثبات پیرامونی نیاز دارد. تنشزایی گسترده در منطقه میتواند مسیرهای انرژی، گردشگری و تجارت را مختل کند. از این منظر، دوری از ائتلافهای تنشآفرین، انتخابی اقتصادی نیز هست.
سناریوهای پیشرو
۱ـ تداوم رویکرد موازنهگر: ترکیه تلاش میکند همزمان روابط خود با عربستان، ایران و دیگر بازیگران را حفظ کند.
۲ـ افزایش همکاری اقتصادی با ریاض: بدون ورود به ائتلافهای سخت امنیتی.
۳ـ حفظ کانالهای گفتوگو با تهران: برای جلوگیری از سوءبرداشتهای راهبردی.
۴ـ نقشآفرینی محدود در طرحهای آمریکایی: بدون تعهدات پرهزینه.
موازنه بهجای صفبندی
آنچه از مجموع تحولات برمیآید، گرایش فزاینده بازیگران منطقه به سیاست موازنه بهجای صفبندیهای تند است. عقبنشینی ترکیه از ایده ائتلاف با عربستان را میتوان نشانهای از درک هزینههای بالای ائتلافهای تقابلی دانست. در منطقهای که ملتهای آن بهای اصلی تنشها را میپردازند، هر موضعی که به کاهش احتمال درگیری کمک کند، بازتاب مثبتی در افکار عمومی خواهد داشت.
ترکیه با این موضعگیری نشان داد که مایل است در زمین رقابتهای فرسایشی بازی نکند و در عوض، فضای مانور خود را حفظ نماید. اینکه این رویکرد تا چه حد پایدار بماند، به تحولات آینده و میزان فشار بازیگران فرامنطقهای بستگی دارد؛ اما دستکم در مقطع کنونی، پیام آنکارا روشن است: ورود به ائتلافهای پرهزینه، اولویت ترکیه نیست.