
در حالی که جنوب یمن همچنان با خلأ مدیریتی و آشفتگی سیاسی دستوپنجه نرم میکند، اعلام ناگهانی شایع الزندانی مبنی بر احتمال کنارهگیری از مأموریت تشکیل دولت جدید در عدن [گزارش کامل الخبر الیمنی]، بار دیگر عمق بحران در اردوگاه وابسته به ائتلاف سعودی را آشکار کرد. این تحولات تنها یک اختلاف اداری بر سر فهرست وزرا نیست، بلکه نشانهای از بنبست راهبردی ریاض در مدیریت پرونده جنوب و ناتوانی آن در ایجاد ساختار سیاسی باثبات در مناطق تحت نفوذ خود است.
صحنه سیاسی عدن در ماههای اخیر بیش از هر زمان دیگری دچار آشفتگی و چنددستگی شده است. از زمان استعفای نخستوزیر پیشین، جنوب یمن عملاً در وضعیت نیمهتعطیل اداری به سر میبرد؛ وضعیتی که نهتنها خدمات عمومی و اقتصاد محلی را تحت تأثیر قرار داده، بلکه رقابتهای پشتپرده میان جریانهای وابسته به ریاض و ابوظبی را نیز تشدید کرده است.
در چنین فضایی، مأموریت سپردهشده به شایع الزندانی برای تشکیل دولت جدید، از ابتدا با موانع جدی روبهرو بود. او نه در یک محیط سیاسی باثبات، بلکه در میدان رقابت منافع خارجی و اختلافات داخلی مأمور به تشکیل کابینه شد. اکنون تهدید او به کنارهگیری، بیش از آنکه اقدامی شخصی باشد، بازتابی از شکافهای عمیق در ساختار سیاسی تحت حمایت ائتلاف است.
ریشههای بحران؛ دولتسازی زیر سایه مداخله خارجی
یکی از مهمترین عوامل بحران کنونی، ماهیت فرآیند دولتسازی در جنوب یمن است. این فرآیند نه بر پایه توافق ملی یمنی، بلکه عمدتاً در چارچوب ملاحظات ائتلاف سعودی شکل گرفته است. در نتیجه، بسیاری از تصمیمات کلیدی نه در عدن، بلکه در ریاض یا ابوظبی اتخاذ میشود.
این الگو موجب شده ساختار سیاسی جنوب بیش از آنکه پاسخگوی نیازهای مردم باشد، به میدان تقسیم نفوذ میان بازیگران خارجی تبدیل شود. در چنین شرایطی، هر تغییر در ترکیب کابینه بهسرعت به موضوعی امنیتی و راهبردی بدل میشود.
از نگاه ناظران ، بحران فعلی نشان میدهد پروژه «دولتسازی از بیرون» نمیتواند ثبات پایدار ایجاد کند. زیرا مشروعیت داخلی، با انتصابهای تحمیلی و سهمیهبندیهای منطقهای بهدست نمیآید.
اختلاف بر سر وزرا یا نزاع بر سر نفوذ؟
در ظاهر، اختلافات اخیر حول انتخاب وزرا و سهم مناطق مختلف از کابینه است، اما در واقع، این نزاع بازتاب رقابت گستردهتر بر سر نفوذ سیاسی و اقتصادی در جنوب است.
سهمخواهی منطقهای
اصرار الزندانی بر واگذاری وزارتخانههای کلیدی به نمایندگان جنوب، نشاندهنده حساسیت بالای مسئله هویت منطقهای در معادلات سیاسی جنوب یمن است. در شرایطی که بسیاری از نیروهای جنوبی احساس میکنند تصمیمات اصلی خارج از اراده آنان گرفته میشود، موضوع سهم کابینه به نماد «حق سیاسی» تبدیل شده است.
چالش وزارت دفاع
پیشنهاد برخی چهرهها برای وزارت دفاع، بهویژه افرادی که ارتباطات قبیلهای و سیاسی خاص دارند، تنشها را افزایش داده است. زیرا وزارت دفاع در جنوب یمن صرفاً یک نهاد اجرایی نیست، بلکه ابزاری برای کنترل نیروهای مسلح محلی و توازن قوا میان گروههاست.
فشارهای سعودی؛ مدیریت یا تحمیل؟
نقش عربستان در این بحران انکارناپذیر است. ریاض از آغاز جنگ یمن تلاش کرده ساختار سیاسی جنوب را در چارچوب منافع خود شکل دهد. اما واقعیت میدانی نشان میدهد این رویکرد همواره با مقاومت نیروهای محلی روبهرو بوده است.
از نگاه بسیاری از تحلیلگران، مشکل اصلی در اینجاست که عربستان جنوب یمن را نه بهعنوان یک فضای سیاسی پیچیده با بازیگران متنوع، بلکه بهعنوان حوزه نفوذ خود میبیند. همین نگاه سبب شده راهحلهای ارائهشده غالباً کوتاهمدت و ناپایدار باشد.
در عمل، فشارهای مستقیم برای تعیین وزرا و چینش کابینه، بهجای ایجاد انسجام، شکافها را عمیقتر کرده است. هر جناح محلی میکوشد با تکیه بر یک حامی خارجی، موقعیت خود را تقویت کند؛ روندی که دولتسازی را به معاملهای سیاسی بدل کرده است.
رقابت پنهان ریاض و ابوظبی در جنوب
هرچند ائتلاف سعودی–اماراتی در ظاهر یک جبهه واحد معرفی میشود، اما در جنوب یمن اختلاف منافع میان دو طرف بارها آشکار شده است. امارات طی سالهای گذشته شبکهای از نیروهای محلی را در جنوب سازماندهی کرده و نفوذ میدانی قابلتوجهی بهدست آورده است.
در مقابل، عربستان تلاش دارد ابتکار سیاسی را در دست بگیرد و ساختار دولت را مطابق دیدگاه خود شکل دهد. همین دوگانگی موجب شده هر پروژه سیاسی در جنوب، به صحنه رقابت غیرمستقیم دو متحد ائتلاف تبدیل شود.
تهدید الزندانی به کنارهگیری را میتوان در این چارچوب نیز دید؛ نشانهای از دشواری ایجاد توازن میان خواستههای ریاض، نفوذ ابوظبی و مطالبات جناحهای محلی.
پیامدهای امنیتی و اقتصادی بحران
ادامه بنبست سیاسی در عدن، پیامدهایی فراتر از سطح نخبگان دارد. عدن بهعنوان قطب اقتصادی جنوب، به ثبات اداری و امنیتی نیاز دارد. هر تأخیر در تشکیل دولت، مستقیماً بر خدمات عمومی، پرداخت حقوقها و وضعیت معیشتی مردم اثر میگذارد.
از منظر امنیتی نیز، خلأ قدرت میتواند زمینهساز گسترش بیثباتی و رقابت گروههای مسلح شود. تجربه سالهای گذشته نشان داده که هرگاه ساختار سیاسی در جنوب دچار ضعف شده، ناامنی و درگیریهای محلی افزایش یافته است.
بحران مشروعیت؛ چالش اصلی دولت آینده
شاید مهمترین مسئله، بحران مشروعیت باشد. دولتی که در بیرون از مرزها طراحی شود و بر پایه سهمخواهی جناحی شکل بگیرد، بهسختی میتواند اعتماد عمومی را جلب کند.
از نگاه جریانهای مخالف ائتلاف، آنچه امروز در عدن جریان دارد، نشان میدهد ائتلاف سعودی پس از سالها حضور نظامی هنوز نتوانسته مدل حکمرانی قابل قبولی ارائه دهد. این ناکامی، پرسشهایی جدی درباره آینده نفوذ ریاض در جنوب یمن ایجاد کرده است.
عدن میان پروژههای خارجی و واقعیتهای میدانی
آنچه امروز در عدن میگذرد، صرفاً بحران تشکیل یک دولت نیست، بلکه بازتاب شکست رویکردی است که میکوشد آینده سیاسی یمن را از بیرون مهندسی کند. تهدید شایع الزندانی به کنارهگیری، زنگ هشداری درباره عمق اختلافات در اردوگاه وابسته به ائتلاف است.
واقعیت این است که جنوب یمن به میدان تلاقی منافع منطقهای تبدیل شده و هر بازیگر خارجی تلاش دارد ساختار قدرت را مطابق منافع خود شکل دهد. اما تجربه سالهای اخیر نشان داده که ثبات پایدار بدون توافق واقعی یمنی–یمنی و بدون احترام به اراده مردم حاصل نمیشود.
اگر روند کنونی ادامه یابد، احتمالاً جنوب یمن همچنان شاهد دولتهای ناپایدار، رقابتهای فرسایشی و بحرانهای مدیریتی خواهد بود. در مقابل، هر راهحلی که بر گفتوگوی داخلی و استقلال تصمیمگیری یمنیها تکیه کند، شانس بیشتری برای ایجاد ثبات خواهد داشت.
عدن امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند ساختاری است که از دل اراده مردم شکل بگیرد، نه از اتاقهای تصمیمگیری بیرون از مرزها؛ در غیر این صورت، چرخه بحران همچنان تکرار خواهد شد و جنوب یمن در گرداب رقابتهای خارجی باقی میماند.