
انتشار بخشهای تازهای از اسناد مرتبط با پرونده جفری اپستین [گزارش کامل الخبر الیمنی]، بار دیگر نشان داد که این پرونده صرفاً یک رسوایی اخلاقی یا مالی نبود، بلکه به شبکهای پیچیده از روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی گره خورده است. در میان این اسناد، مکاتباتی دیده میشود که نام امارات متحده عربی و شرکتهای وابسته به آن را در ارتباط با تلاش برای تقویت جایگاه بینالمللی منطقه موسوم به «سرزمین سومالی» برجسته میکند؛ تحرکاتی که دولت مرکزی سومالی آن را نقض مستقیم حاکمیت خود میداند. این افشاگریها، در شرایطی منتشر میشود که شاخ آفریقا و دریای سرخ به یکی از کانونهای رقابت ژئوپلیتیکی قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای تبدیل شده است.
اسناد اپستین؛ پنجرهای به پشتپرده سیاست و سرمایه
پرونده جفری اپستین سالهاست که افکار عمومی جهان را به خود مشغول کرده است. آنچه ابتدا بهعنوان یک پرونده جنایی و اخلاقی مطرح شد، بهتدریج ابعاد گستردهتری پیدا کرد و به حوزه روابط قدرت، سرمایه و حتی ارتباط با محافل سیاسی و امنیتی کشیده شد. اکنون با انتشار اسناد جدید، بار دیگر این پرسش مطرح شده که اپستین دقیقاً چه نقشی در شبکههای نفوذ بینالمللی ایفا میکرد.
در میان مکاتبات افشاشده، به ارتباطاتی اشاره میشود که از نقش برخی بازیگران اقتصادی خلیج فارس در تحولات سیاسی مناطق بحرانزده حکایت دارد. این اسناد نشان میدهد که چگونه سرمایهگذاری، لابیگری و روایتسازی رسانهای میتواند در کنار هم برای شکلدهی به تحولات ژئوپلیتیکی به کار گرفته شود. در این چارچوب، نام امارات متحده عربی و شرکت «موانئ دبی جهانی» بهعنوان بازیگری فعال در شاخ آفریقا دیده میشود.
سرزمین سومالی؛ گرهگاه منافع و رقابتها
منطقه موسوم به «سرزمین سومالی» از اوایل دهه ۱۹۹۰ و پس از فروپاشی دولت مرکزی سومالی، اعلام خودمختاری کرده است. با وجود برخورداری از ساختارهای اداری محلی و سطحی از ثبات داخلی نسبت به دیگر مناطق سومالی، این منطقه تاکنون از سوی سازمان ملل و اکثریت کشورهای جهان بهعنوان دولت مستقل به رسمیت شناخته نشده است.
با این حال، موقعیت ژئوپلیتیکی این منطقه در ساحل خلیج عدن و نزدیکی به بابالمندب، آن را به نقطهای راهبردی برای بازیگران منطقهای تبدیل کرده است. در دنیایی که خطوط کشتیرانی و گلوگاههای دریایی نقش حیاتی در اقتصاد و امنیت جهانی دارند، هر بندر و هر ساحل میتواند به اهرم نفوذ تبدیل شود.
اسناد تازه نشان میدهد که تلاشهایی برای تقویت روایت استقلال این منطقه در سطح بینالمللی صورت گرفته است؛ روایتهایی که جدایی را نه تجزیه، بلکه «ثباتسازی» و «توسعهگرایی» معرفی میکند. این همان الگوی آشنایی است که در دیگر نقاط جهان نیز دیده شده؛ جایی که مفاهیم امنیت، مبارزه با تروریسم و توسعه اقتصادی بهعنوان پوششی برای پروژههای سیاسی بزرگتر به کار میرود.
اقتصاد بندری؛ از تجارت تا نفوذ امنیتی
بندر بربره چرا مهم است؟
بندر بربره در ساحل خلیج عدن، یکی از مهمترین داراییهای اقتصادی سرزمین سومالی به شمار میرود. این بندر در مسیر خطوط کشتیرانی میان اقیانوس هند، دریای سرخ و کانال سوئز قرار دارد. مدیریت و توسعه این بندر توسط شرکت موانئ دبی، باعث شده که امارات جای پایی مهم در این نقطه راهبردی به دست آورد.
اما مسئله صرفاً تجارت و لجستیک نیست. تجربه سالهای اخیر در منطقه نشان داده که بنادر میتوانند کارکردهای چندلایه داشته باشند؛ از حضور نظامی گرفته تا فعالیتهای اطلاعاتی و امنیتی. به همین دلیل، هرگونه حضور بلندمدت یک بازیگر خارجی در چنین بنادری، بهطور طبیعی حساسیت دولتهای مرکزی و کشورهای همسایه را برمیانگیزد.
دولت موگادیشو بارها نسبت به توافقهای بندری بدون هماهنگی با دولت مرکزی اعتراض کرده و آن را نقض حاکمیت ملی دانسته است. این اعتراضها تنها جنبه حقوقی ندارد، بلکه بازتاب نگرانی عمیقتر از تبدیلشدن این بنادر به ابزار نفوذ سیاسی و امنیتی است.
همسوییهای منطقهای و نگرانی از نفوذ خارجی
یکی از محورهای مورد بحث در واکنشهای سومالی، نگرانی از پیوند این تحرکات با گسترش نفوذ رژیم صهیونیستی در شاخ آفریقاست. در سالهای اخیر، عادیسازی روابط برخی دولتهای عربی با تلآویو، معادلات ژئوپلیتیکی منطقه را تغییر داده است.
شاخ آفریقا به دلیل اشراف بر بابالمندب، برای هر بازیگری که به دنبال نفوذ دریایی و امنیتی است، اهمیت ویژه دارد.
از نگاه منتقدان سیاستهای ابوظبی، حضور فعال امارات در بنادر و سواحل این منطقه، صرفاً اقتصادی نیست، بلکه در چارچوب شبکهای از همکاریهای امنیتی گستردهتر تعریف میشود. چنین برداشتی، باعث شده که هر حرکت امارات در این حوزه با ذرهبین سیاسی و امنیتی دنبال شود.
اپستین؛ واسطهای میان قدرت و ثروت؟
نام جفری اپستین در این میان، بُعد دیگری به ماجرا میدهد. او فردی بود که به حلقههای قدرت در غرب دسترسی داشت و با چهرههای سیاسی، مالی و دانشگاهی ارتباط برقرار کرده بود. برخی ناظران معتقدند نقش او فراتر از یک سرمایهدار یا چهره جنجالی بود و در مواردی بهعنوان واسطه ارتباطی میان بازیگران مختلف عمل میکرد.
اگر مکاتبات افشاشده را در این چارچوب ببینیم، میتوان احتمال داد که تلاش برای جلب نظر محافل غربی درباره سرزمین سومالی، از طریق افرادی با شبکه ارتباطات گسترده دنبال میشده است. هرچند بسیاری از جزئیات همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد، اما نفس طرح چنین مکاتباتی، نشاندهنده پیوند میان سیاست، سرمایه و لابیگری است.
پیامدها برای امنیت دریای سرخ و یمن
برای کشورهای مشرف بر دریای سرخ، از جمله یمن، هر تحول در شاخ آفریقا صرفاً یک موضوع دوردست نیست. امنیت بابالمندب و خطوط کشتیرانی، مستقیماً با امنیت اقتصادی و راهبردی این کشورها گره خورده است. هرگونه بیثباتی، رقابت قدرتها یا شکلگیری پایگاههای نفوذ خارجی در دو سوی این آبراه، میتواند موازنهها را تغییر دهد.
از این منظر، تحولات مربوط به سرزمین سومالی، فقط مسئله داخلی سومالی نیست، بلکه بخشی از پازل بزرگتر رقابت بر سر دریای سرخ به شمار میرود؛ رقابتی که یمن سالهاست پیامدهای آن را با گوشت و پوست خود لمس کرده است.
حاکمیت ملتها در برابر مهندسی ژئوپلیتیکی
افشاگریهای تازه پیرامون اسناد اپستین، یکبار دیگر این واقعیت را برجسته میکند که در جهان امروز، مرز میان اقتصاد، سیاست و امنیت بهشدت درهمتنیده است. پروژههای توسعهای، سرمایهگذاریهای بندری و حتی روایتهای رسانهای، میتواند در خدمت اهداف ژئوپلیتیکی بزرگتر قرار گیرد.
آنچه در پرونده سرزمین سومالی دیده میشود، نمونهای از چالش بزرگتر جهان جنوب با پدیده مداخله غیرمستقیم و مهندسی سیاسی از بیرون است. وقتی مناطق شکننده به صحنه رقابت بازیگران خارجی تبدیل میشود، نخستین قربانی، حاکمیت ملی و ثبات بلندمدت ملتهاست.
برای کشورهای منطقه، از سومالی تا یمن، درس اصلی شاید این باشد که امنیت واقعی از دل توافقهای پایدار داخلی و احترام به حاکمیت ملتها بیرون میآید، نه از پروژههایی که در اتاقهای دربسته و بر اساس موازنه منافع خارجی طراحی میشود.