
ششم فوریه در حافظه جمعی مردم یمن تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ این روز به نمادی از سالها بمباران، رنج غیرنظامیان و سیاست فشار نظامی علیه یک ملت [گزارش کامل خبرگذاری صباء] تبدیل شده است. در طول سالهای جنگ، بارها این روز با حملات هوایی و توپخانهای همراه بوده؛ حملاتی که مناطق مسکونی، مزارع، جادهها و زیرساختهای حیاتی را هدف قرار داده است. مرور آنچه در ۶ فوریه طی سالهای مختلف رخ داده، تصویری فشرده اما گویا از ماهیت جنگی ارائه میدهد که بیشترین هزینه آن را مردم عادی پرداخت کردهاند.
۶ فوریه؛ تکرار یک الگوی خونین
اگر به آرشیو رخدادهای میدانی جنگ یمن نگاه کنیم، تکرار حملات در تاریخهای مشابه توجه را جلب میکند. ششم فوریه در چندین سال متوالی با بمبارانهایی همراه بوده که از نگاه ناظران یمنی، نشاندهنده یک الگوی فشار نظامی مستمر است. این حملات اغلب نه در خطوط مقدم نبرد، بلکه در محیطهای شهری و روستایی رخ داده؛ جایی که خانوادهها، کشاورزان و کارگران بیشترین حضور را دارند.
این تکرار زمانی، برای بسیاری از فعالان حقوق بشری یمنی به نمادی از «جنگ فرسایشی علیه جامعه» تبدیل شده است؛ جنگی که هدف آن تنها دستاورد نظامی فوری نیست، بلکه وارد کردن فشار روانی و اقتصادی بلندمدت بر مردم است.
۲۰۱۶؛ آغاز ثبت یک خاطره تلخ
تعز، ذوباب و جادههای ویران
در سال ۲۰۱۶، حملات هوایی در تعز و ذوباب به کشته شدن یک زن و سه کودک انجامید؛ رخدادی که در حافظه محلی بهعنوان یکی از نمونههای تلخ تلفات خانوادگی ثبت شد. همزمان، حملات به مناطق الجاهلي، حوزان، العمری و الجند موجب تخریب جادهها و آسیب به زیرساختهای حیاتی شد. تخریب جاده تعز-الحدیده نهتنها یک خسارت عمرانی، بلکه ضربهای به جریان زندگی روزمره و انتقال کالا و خدمات بود.
در مأرب و صنعاء نیز حملات به روستاها و زمینهای کشاورزی، معیشت خانوادههایی را هدف گرفت که وابسته به تولید محلی بودند. برای بسیاری از کشاورزان، از بین رفتن یک فصل زراعی به معنای از دست دادن تنها منبع درآمد سالانه بود.
۲۰۱۷؛ گسترش دامنه حملات
سال ۲۰۱۷ با حملاتی در امانة العاصمة، صعدة، الضالع، مأرب و الجوف همراه بود. خسارت به خانهها، مغازهها و مزارع مردم، نشان داد که دامنه درگیری از خطوط نظامی فراتر رفته است. کشته شدن غیرنظامیان در صعدة بار دیگر توجهها را به هزینه انسانی جنگ جلب کرد.
برای خانوادههایی که خانه یا زمین خود را از دست دادند، جنگ مفهومی بسیار ملموس داشت؛ نه در سطح تحلیلهای سیاسی، بلکه در قالب سقفی که فرو ریخت و مزرعهای که سوخت.
۲۰۱۸؛ از بمباران تا بمبهای خوشهای
در ۲۰۱۸ گزارشهایی از تلفات غیرنظامی در عمران و صعدة منتشر شد. حملات به خیمههای بادیهنشینان و مناطق روستایی، آسیبپذیرترین اقشار را درگیر کرد. استفاده از مهمات بحثبرانگیز مانند بمبهای خوشهای نیز نگرانیهای حقوق بشری را افزایش داد؛ زیرا این نوع مهمات میتواند تهدیدی طولانیمدت برای غیرنظامیان باقی بگذارد.
زمینهای آلوده به بقایای انفجاری، سالها پس از پایان حمله نیز میتواند جان کودکان و کشاورزان را تهدید کند. در بسیاری از روستاها، مردم میان نیاز به کشت زمین و ترس از انفجارهای عملنکرده گرفتار شدند.
۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱؛ فشار مداوم بر مناطق ساحلی و مرزی
در سالهای بعد، الحديدة، صعدة، الجوف و مأرب بارها شاهد حملات توپخانهای و هوایی بودند. زخمی شدن زنان و کودکان در مناطق مسکونی، به موضوعی تکرارشونده تبدیل شد. گلولهباران محلهها، فرودگاهها و جادههای شهری، فضای ناامنی دائمی ایجاد کرد.
در این دوره، بسیاری از خانوادهها چندین بار جابهجا شدند؛ از روستایی به روستای دیگر یا از شهری به شهر دیگر. پدیده آوارگی داخلی، به یکی از چالشهای بزرگ انسانی در یمن تبدیل شد.
۲۰۲۲ تا ۲۰۲۳؛ جنگی که سایهاش باقی ماند
حتی با کاهش نسبی شدت درگیریها در برخی مقاطع، حملات پراکنده و فشار نظامی ادامه یافت. در استانهایی مانند صعدة، حجة، صنعاء و الحديدة، خسارت به املاک و مزارع ادامه داشت. برای مردم، حتی صدای پرواز جنگندهها بهتنهایی یادآور احتمال خطر بود.
اثر روانی جنگ، بهویژه بر کودکان، موضوعی است که کمتر در آمارها دیده میشود اما در زندگی روزمره کاملاً محسوس است. نسلی از کودکان یمنی با صدای انفجار و آژیر بزرگ شدهاند.
هدف قرار گرفتن زیرساختها؛ جنگ علیه زندگی روزمره
یکی از ابعاد مهم جنگ یمن، آسیب به زیرساختهاست. شبکههای آب و برق، مراکز درمانی، مدارس و جادهها بارها آسیب دیدهاند. تخریب زیرساخت تنها یک خسارت فنی نیست؛ بلکه مستقیماً بر سلامت، آموزش و اقتصاد جامعه اثر میگذارد.
وقتی یک بیمارستان یا شبکه آب آسیب میبیند، پیامد آن میتواند به مراتب فراتر از لحظه حمله باشد. بیماری، کمبود خدمات و مهاجرت اجباری از نتایج زنجیرهای چنین خساراتی است.
مستندسازی؛ نبرد روایتها
در کنار نبرد میدانی، یک نبرد روایتی نیز جریان دارد. رسانهها و نهادهای حقوق بشری یمنی تلاش کردهاند حملات و تلفات را ثبت کنند. این مستندسازی برای خانوادههای قربانیان تنها ثبت تاریخ نیست؛ بلکه تلاشی برای بهرسمیت شناخته شدن رنجشان است.
در جهانی که اخبار بهسرعت جابهجا میشود، بیم آن میرود که برخی رنجها به حاشیه رانده شود. به همین دلیل، ثبت و بازگویی این رخدادها برای بسیاری از فعالان یمنی جنبه انسانی و تاریخی دارد.
تابآوری جامعه یمن
با وجود سالها جنگ، جامعه یمن سازوکارهایی برای سازگاری و بقا ایجاد کرده است؛ از همبستگی محلی تا ابتکارات مردمی برای کمکرسانی. بسیاری از مناطق با تکیه بر ظرفیتهای محلی، تلاش کردهاند سطحی از ثبات را حفظ کنند.
این تابآوری البته به معنای نبود رنج نیست، بلکه نشاندهنده تلاش جامعه برای ادامه زندگی در شرایط دشوار است.
حافظهای که خاموش نمیشود
ششم فوریه برای بسیاری از یمنیها یادآور سالهایی است که آسمان به منبع نگرانی بدل شد. مرور رخدادهای این روز در سالهای مختلف، تنها بازگویی گذشته نیست؛ بلکه بازتابی از اثرات طولانیمدت جنگ بر یک جامعه است.
پیام اصلی این تاریخ شاید در یک نکته خلاصه شود: جنگها پایان مییابند، اما خاطره و پیامدهای انسانی آنها سالها باقی میماند. هرگونه مسیر به سوی آیندهای باثبات در یمن، ناگزیر باید به ابعاد انسانی این جنگ توجه کند؛ به خانوادههایی که عزیزانشان را از دست دادهاند، به کودکانی که با ترس بزرگ شدهاند و به جامعهای که همچنان در پی بازسازی زندگی است.