
در یک تحول جدی در معماری قدرت در قفقاز و خلیج فارس، ابوظبی و باکو [گزارش کامل WSJ] نهتنها روابط سیاسی و اقتصادی خود را تقویت کردهاند، بلکه با امضای تفاهمنامه همکاری دفاعی در اوایل فوریه ۲۰۲۶، وارد مرحلهای تازه از تعاملات نظامی و امنیتی شدهاند. این اقدام، همراه با رزمایش مشترک «درع السلام ۲۰۲۶»، میتواند پیامدهای استراتژیک عمیقی در منظومه امنیتی منطقه، بهویژه برای ایران و همسایگان، داشته باشد.
گسترش سریع همکاری امارات و آذربایجان در حوزه امنیت
در روزهای آغازین فوریه ۲۰۲۶، دیدار الهام علیاف، رئیسجمهور جمهوری آذربایجان، با محمد بن زاید آل نهیان، رئیس امارات متحده عربی، در ابوظبی نمادی از جهش راهبردی در روابط دو کشور بود. دو طرف در این دیدار، که با استقبال رسمی برگزار شد، تفاهمنامهای برای همکاری دفاعی امضا کردند که فراتر از روابط اقتصادی سنتی میان آنها قرار میگیرد.
این سند، که بهطور مشترک توسط وزرای دفاع دو کشور تأیید شد، نه تنها همکاریهای نظامی را رسمیت میبخشد، بلکه چشمانداز یک مشارکت استراتژیک گستردهتر با مؤلفههای امنیتی و عملیاتی را پیشروی دو کشور میگذارد. مقامات اماراتی و آذربایجانی تأکید کردهاند که این توافق، پاسخ به چالشهای نوظهور منطقهای و تقویت آمادگی دفاعی مشترک است.
تمرینات نظامی «درع السلام ۲۰۲۶»: نماد تجمیع قدرت
در ادامه این روند، رزمایش مشترک «درع السلام ۲۰۲۶» (سپر صلح) در روزهای ۲ و ۳ فوریه در خاک امارات برگزار شد. این مانور، با حضور یگانهایی از نیروهای مسلح امارات و آذربایجان، نه صرفاً یک تمرین نظامی معمول بود، بلکه نشانگر عمق هماهنگی عملیاتی و استراتژیک میان دو ارتش محسوب میشود.
هدف اعلامشده این رزمایش، افزایش آمادگی رزمی، تقویت قابلیت همکاری عملیاتی و تبادل تجربههای نظامی بود. اما از دید تحلیلگران، پیام این رزمایش فراتر از تمرینات مرسوم است: آمادگی برای مداخله نظامی هماهنگ در بحرانهای منطقهای و ایجاد ظرفیت رزمی مشترک در نقطهای حساس از جغرافیای اوراسیا.
پیش از این مانور نیز، کمیته مشترک همکاری نظامی امارات و آذربایجان در اواخر ژانویه در ابوظبی تشکیل جلسه داده بود و بر گسترش تماسهای دفاعی و هماهنگی در مسائل امنیتی تأکید کرده بود. این تحرکات نشان میدهد که همکاری میان دو کشور، نه تصادفی، بلکه برنامهریزیشده و پیوسته در حال تعمیق است.
واگذاری سهام در «کریدور گاز جنوبی»: نقش اقتصادی در کنار امنیت
همزمان با تحولات نظامی، در دیدار علیاف از ابوظبی، یکی از مهمترین قراردادهای اقتصادی بین دو کشور به امضا رسید: واگذاری بخشی از سهام غیرکنترلی جمهوری آذربایجان در شرکت «کریدور گاز جنوبی (Southern Gas Corridor CJSC)» به بازوی سرمایهگذاری بینالمللی شرکت ملی نفت ابوظبی (XRG).
این پروژه، که گاز حوزه خزر را از مسیر گرجستان و ترکیه به بازارهای اروپا انتقال میدهد، یکی از ستونهای امنیت انرژی قاره سبز است. بخش اعظمی از آن، زیرساختی حیاتی برای کاهش وابستگی به منابع روسیه محسوب میشود. ورود امارات به این پروژه، هم از منظر اقتصادی قابلتوجه است، هم بهدلیل افزایش نفوذ سیاسی و استراتژیک این کشور در مسیرهای انرژی اوراسیایی اهمیت دارد.
پیامدهای ژئوپلیتیکی برای ایران و منطقه
این همکاریهای امنیتی–نظامی و اقتصادی میان امارات و آذربایجان در یک بستر منطقهای حساس رخ میدهد که از دید بسیاری از ناظران، پیامدهای فراتر از دو کشور دارد. امارات در جنوب و جمهوری آذربایجان در شمال ایران قرار دارند؛ دو کشوری که هر دو روابط امنیتی و سیاسی نزدیکی با رژیم صهیونیستی برقرار کردهاند.
تحولات اخیر این سؤال را تقویت میکند که آیا این همکاریها صرفاً در قلمرو «دفاع مشترک» باقی خواهد ماند یا به پیمانی قدرتمند با مؤلفههای امنیتی ضدایرانی و ضد مقاومت منطقهای تبدیل خواهد شد. کارکرد این روابط، در عمل، میتواند به پایگاههای عملیاتی فرامرزی علیه امنیت ایران و متحدان منطقهایاش مبدل شود.
از سوی دیگر، حضور نظامی هماهنگ میان امارات و آذربایجان، در نقطهای میان خلیج فارس و قفقاز جنوبی، میتواند ساختار امنیتی متعارضی در کنار محورهای موجود بسازد؛ محورهایی که ایران و دیگر کشورها را در معرض فشارهای چندجانبه قرار میدهند.
رقابت رسانهای و ژئوپلیتیک در خاورمیانه: سعودی علیه ابوظبی
در کنار این تحول، رسانههای عربستان سعودی نیز در حال بازتنظیم لحن خود نسبت به اسرائیل و متحدان منطقهایاش هستند. گزارشها نشان میدهند که رسانههای سعودی در هفتهها و ماههای اخیر با استفاده از ادبیاتی تند علیه رژیم صهیونیستی، از جمله اتهام نقض حقوق بینالملل و نقض حاکمیت کشورها، لحن خود را تغییر دادهاند.
نمونه بارز این تغییر لحن، انتشار سرمقالهای در روزنامه «الریاض» در ژانویه بود که بهطور مستقیم اسرائیل را به «بیاعتنایی به حقوق بینالملل» متهم کرد. همچنین در خطبههای مذهبی، از جمله سخنان شیخ صالح بن حمید، امام مسجدالحرام، ادبیات تند علیه اشغالگری اسرائیل منتشر شده و رسانههای سعودی، حتی به انتقاد از توافقهای ابراهیم و روابط امارات با اسرائیل پرداختهاند.
این تغییر رسانهای، از نگاه تحلیلگران، بازتاب رقابتهای منطقهای میان ریاض و ابوظبی است، آنگونه که هر دو کشور در چند سال اخیر در تلاش برای افزایش نفوذ خود در خاورمیانه بودهاند. رسانههای سعودی با تمرکز بر روابط امارات و اسرائیل تلاش کردهاند افکار عمومی عرب را بسیج کنند و جایگاه خود را در مواجهه با تحولات ژئوپلیتیک تحکیم کنند.
پیامد برای واشنگتن و بازیگران فرامنطقهای
این چرخش رسانهای و ژئوپلیتیکی، نهتنها برای منطقه، بلکه برای ایالات متحده آمریکا نیز پیامدهایی دارد. رسانههای آمریکایی مانند والاستریت ژورنال اشاره کردهاند که واشنگتن با نگرانی نسبت به افزایش ادبیات ضد اسرائیلی در رسانههای سعودی روبروست و نهادهایی مانند «اتحادیه ضدافترا» نسبت به این روند ابراز نگرانی کردهاند.
واشنگتن مدتها از توافقهای ابراهیم بهعنوان سنگ بنای صلح و همکاری میان اسرائیل و کشورهای عربی یاد کرده است، اما اکنون با کاهش اولویت عادیسازی روابط به نفع رقابتهای منطقهای و چرخش رسانهای، مجبور به ارزیابی مجدد سیاستهای خود در خاورمیانه شده است.
محور جدید تهدید علیه امنیت منطقه: اتحاد امارات–آذربایجان و بازتاب رسانهای در خاورمیانه
تحولات اخیر میان امارات متحده عربی و جمهوری آذربایجان، از یک توافق اقتصادی مرسوم فراتر رفته و به چشمانداز امنیتی و نظامی جدیدی در منطقه دامن زده است. این همکاریها، در قالب تفاهمنامههای دفاعی و رزمایشهای مشترک، میتواند ساختار موجود امنیت منطقه را بهطور اساسی تغییر دهد و برای ایران و متحدانش چالشهای جدیتری ایجاد کند.
در کنار این، چرخش رسانهای در عربستان سعودی نسبت به اسرائیل نشان میدهد که رقابتهای منطقهای و رسانهای، فراتر از سیاستهای رسمی کشورها است و میتواند نقشی تعیینکننده در جهتدهی افکار عمومی و اولویتهای سیاست خارجی بازی کند.
آینده خاورمیانه در سالهای پیش رو، نه تنها متاثر از صفبندیهای رسمی میان دولتها، بلکه از تحولات غیررسمی و رسانهای نیز خواهد بود که میتواند مسیر واقعی سیاستهای منطقهای را تعیین کند.