
اختلافات میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی در پرونده یمن [گزارش کامل کانال مطالعات یمن] وارد مرحلهای آشکارتر شده است؛ مرحلهای که در آن، دو شریک اصلی ائتلاف جنگ علیه یمن، بیش از گذشته یکدیگر را به بیثباتسازی، نقض حقوق بشر و طولانیکردن جنگ متهم میکنند. این شکاف در حالی عمیقتر میشود که مردم یمن همچنان هزینه اصلی رقابتهای منطقهای را میپردازند و بازیگران خارجی میکوشند با تغییر روایتها، از زیر بار مسئولیت جنگی چندساله شانه خالی کنند.
تشدید اختلافات؛ از هماهنگی تاکتیکی تا رقابت میدانی
به گزارش خبرنگار بین المللی یمن الاسلام در سالهای نخست تجاوز نظامی به یمن، عربستان و امارات تلاش داشتند تصویر «ائتلافی هماهنگ» را به نمایش بگذارند؛ ائتلافی که به ادعای خود برای بازگرداندن دولت مستعفی و مقابله با آنچه «تهدید امنیتی» میخواندند شکل گرفته بود. اما گذر زمان نشان داد که اهداف واقعی دو طرف، فراتر از ادعاهای رسمی و بیش از آنکه معطوف به ثبات یمن باشد، ناظر بر گسترش نفوذ ژئوپلیتیکی و کنترل مسیرهای راهبردی است.
اکنون با گذشت نزدیک به یک دهه از آغاز جنگ، شکافهای پنهان به سطح آمده است. اختلاف بر سر مدیریت مناطق جنوبی، بنادر راهبردی، جزایر مهم و حتی ساختار نیروهای نیابتی، روابط ریاض و ابوظبی را به مرحلهای از بیاعتمادی متقابل رسانده است. منابع تحلیلی نزدیک به جریان مقاومت یمن معتقدند این اختلافات نه یک تحول ناگهانی، بلکه نتیجه طبیعی تضاد منافع دو بازیگر خارجی در خاک یمن است.
یمن؛ میدان رقابت بر سر بنادر و گذرگاههای دریایی
اهمیت راهبردی بنادر یمن
یمن به دلیل اشراف بر بابالمندب و مسیرهای حیاتی کشتیرانی، جایگاهی کلیدی در معادلات انرژی و تجارت جهانی دارد. از همین رو، بنادری چون عدن، المخا و سواحل غربی دریای سرخ به نقاط رقابت بازیگران خارجی تبدیل شدهاند. امارات طی سالهای گذشته سرمایهگذاری و حضور امنیتی گستردهای در این مناطق داشته و تلاش کرده شبکهای از نیروهای محلی همسو ایجاد کند.
در مقابل، عربستان که خود را رهبر ائتلاف معرفی میکرد، بهتدریج دریافت که بخشی از نفوذ میدانی از کنترلش خارج شده است. همین مسئله، زمینهساز رویکرد جدید ریاض برای محدودسازی نفوذ ابوظبی شد؛ رویکردی که از نگاه ناظران یمنی، بیش از آنکه دلسوزی برای حاکمیت یمن باشد، تلاشی برای بازتوزیع سهم نفوذ است.
نیروهای نیابتی و بازی چندلایه قدرت
شورای انتقالی جنوب و معادله جنوب یمن
یکی از محورهای اصلی اختلاف، حمایت امارات از شورای انتقالی جنوب است؛ جریانی که بهطور علنی خواستار جدایی جنوب یمن بوده است. میزبانی برخی چهرههای این شورا در ابوظبی و حمایت سیاسی–رسانهای از آنان، بارها با اعتراض جریانهای نزدیک به ریاض مواجه شده است.
از منظر تحلیلگران نزدیک به انصارالله، استفاده ابزاری از نیروهای محلی، یمن را به صحنه تسویهحسابهای منطقهای تبدیل کرده است. هر یک از طرفهای خارجی میکوشند با تکیه بر گروههای داخلی، نفوذ خود را تثبیت کنند؛ روندی که به تضعیف انسجام ملی و طولانیشدن بحران انجامیده است.
جنگ روایتها؛ متهمسازی متقابل بر سر تلفات غیرنظامیان
در ماههای اخیر، رسانههای سعودی لحن تندتری علیه امارات اتخاذ کردهاند و برخی حملات مرگبار سالهای گذشته را به نقشآفرینی ابوظبی نسبت میدهند. برجستهسازی موضوع زندانهای مخفی، ناپدیدشدگان قهری و حملات به اماکن غیرنظامی، بخشی از این جنگ رسانهای است.
در سوی دیگر، فعالان حقوق بشری در صنعاء تأکید دارند که تلاش برای متهمسازی یکدیگر، نباید به فراموشی نقش محوری عربستان در آغاز و هدایت جنگ منجر شود. به گفته آنان، اتاق عملیات مشترک و فرماندهی کلی حملات در سالهای نخست در اختیار ریاض بود و مسئولیت حقوقی آن قابل انکار نیست.
بحران انسانی؛ واقعیتی فراتر از رقابت سیاسی
یمن امروز با یکی از شدیدترین بحرانهای انسانی جهان مواجه است؛ از کمبود دارو و سوخت گرفته تا آسیبهای گسترده زیرساختی. در چنین شرایطی، تمرکز بازیگران خارجی بر رقابتهای نفوذی، از نگاه بسیاری از ناظران یمنی، نشانه بیتوجهی به رنج مردم است.
جریانهای نزدیک به انصارالله معتقدند که تداوم محاصره، حملات هوایی و فشارهای اقتصادی، بخشی از راهبردی بوده که با مشارکت ائتلاف شکل گرفته و اکنون اختلافات داخلی آنان، چیزی از مسئولیت مشترکشان کم نمیکند.
ابعاد منطقهای اختلاف؛ از شاخ آفریقا تا شمال آفریقا
گزارشهای تحلیلی نشان میدهد که رقابت ریاض و ابوظبی محدود به یمن نیست و به حوزههایی چون شاخ آفریقا، سودان و لیبی نیز کشیده شده است. هر دو کشور تلاش دارند شبکه نفوذ منطقهای خود را گسترش دهند و از بنادر، پایگاهها و متحدان محلی برای تثبیت جایگاه ژئوپلیتیکی استفاده کنند.
این الگو از نگاه تحلیلگران، نشان میدهد که پرونده یمن بخشی از رقابت بزرگتر بر سر نقشآفرینی منطقهای است؛ رقابتی که میتواند در مقاطع مختلف به تنشهای دیپلماتیک یا حتی امنیتی میان دو طرف منجر شود، هرچند احتمال درگیری مستقیم همچنان پایین ارزیابی میشود.
یمن قربانی رقابت قدرتها
برآیند تحولات نشان میدهد که اختلافات عربستان و امارات، بیش از آنکه ناشی از دغدغه ثبات یمن باشد، ریشه در تضاد منافع و سهمخواهی منطقهای دارد. هر دو طرف میکوشند با بازنویسی روایت جنگ، هزینههای سیاسی و حقوقی خود را کاهش دهند.
از منظر رسانههای نزدیک به انصارالله، راهحل واقعی بحران یمن نه در جابهجایی ائتلافها، بلکه در توقف مداخله خارجی، رفع محاصره و واگذاری سرنوشت کشور به گفتوگوی یمنی–یمنی است. تا زمانی که یمن میدان رقابت دیگران باقی بماند، رنج انسانی و بیثباتی نیز ادامه خواهد داشت.