طرح اسرائیل بزرگ و جنگ پنهان آمریکا علیه محور مقاومت.در شرایطی که منطقه غرب آسیا با موج جدیدی از تنش‌های امنیتی و سیاسی مواجه شده است [گزارش کامل یمن نیوز]، اظهارات مقامات آمریکایی درباره حمایت از پروژه موسوم به «اسرائیل بزرگ» بار دیگر نگاه‌ها را به ماهیت واقعی سیاست‌های واشنگتن در منطقه جلب کرده است. از دید جریان‌های مقاومت، آنچه امروز در حال رخ دادن است نه یک رقابت دیپلماتیک ساده، بلکه بخشی از یک پروژه ژئوپلیتیکی بلندمدت برای تغییر ساختار قدرت در خاورمیانه محسوب می‌شود.

 

پشت پرده اظهارات جنجالی؛ آیا آمریکا به دنبال تثبیت پروژه صهیونیستی است؟

به گزارش خبرنگار بین المللی یمن الاسلام اظهارات اخیر مایک هاكابی، سفیر آمریکا در اسرائیل، موج جدیدی از تحلیل‌های سیاسی را در منطقه ایجاد کرده است. در این اظهارات، وی به‌صورت آشکار از گسترش کنترل اسرائیل بر بخش‌های وسیعی از خاورمیانه حمایت کرده است؛ موضوعی که در رسانه‌های محور مقاومت به‌عنوان اعتراف رسمی به ماهیت توسعه‌طلبانه پروژه صهیونیستی تحلیل می‌شود.

در نگاه تحلیلی نزدیک به جریان مقاومت، این سخنان صرفاً یک موضع شخصی یا دیپلماتیک نیست، بلکه بازتابی از یک راهبرد کلان امنیتی است که سال‌هاست در سیاست خارجی آمریکا دنبال می‌شود. این راهبرد بر حفظ برتری نظامی اسرائیل و جلوگیری از شکل‌گیری قدرت‌های منطقه‌ای مستقل استوار است.

از منظر ژئوپلیتیک، آمریکا با حفظ نفوذ نظامی در منطقه، تلاش می‌کند توازن قدرت را به شکلی مدیریت کند که هیچ نیروی منطقه‌ای نتواند به سطح بازدارندگی راهبردی مستقل دست یابد.

جغرافیای خیالی «سرزمین موعود» و پیامدهای آن

یکی از نکات مهم در تحلیل‌های محور مقاومت، بازخوانی ایده «سرزمین موعود» است. این مفهوم که در برخی جریان‌های صهیونیستی مطرح می‌شود، شامل گستره‌ای از نیل تا فرات تلقی می‌شود.

این ایده، اگرچه به‌صورت رسمی به عنوان سیاست دولت‌ها اعلام نشده است، اما در تحلیل‌های سیاسی منطقه‌ای به‌عنوان چارچوب فکری پشت برخی سیاست‌های شهرک‌سازی و نظامی‌گری اسرائیل مطرح می‌شود.

از نگاه تحلیلگران مقاومت، ادامه شهرک‌سازی در کرانه باختری و تغییر ترکیب جمعیتی مناطق اشغالی، بخشی از اجرای تدریجی این پروژه محسوب می‌شود.

 

ایران؛ سد راه راهبردی در برابر توسعه‌طلبی صهیونیسم

در سال‌های اخیر، نقش ایران در معادلات امنیتی منطقه بسیار برجسته‌تر شده است. تحلیلگران نزدیک به محور مقاومت معتقدند ایران به‌عنوان مهم‌ترین قدرت بازدارنده در برابر طرح‌های توسعه‌طلبانه اسرائیل عمل می‌کند.

بر اساس این تحلیل، فشارهای نظامی و سیاسی علیه برنامه‌های موشکی و هسته‌ای ایران، تنها بهانه‌ای برای کاهش توان بازدارندگی منطقه‌ای تهران است.

این در حالی است که واشنگتن در بیانیه‌های رسمی خود این فشارها را با مفاهیمی مانند «حفظ امنیت جهانی» توجیه می‌کند؛ اما در تحلیل‌های منطقه‌ای، این سیاست بیشتر در چارچوب حفظ برتری راهبردی اسرائیل ارزیابی می‌شود.

جنگ اقتصادی و تسلیحاتی؛ ابزار جدید سلطه منطقه‌ای

یکی از مهم‌ترین ابعاد این رقابت، جنگ اقتصادی و تسلیحاتی است. صنایع نظامی آمریکا میلیاردها دلار از فروش سلاح به کشورهای خلیج فارس درآمد کسب می‌کنند.

از نگاه تحلیلگران مقاومت، وابستگی نظامی کشورها به تسلیحات غربی، ابزاری برای کنترل تصمیمات سیاسی این کشورها نیز محسوب می‌شود.

در این چارچوب، هرگونه تلاش کشورها برای تنوع‌بخشی به منابع تسلیحاتی خود با واکنش سیاسی واشنگتن مواجه می‌شود.

 

فشار بر کشورهای عربی؛ تلاش برای بازتعریف نظم سیاسی منطقه

تحلیلگران معتقدند طرح کلان آمریکا تنها محدود به ایران نیست، بلکه شامل بازطراحی ساختار سیاسی کشورهای عربی نیز می‌شود.

کشورهایی مانند مصر، عراق، عربستان و اردن در این تحلیل به‌عنوان «خطوط دفاعی سیاسی» منطقه در نظر گرفته می‌شوند. تضعیف این کشورها می‌تواند راه را برای تغییر توازن قدرت منطقه‌ای هموار کند.

از دید محور مقاومت، تحولات سوریه نمونه‌ای از تلاش برای حذف یک بازیگر راهبردی از معادلات منطقه بود.

 

آینده منطقه؛ چندقطبی شدن امنیت یا تشدید درگیری‌ها؟

تحولات اخیر نشان می‌دهد خاورمیانه در حال ورود به مرحله‌ای جدید از رقابت قدرت‌ها است. ظهور بازیگران جدید نظامی و سیاسی، موازنه سنتی قدرت را تغییر داده است.

گروه‌های مقاومت در یمن، لبنان و عراق معتقدند که معادلات آینده منطقه دیگر تنها در واشنگتن یا تل‌آویو تعیین نخواهد شد، بلکه بازیگران محلی نقش بیشتری خواهند داشت.

 

نبرد بر سر آینده نظم جهانی

در مجموع، آنچه امروز در منطقه مشاهده می‌شود، صرفاً یک تنش سیاسی مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک رقابت راهبردی برای تعیین نظم امنیتی آینده خاورمیانه است.

از دید تحلیلگران محور مقاومت، آمریکا تلاش می‌کند با حفظ انحصار نظامی و سیاسی خود، از شکل‌گیری قدرت‌های مستقل منطقه‌ای جلوگیری کند. در مقابل، جریان‌های مقاومت معتقدند تنها راه مقابله با این راهبرد، توسعه قدرت داخلی و ایجاد اتحاد منطقه‌ای است.

آینده منطقه به توان کشورها در حفظ استقلال تصمیم‌گیری و ایجاد بازدارندگی واقعی وابسته خواهد بود؛ موضوعی که می‌تواند مسیر تاریخ سیاسی خاورمیانه را برای دهه‌های آینده تعیین کند.