آیا فشار ریاض میتواند جنوب یمن را به دوره خشونت بکشاند؟

جنوب یمن بار دیگر در نقطه‌ای حساس از تحولات سیاسی و امنیتی قرار گرفته است؛ جایی که هر تحرک نظامی تازه می‌تواند جرقه‌ای برای دور جدیدی از تنش‌ها باشد. اعزام نیروهای موسوم به «تیپ رداد الهاشمی» با حمایت مستقیم سعودی‌ها به شهر عدن [گزارش کامل المساء پرس]، موجی از نگرانی را در میان فعالان سیاسی و اجتماعی جنوب برانگیخته است. بسیاری از ناظران محلی معتقدند که این تحرکات نه‌تنها به ثبات منجر نمی‌شود، بلکه ممکن است شکاف‌های موجود را عمیق‌تر کرده و زمینه‌ساز بازگشت درگیری‌های داخلی شود. آنچه امروز در عدن می‌گذرد، تنها یک جابه‌جایی نظامی نیست، بلکه بخشی از رقابت بر سر سرنوشت جنوب یمن و آینده نفوذ خارجی در این منطقه است.

 

اعزام نیروهای جدید؛ امنیت یا نمایش قدرت؟

ورود ده‌ها خودروی زرهی و تجهیزات پشتیبانی به عدن در قالب لواء رداد الهاشمی، از نگاه بسیاری از ساکنان جنوب، بیش از آنکه اقدامی برای تأمین امنیت باشد، نمایشی از قدرت و تلاش برای تحکیم نفوذ خارجی تلقی می‌شود. منابع محلی گزارش داده‌اند که این نیروها مأموریت حفاظت از فرودگاه عدن و برخی مراکز حیاتی را بر عهده گرفته‌اند؛ اما پرسش اصلی برای افکار عمومی این است که چرا با وجود تعدد نیروهای محلی، نیاز به استقرار واحدهای جدید مورد حمایت ریاض احساس شده است.

منتقدان می‌گویند تجربه سال‌های گذشته نشان داده که هرگاه نیروهای تازه‌ای با حمایت خارجی وارد جنوب شده‌اند، به‌جای کاهش تنش، رقابت میان گروه‌های مسلح افزایش یافته است. در فضایی که اعتماد میان بازیگران محلی شکننده است، هر نیروی جدید می‌تواند به‌عنوان عاملی برای برهم خوردن توازن موجود عمل کند.

 

نارضایتی گروه‌های جنوبی از چارچوب سعودی

شکاف عمیق در ائتلاف‌های جنوب

بخش قابل توجهی از جریان‌های سیاسی و نظامی جنوب یمن، اگرچه در مقاطعی با ائتلاف سعودی همکاری داشته‌اند، اما همواره نسبت به اهداف بلندمدت ریاض با دیده تردید نگریسته‌اند. به گفته فعالان جنوبی، بسیاری از این گروه‌ها همکاری خود را نه از سر همسویی راهبردی، بلکه تحت فشار شرایط میدانی و نیازهای مقطعی انجام داده‌اند.

خواست اصلی بخش‌هایی از جریان جنوبی، احیای ساختار سیاسی جنوب پیش از وحدت ۱۹۹۰ و دستیابی به سطحی از استقلال تصمیم‌گیری است. این مطالبه، لزوماً با طرح‌های سعودی که بیشتر بر مدیریت نفوذ و کنترل امنیتی تمرکز دارد، همسو نیست. از همین رو، هر بار که ریاض تلاش می‌کند چارچوبی از بالا به پایین تحمیل کند، با مقاومت پنهان یا آشکار برخی بازیگران جنوبی روبه‌رو می‌شود.

 

گفتگوهای ریاض؛ روندی فرسایشی و بی‌اعتماد

گفتگوهایی که با عنوان رایزنی‌های سعودی–جنوبی در ریاض برگزار شد، قرار بود مسیری برای کاهش تنش و ایجاد چارچوبی مشترک باشد. اما به گفته منابع سیاسی جنوب، این مذاکرات با تأخیرهای مکرر، تغییر دستورکارها و دخالت مستقیم طرف سعودی در جزئیات، به روندی فرسایشی تبدیل شد.

برخی چهره‌های جنوبی معتقدند که این گفتگوها بیش از آنکه بستری برای شنیدن مطالبات واقعی جنوب باشد، ابزاری برای مدیریت اختلافات به نفع ریاض بوده است. در نتیجه، سطح اعتماد به این روند به‌شدت کاهش یافته و بسیاری از گروه‌های تأثیرگذار تمایلی به مشارکت فعال در آن نشان نمی‌دهند.

 

تنش‌های زیر خاکستر؛ خطر انفجار دوباره

هشدار فعالان جنوب مبنی بر اینکه «تنش‌ها زیر خاکستر است» تنها یک تعبیر رسانه‌ای نیست. جنوب یمن طی سال‌های اخیر بارها شاهد درگیری‌های داخلی میان گروه‌های مختلف بوده است؛ درگیری‌هایی که گاه با جرقه‌ای کوچک شعله‌ور شده‌اند. ورود نیروی جدید در چنین محیطی، می‌تواند به‌عنوان همان جرقه عمل کند.

تحلیلگران یمنی معتقدند که تعدد بازیگران مسلح، نبود ساختار واحد امنیتی و رقابت بر سر منابع و نفوذ، شرایط را برای بازگشت سریع خشونت مهیا کرده است. در چنین فضایی، هر اقدام یک‌جانبه از سوی بازیگران خارجی می‌تواند توازن شکننده موجود را برهم بزند.

 

بُعد مردمی؛ جامعه‌ای خسته از بی‌ثباتی

در میان همه محاسبات سیاسی و امنیتی، آنچه کمتر دیده می‌شود، وضعیت مردم عادی در شهرهای جنوبی است. شهروندان عدن، حضرموت و دیگر مناطق جنوب سال‌هاست با ناامنی، بحران اقتصادی و ضعف خدمات عمومی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. برای این جامعه خسته، هر خبر از تحرک نظامی جدید، بیش از آنکه امیدآفرین باشد، یادآور احتمال درگیری و بی‌ثباتی است.

برخی گروه‌های مردمی و مدنی، ورود نیروهای تازه را اقدامی تحریک‌آمیز می‌دانند که می‌تواند فضای عمومی را ملتهب کند. از نگاه آنان، اولویت واقعی جنوب نه افزایش نیروهای مسلح، بلکه بهبود معیشت، خدمات و ثبات اجتماعی است.

 

راهبرد سعودی در جنوب؛ تثبیت نفوذ یا مدیریت بحران؟

از منظر راهبردی، عربستان جنوب یمن را بخشی مهم از معادله امنیتی خود می‌داند؛ منطقه‌ای که به دریای عرب، باب‌المندب و خطوط کشتیرانی نزدیک است. با این حال، روش‌های به‌کارگرفته‌شده برای حفظ نفوذ، همواره محل بحث بوده است. تکیه بیش از حد بر ابزار نظامی و ائتلاف‌های متغیر، در بسیاری موارد نتوانسته ثبات پایدار ایجاد کند.

برخی تحلیلگران منطقه‌ای معتقدند که سیاست‌های سعودی در جنوب بیشتر واکنشی و کوتاه‌مدت بوده تا مبتنی بر یک راهبرد سیاسی جامع. نتیجه چنین رویکردی، شکل‌گیری شبکه‌ای از نیروهای وابسته اما ناهمسو است که در بزنگاه‌ها می‌توانند به‌جای هم‌افزایی، به رقابت روی آورند.

 

جنوب یمن در معادله کلان یمن

تحولات جنوب را نمی‌توان جدا از کل بحران یمن دید. جنوب، هم از نظر جغرافیایی و هم سیاسی، بخشی از پازل بزرگ‌تر جنگ و صلح در یمن است. هرگونه بی‌ثباتی در این منطقه، بر موازنه کلی کشور اثر می‌گذارد. از این رو، مدیریت جنوب تنها با نگاه امنیتی ممکن نیست و نیازمند رویکردی سیاسی–اجتماعی است که خواسته‌های واقعی مردم را در نظر بگیرد.

 

جنوب یمن میان اراده محلی و فشار خارجی

آنچه امروز در عدن و دیگر شهرهای جنوبی جریان دارد، بازتاب کشمکشی عمیق میان اراده نیروهای محلی و فشار بازیگران خارجی است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که ثبات تحمیلی و مبتنی بر نیروی بیرونی، دوام چندانی ندارد. هرگاه مطالبات واقعی جوامع محلی نادیده گرفته شود، تنش‌ها اگر موقتاً فروکش کند—در زیر خاکستر باقی می‌ماند.

پیام روشن تحولات اخیر این است که جنوب یمن بیش از هر چیز به گفتگوی واقعی میان نیروهای داخلی، کاهش مداخلات خارجی و تمرکز بر اولویت‌های مردمی نیاز دارد. در غیر این صورت، چرخه بی‌ثباتی می‌تواند بار دیگر تکرار شود و هزینه آن را پیش از همه، مردم عادی بپردازند.