چه کسانی در پشت پرده با اپستین دیدار داشتند؟

انتشار پیاپی اسناد مربوط به پرونده جفری اپستین، میلیاردر بدنام آمریکایی، بار دیگر نام چهره‌هایی از حلقه قدرت در نظام پیشین یمن را به میان کشیده است؛ موضوعی که نه‌تنها یک رسوایی شخصی، بلکه نشانه‌ای از ماهیت شبکه‌های قدرت، وابستگی‌های خارجی و الگوهای رفتاری نخبگان سیاسی دوره گذشته [گزارش کامل یمن نیوز] تلقی می‌شود. این گزارش می‌کوشد با نگاهی خبری–تحلیلی، ابعاد این اسناد و دلالت‌های آن برای افکار عمومی یمن را بررسی کند.

 

به گزارش خبرنگار بین المللی یمن الاسلام انتشار اسناد جدید در آمریکا درباره ارتباطات جفری اپستین، که پیش‌تر به اتهامات گسترده در حوزه سوءاستفاده جنسی و شبکه‌سازی برای افراد صاحب‌نفوذ محکوم شده بود، موج تازه‌ای از بحث‌ها را در رسانه‌های منطقه‌ای برانگیخته است. در میان نام‌ها و مکاتبات افشاشده، اشاره به هماهنگی دیداری با یک «سفیر وابسته به دوره علی عبدالله صالح» توجه ناظران یمنی را جلب کرده است.

بر اساس محتوای سند منتشرشده، مکاتبه‌ای میان اپستین و فردی به نام «کریم» درباره تعیین زمان ملاقات در شهر نیویورک صورت گرفته؛ شهری که اپستین در آن چندین ملک در اختیار داشت. تاریخ سند به سال ۲۰۱۱ بازمی‌گردد؛ مقطعی که یمن در آستانه تحولات بزرگ سیاسی قرار داشت و ساختار قدرت در صنعا با اعتراضات مردمی و فشارهای داخلی و خارجی مواجه بود.

آنچه این سند را از یک خبر معمولی فراتر می‌برد، نه صرفاً احتمال یک دیدار، بلکه نشانه‌های الگوی رفتاری نخبگان نظام پیشین است؛ الگویی که در آن نزدیکی به شبکه‌های ثروت و نفوذ غربی، گاه بر ملاحظات ملی و اخلاقی سایه می‌انداخت. از نگاه بسیاری از تحلیلگران نزدیک به جریان مقاومت یمن، این نوع روابط نشان‌دهنده شکاف عمیق میان منافع مردم و منافع بخشی از طبقه حاکم سابق است.

 

اسناد اپستین و بازشدن دوباره پرونده‌های فراموش‌شده

پرونده اپستین سال‌هاست که در آمریکا و اروپا به‌عنوان نمونه‌ای از پیوند ثروت، قدرت و انحرافات اخلاقی مطرح است. با هر موج انتشار اسناد، نام سیاستمداران، بازرگانان و دیپلمات‌های مختلفی به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم مطرح می‌شود. در مورد یمن نیز، هرچند سند اخیر به‌طور صریح نام سفیر را ذکر نمی‌کند، اما گمانه‌زنی‌ها درباره هویت او شکل گرفته است.

برخی منابع، این توصیف را منطبق با یکی از دیپلمات‌های وقت یمن در سازمان ملل دانسته‌اند و برخی دیگر، گزینه‌ای متفاوت را مطرح کرده‌اند که در آن دوره در واشنگتن مسئولیت داشته است. با این حال، فارغ از هویت دقیق فرد، اصل ماجرا یعنی تلاش برای برقراری ارتباط با شخصیتی چون اپستین، پرسش‌های جدی ایجاد می‌کند:

انگیزه چنین دیداری چه بوده است؟

آیا این ارتباط در چارچوب روابط رسمی دیپلماتیک می‌گنجیده یا ماهیتی شخصی و غیررسمی داشته است؟

و مهم‌تر از همه، چه تصویری از نظام تصمیم‌گیری آن دوره ارائه می‌دهد؟

فراتر از یک رسوایی فردی

از منظر رسانه‌های منتقد نظام پیشین، این‌گونه اسناد تنها رسوایی‌های فردی نیست، بلکه نشانه‌ای از نوعی فرهنگ سیاسی است که در آن نزدیکی به مراکز قدرت جهانی، حتی اگر آلوده به پرونده‌های اخلاقی باشند، امتیاز تلقی می‌شد. در چنین چارچوبی، دیپلماسی به‌جای آنکه ابزار دفاع از منافع ملی باشد، گاه به کانالی برای روابط شخصی و شبکه‌سازی‌های مبهم تبدیل می‌شد.

تحلیلگران نزدیک به گفتمان انصارالله معتقدند تجربه سال‌های گذشته نشان داده بخشی از مشکلات ساختاری یمن ریشه در همین نوع نگاه داشته است؛ نگاهی که اتکای بیش از حد به خارج را جایگزین تکیه بر ظرفیت‌های داخلی می‌کرد. از این زاویه، اسناد اپستین تنها یک نمونه از ده‌ها نمونه‌ای است که می‌تواند به بازخوانی انتقادی دوره پیشین کمک کند.

 

پیامدهای سیاسی و اجتماعی برای امروز یمن

شاید پرسیده شود که اسنادی مربوط به بیش از یک دهه قبل، چه اهمیتی برای امروز یمن دارد؛ کشوری که اکنون با جنگ، محاصره و بحران انسانی دست‌وپنجه نرم می‌کند. پاسخ در سطح نمادین و سیاسی قابل جست‌وجوست.

در سطح نمادین، این اسناد به تقویت روایت‌هایی کمک می‌کند که نظام پیشین را متهم به فساد، وابستگی و فاصله گرفتن از مطالبات مردم می‌دانند. در سطح سیاسی نیز، چنین افشاگری‌هایی می‌تواند بر حافظه جمعی جامعه اثر بگذارد و در شکل‌گیری نگرش نسل جدید نسبت به دوره‌های گذشته نقش داشته باشد.

از سوی دیگر، این پرونده‌ها به جریان‌های سیاسی رقیب امکان می‌دهد بر ضرورت «اصلاحات ریشه‌ای» و «قطع وابستگی به شبکه‌های خارجی مشکوک» تأکید کنند. در گفتمان جریان مقاومت، استقلال سیاسی و رهایی از نفوذ خارجی، به‌عنوان یکی از درس‌های اصلی سال‌های گذشته مطرح می‌شود.

جنگ روایت‌ها در عصر رسانه

نباید فراموش کرد که انتشار هر سندی، در خلأ صورت نمی‌گیرد. ما در عصر جنگ روایت‌ها زندگی می‌کنیم؛ دورانی که هر خبر می‌تواند به ابزاری در نبرد رسانه‌ای تبدیل شود. بنابراین، هم بزرگ‌نمایی و هم کوچک‌نمایی این اسناد ممکن است با اهداف سیاسی همراه باشد.

یک رویکرد حرفه‌ای ایجاب می‌کند که در عین توجه به اهمیت اسناد، از قضاوت شتاب‌زده نیز پرهیز شود. اما در عین حال، طرح پرسش و مطالبه شفافیت از چهره‌های سیاسی گذشته، بخشی از حق افکار عمومی است. جامعه‌ای که تجربه سال‌ها بحران را پشت سر گذاشته، طبیعی است که نسبت به عملکرد نخبگان سابق حساس باشد.

 

پیوند اخلاق و سیاست در تجربه یمن

یکی از نکات قابل‌تأمل در این پرونده‌ها، مسئله اخلاق در سیاست است. وقتی نام یک دیپلمات یا مقام رسمی در کنار فردی با پرونده‌های سنگین اخلاقی مطرح می‌شود، حتی اگر تخلفی اثبات نشود، اصل ارتباط می‌تواند به سرمایه نمادین یک دولت لطمه بزند.

در کشوری مانند یمن که جامعه‌ای سنتی و مذهبی دارد، این ابعاد اخلاقی اهمیت دوچندان می‌یابد. از همین رو، رسانه‌های منتقد نظام پیشین تلاش می‌کنند این موضوع را نه صرفاً سیاسی، بلکه اخلاقی و ارزشی نیز نشان دهند.

 

درس‌های یک پرونده برای آینده یمن

پرونده‌هایی از این دست، صرفاً روایت گذشته نیستند؛ بلکه آیینه‌ای برای آینده‌اند. جامعه یمن که بهای سنگینی برای بی‌ثباتی سیاسی و فساد ساختاری پرداخته، امروز بیش از هر زمان دیگری به شفافیت، پاسخ‌گویی و بازنگری در الگوهای حکمرانی نیاز دارد.

اگر این اسناد بتواند به گفت‌وگویی ملی درباره معیارهای انتخاب مسئولان، حدود روابط خارجی و اهمیت اخلاق در سیاست دامن بزند، شاید از دل یک رسوایی قدیمی، درسی تازه برای آینده بیرون آید. آینده‌ای که در آن منافع مردم، کرامت ملی و استقلال تصمیم‌گیری، بر هر نوع رابطه مبهم و پشت‌پرده ترجیح داده شود.