اختلافات مرزی، امارات و عربستان را به جنگ خاموش کشاند.

تحولات سیاسی خلیج فارس بار دیگر توجه ناظران را به رقابت پنهان میان عربستان و امارات جلب کرده است. اسناد دیپلماتیک منتشرشده نشان می‌دهد اختلافات میان دو کشور تنها یک اختلاف مرزی ساده نیست، بلکه بخشی از یک رقابت ژئوپلیتیکی عمیق‌تر بر سر نفوذ سیاسی، منابع انرژی و مسیرهای راهبردی منطقه‌ای محسوب می‌شود. از نگاه تحلیلگران نزدیک به محور مقاومت و رسانه‌های همسو با انصارالله یمن، این تنش‌ها نشانه‌ای از شکاف ساختاری در ائتلاف‌های سنتی منطقه است که طی دهه‌های گذشته تلاش شده در ظاهر حفظ شود اما در باطن همواره با رقابت قدرت همراه بوده است.

 

ریشه‌های اختلاف؛ توافقی که هرگز فراموش نشد

به گزارش خبرنگار بین المللی یمن الاسلام اختلافات مرزی میان امارات و عربستان به توافق سال ۱۹۷۴ بازمی‌گردد؛ توافقی که در زمان شکل‌گیری دولت نوپای امارات امضا شد. در نگاه ابوظبی، این توافق بیشتر تحت فشار شرایط سیاسی آن دوره صورت گرفت؛ زمانی که امارات برای تثبیت جایگاه بین‌المللی خود نیازمند شناسایی رسمی از سوی قدرت‌های منطقه‌ای بود.

اسناد دیپلماتیک منتشرشده در ویکی‌لیکس نشان می‌دهد برخی مقامات اماراتی این توافق را «تحمیلی» توصیف کرده‌اند. در یکی از تلگراف‌های دیپلماتیک، اشاره شده که شیخ زاید بن سلطان آل نهیان برای تضمین شناسایی بین‌المللی کشور تازه‌تأسیس، ناگزیر به پذیرش برخی شروط منطقه‌ای شده بود.

از سوی دیگر، روایت سعودی کاملاً متفاوت است. مقام‌های ریاض معتقد بودند مذاکرات مرزی در فضایی محرمانه و با هدف تثبیت امنیت منطقه خلیج فارس انجام شده است. در روایت سعودی، این توافق یک دستاورد راهبردی برای دسترسی پایدار عربستان به منابع انرژی و خطوط دریایی خلیج فارس محسوب می‌شد.

 

میدان نفتی شیبه؛ نماد رقابت اقتصادی و سیاسی

میدان نفتی شیبه یا الزباره یکی از مهم‌ترین نمادهای رقابت اقتصادی دو کشور محسوب می‌شود. از نگاه امارات، این منطقه بخشی از پرونده‌های مرزی حل‌نشده باقی‌مانده است. در مقابل، عربستان تأکید دارد که کنترل این منابع بخشی از حاکمیت ملی و ترتیبات امنیتی منطقه‌ای است.

تحلیلگران نزدیک به جریان مقاومت معتقدند رقابت بر سر منابع انرژی، بخشی از استراتژی بزرگ‌تر برای کنترل اقتصاد سیاسی منطقه خلیج فارس است؛ جایی که نفت همچنان ابزار اصلی قدرت ژئوپلیتیکی محسوب می‌شود.

 

جنگ نقشه‌ها؛ آغاز رقابت رسانه‌ای و ژئوپلیتیکی

در میانه دهه ۲۰۰۰، اختلافات وارد مرحله جدیدی شد که دیپلمات‌ها آن را «جنگ نقشه‌ها» نامیدند. انتشار نقشه‌های رسمی امارات که مرزها را به شکلی متفاوت از برداشت سعودی نشان می‌داد، خشم سیاسی ریاض را برانگیخت.

این موضوع به‌ویژه در پروژه پل امارات–قطر از مسیر خورالعدید تشدید شد. عربستان با استناد به ماده ۵ توافق ۱۹۷۴، این پروژه را مغایر ترتیبات امنیتی مرزی دانست. در نگاه تحلیلگران نزدیک به محور مقاومت، این اختلاف تنها یک اختلاف زیرساختی نبود، بلکه بخشی از رقابت برای کنترل مسیرهای دریایی و کریدورهای انرژی منطقه‌ای محسوب می‌شد.

تلگراف‌های دیپلماتیک سال ۲۰۰۵ نشان می‌دهد مقامات اماراتی از آنچه «رفتار قیم‌مآبانه سعودی» توصیف کرده بودند، انتقاد داشتند. این ادبیات نشان می‌دهد روابط دو کشور حتی در سطح دیپلماتیک نیز به مرحله‌ای حساس رسیده بود.

 

سیاست قدرت منطقه‌ای؛ از یمن تا شاخ آفریقا

از نگاه رسانه‌های نزدیک به انصارالله، رقابت عربستان و امارات تنها به پرونده مرزهای زمینی محدود نیست. این رقابت در جنگ یمن به شکل بسیار آشکار دیده شد.

در یمن، امارات بیشتر بر کنترل بنادر و مناطق ساحلی تمرکز داشت، در حالی که عربستان تلاش می‌کرد نفوذ سیاسی دولت مرکزی را حفظ کند. این اختلاف راهبردی باعث شد ائتلاف ظاهری دو کشور در عمل با تنش‌های میدانی همراه شود.

همچنین در شاخ آفریقا و دریای سرخ، هر دو کشور تلاش کردند شبکه‌ای از پایگاه‌های اقتصادی و امنیتی ایجاد کنند. از نگاه تحلیلگران منطقه‌ای، این سیاست بخشی از رقابت برای کنترل مسیرهای تجارت جهانی و امنیت انرژی است.

پیامدهای سیاسی و اقتصادی منطقه‌ای

خروج امارات از اتحادیه پولی خلیج فارس در سال ۲۰۰۹ پس از انتخاب ریاض به عنوان مقر بانک مرکزی، یکی دیگر از نشانه‌های شکاف ژئوپلیتیکی بود. این تصمیم نشان داد اختلافات سیاسی می‌تواند به تصمیمات اقتصادی کلان نیز سرایت کند.

همچنین محدودیت‌های مرزی متقابل و اختلافات در سیاست‌های امنیتی منطقه‌ای نشان داد روابط دو کشور وارد مرحله رقابت نرم شده است؛ رقابتی که به جای جنگ مستقیم، از ابزارهای اقتصادی، رسانه‌ای و دیپلماتیک استفاده می‌کند.

نقش قدرت‌های فرامنطقه‌ای

از دیدگاه تحلیلگران همسو با محور مقاومت، این تنش‌ها بدون در نظر گرفتن نقش قدرت‌های جهانی قابل تحلیل نیست. برخی معتقدند سیاست‌های آمریکا در منطقه خلیج فارس همواره به گونه‌ای طراحی شده که توازن قدرت میان کشورهای عربی حفظ شود و هیچ کشوری به قدرت هژمون منطقه‌ای تبدیل نشود.

همچنین نزدیکی برخی کشورهای منطقه به رژیم صهیونیستی در سال‌های اخیر، معادلات امنیتی خلیج فارس را پیچیده‌تر کرده است. این موضوع از نگاه تحلیلگران، به افزایش رقابت‌های منطقه‌ای دامن زده است.

 

آینده خلیج فارس در گرو مدیریت رقابت‌ها

در نهایت، رقابت میان عربستان و امارات را باید بخشی از تحولات عمیق‌تر ژئوپلیتیکی منطقه دانست. این رقابت اگرچه در ظاهر اقتصادی و مرزی است، اما در باطن به مبارزه برای نفوذ سیاسی و امنیتی تبدیل شده است.

از نگاه تحلیلگران نزدیک به محور مقاومت، تنها راه جلوگیری از تشدید تنش‌ها، حرکت کشورهای منطقه به سمت همکاری امنیتی مستقل از قدرت‌های فرامنطقه‌ای است. در غیر این صورت، خلیج فارس همچنان صحنه رقابت‌های پنهان و جنگ‌های سرد خواهد بود؛ جنگی که ممکن است سال‌ها ادامه پیدا کند بدون آنکه به درگیری مستقیم نظامی تبدیل شود.