
در شرایطی که معادلات منطقهای به سمت چندقطبی شدن قدرت نظامی حرکت میکند، گزارشهای جدید نشان میدهد [گزارش کامل یمن نیوز] ایالات متحده همچنان تلاش دارد عربستان سعودی را در چارچوب وابستگی تسلیحاتی به صنایع نظامی خود حفظ کند. این رویکرد، از نگاه تحلیلگران محور مقاومت، تنها یک سیاست اقتصادی نیست، بلکه بخشی از راهبرد کنترل امنیتی و سیاسی منطقه محسوب میشود.
جنگ پنهان تسلیحاتی؛ رقابت واشنگتن برای حفظ بازار خلیج فارس
به گزارش خبرنگار بین المللی یمن الاسلام یک گزارش منتشرشده در رسانههای غربی نشان میدهد دولت آمریکا با نگرانی فزایندهای روند تلاش عربستان برای تنوعبخشی به منابع تسلیحاتی خود را دنبال میکند. در واقع، آنچه در ظاهر بهعنوان یک اختلاف تجاری معرفی میشود، از دید تحلیلگران مقاومت، بخشی از یک راهبرد امنیتی گستردهتر برای حفظ برتری نظامی واشنگتن در منطقه غرب آسیا است.
بر اساس این گزارش، مقامات آمریکایی در چارچوب سیاست دیپلماتیک مبتنی بر معاملهگری دولت ترامپ، تلاش دارند از طریق فشارهای سیاسی و اقتصادی، ریاض را وادار کنند همچنان بزرگترین مشتری صنایع نظامی آمریکا باقی بماند.
از منظر راهبردی، وابستگی نظامی کشورهای منطقه به واشنگتن، یکی از ستونهای اصلی حفظ نفوذ ژئوپلیتیکی آمریکا در خلیج فارس محسوب میشود. این موضوع بهویژه در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که برخی کشورهای منطقه به دنبال همکاریهای نظامی با قدرتهای نوظهور مانند ترکیه و پاکستان هستند.
فشار آمریکا و عقبنشینیهای محدود عربستان
بر اساس اطلاعات منتشرشده، فشارهای واشنگتن تاکنون باعث عقبنشینی عربستان از برخی برنامههای خرید تسلیحات شده است. یکی از مهمترین نمونهها، برنامه خرید جنگندههای «JF-17» از پاکستان بود که بهدنبال فشار سیاسی آمریکا متوقف شد.
اما آنچه نگرانی اصلی واشنگتن را تشکیل میدهد، فراتر از یک قرارداد تسلیحاتی است. تحلیلگران معتقدند آمریکا نگران ایجاد یک روند ساختاری در منطقه است که در آن کشورهای عربی به سمت استقلال نظامی نسبی حرکت کنند.
این نگرانی بهویژه درباره مشارکت احتمالی عربستان در پروژه جنگنده نسل جدید ترکیهای موسوم به «کآن» بیشتر شده است. واشنگتن هنوز موفق نشده تضمین قطعی از ریاض برای عدم ورود به این پروژه دریافت کند.
چرا آمریکا از تنوع تسلیحاتی منطقه میترسد؟
از نگاه استراتژیک، نگرانی اصلی واشنگتن اقتصادی صرف نیست؛ بلکه مسئله حفظ برتری تکنولوژیک و سیاسی است. صنایع نظامی آمریکا یکی از مهمترین ابزارهای اعمال نفوذ ژئوپلیتیکی این کشور محسوب میشود.
در تحلیلهای نزدیک به محور مقاومت، وابستگی تسلیحاتی کشورهای عربی به آمریکا به معنای وابستگی تصمیمات سیاسی و امنیتی آنها نیز تلقی میشود. هر تغییر در این ساختار میتواند موازنه قدرت منطقهای را تغییر دهد.
زرادخانه سعودی؛ وابستگی ساختاری یا انتخاب سیاسی؟
در حال حاضر، ارتش عربستان دارای ناوگان پیشرفتهای از جنگندههای غربی شامل «F-15» و «Eurofighter Typhoon» است و در مسیر دریافت جنگندههای پیشرفتهتر «F-35» نیز قرار دارد.
اما مسئله اصلی از دید تحلیلگران مقاومت این است که حتی با وجود این سطح از تسلیحات، استقلال واقعی نظامی برای ریاض وجود ندارد. زیرا بسیاری از قطعات، سیستمهای نرمافزاری و حتی آموزشهای نظامی همچنان تحت کنترل مستقیم شرکتهای غربی است.
این وابستگی ساختاری باعث میشود هرگونه تصمیم راهبردی نظامی عربستان نیازمند هماهنگی سیاسی با واشنگتن باشد.
دکترین «دiplomacy of deals» و بحران نظم منطقهای
سیاست خارجی مبتنی بر معاملهگری که در دوره ترامپ تقویت شد، تلاش داشت روابط آمریکا و متحدان منطقهای را بر اساس منافع اقتصادی مستقیم تنظیم کند.
اما در عمل، این سیاست با گرایش برخی کشورهای منطقه به چندجانبهگرایی نظامی در تضاد قرار گرفته است. افزایش همکاریهای نظامی منطقهای خارج از چارچوب آمریکا، از نگاه واشنگتن تهدیدی مستقیم برای ساختار امنیتی مورد نظر این کشور محسوب میشود.
پیامدهای منطقهای؛ نگاه محور مقاومت
از دیدگاه رسانههای نزدیک به جریان مقاومت، این تحولات نشان میدهد که منطقه در حال ورود به مرحله جدیدی از رقابت قدرتها است.
محور مقاومت معتقد است که آمریکا تلاش میکند با حفظ انحصار تسلیحاتی، همزمان نفوذ سیاسی خود را نیز تثبیت کند. این راهبرد تنها محدود به فروش سلاح نیست، بلکه شامل کنترل اطلاعات نظامی، آموزش نیروها و مدیریت تصمیمات راهبردی کشورها نیز میشود.
نبرد برای استقلال راهبردی
به نظر میرسد مسئله اصلی امروز منطقه، تنها خرید و فروش سلاح نیست، بلکه نبردی ژئوپلیتیکی برای تعیین ساختار امنیتی آینده خاورمیانه است.
ایالات متحده تلاش میکند با حفظ وابستگی تسلیحاتی متحدان خود، برتری نظامی و سیاسی خود را تثبیت کند. در مقابل، برخی کشورها به دنبال کاهش این وابستگی و ورود به همکاریهای نظامی چندجانبه هستند.
از نگاه تحلیلگران محور مقاومت، آینده منطقه وابسته به میزان توان کشورها در ساخت قدرت داخلی، توسعه صنایع دفاعی بومی و کاهش وابستگی به قدرتهای خارجی خواهد بود.
در نهایت، این رقابت نه فقط یک رقابت اقتصادی، بلکه جنگی خاموش برای تعیین نظم امنیتی آینده منطقه است؛ جنگی که هنوز مراحل اولیه خود را طی میکند و احتمالاً در سالهای آینده شدت بیشتری خواهد گرفت.