
تحولات سودان در سالهای اخیر نشان میدهد که [گزارش کامل کانال راوی عربستان] این کشور آفریقایی بیش از آنکه قربانی اختلافات داخلی باشد، درگیر رقابت قدرتهای منطقهای است. در نگاه رسانههای نزدیک به محور مقاومت و جریان انصارالله، بحران سودان نمونهای از سیاست مداخلهگرایانه برخی کشورهای خلیج فارس است که با استفاده از ابزارهای اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک، تلاش میکنند نفوذ راهبردی خود را در شاخ آفریقا و سواحل دریای سرخ تثبیت کنند. در این میان، رقابت فزاینده میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی، عملاً نقشههای صلح را در این کشور بر باد داده است.
سودان؛ نقطه تقاطع منافع خلیج فارس و آفریقا
سودان در دهه اخیر به یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان عرب و آفریقا تبدیل شده است. موقعیت جغرافیایی این کشور، بهویژه دسترسی به دریای سرخ و نزدیکی به مسیرهای تجارت جهانی، باعث شده که قدرتهای منطقهای برای نفوذ در ساختار سیاسی و امنیتی آن رقابت کنند.
در تحلیلهای راهبردی، دریای سرخ به عنوان شریان حیاتی تجارت جهانی و امنیت انرژی شناخته میشود. همین مسئله موجب شده که ریاض و ابوظبی هر دو تلاش کنند با روشهای متفاوت، نفوذ خود را در بنادر و ساختارهای سیاسی سودان افزایش دهند. این رقابت در ظاهر با شعارهای اقتصادی و کمکهای توسعهای پوشانده میشود، اما در عمل به شکل جنگ قدرت سیاسی و نظامی بروز پیدا میکند.
برخی تحلیلگران نزدیک به محور مقاومت معتقدند که بحران سودان نمونهای از الگوی جدید جنگهای نیابتی در منطقه است؛ جایی که به جای رویارویی مستقیم، قدرتها از گروههای محلی و ساختارهای سیاسی شکننده برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکنند.
استراتژی ریاض؛ حمایت از دولت مرکزی و حفظ امنیت دریای سرخ
از دیدگاه راهبردی، عربستان سعودی تلاش کرده است خود را به عنوان بازیگری ثباتساز در سودان معرفی کند. سیاست ریاض عمدتاً بر حمایت از نهادهای دولتی و ارتش سودان متمرکز بوده است. این رویکرد از منظر رسانههای نزدیک به جریان مقاومت، بیشتر یک سیاست امنیتی برای کنترل مسیرهای دریایی و جلوگیری از نفوذ رقبای منطقهای تلقی میشود.
ریاض معتقد است که وجود یک دولت متمرکز و قدرتمند در سودان میتواند به ثبات منطقه دریای سرخ کمک کند. این کشور از طریق سرمایهگذاری اقتصادی، کمکهای مالی و توافقات سیاسی تلاش کرده روابط خود را با ساختارهای نظامی و حکومتی سودان حفظ کند.
در سالهای اخیر، گزارشهای مختلف نشان دادهاند که عربستان تلاش داشته از طریق دیپلماسی اقتصادی، نقش میانجی در مذاکرات صلح داخلی سودان ایفا کند. با این حال، منتقدان این سیاست معتقدند که این رویکرد بیشتر در جهت حفظ نفوذ ژئوپلیتیکی ریاض طراحی شده است تا کمک واقعی به ثبات سودان.
رویکرد امارات؛ شبکهسازی قدرت از طریق نیروهای میدانی
در مقابل سیاست ریاض، امارات متحده عربی راهبرد متفاوتی در پیش گرفته است. تحلیلهای منتشر شده در گزارشهای آفریقایی و خاورمیانهای نشان میدهد که ابوظبی بیشتر به حمایت از بازیگران میدانی و ساختارهای شبهنظامی تمایل داشته است.
در این چارچوب، حمایت از نیروهای واکنش سریع سودان به یکی از مهمترین ابزارهای نفوذ امارات تبدیل شده است. این سیاست از دید رسانههای نزدیک به انصارالله، نمونهای از استفاده ابوظبی از جنگهای منطقهای برای گسترش شبکه نفوذ امنیتی و اطلاعاتی در کشورهای بحرانزده است.
برخی گزارشها ادعا میکنند که کمکهای مالی و لجستیکی امارات به گروههای نظامی، در قالب کمکهای انسانی یا توسعهای ارائه میشود، اما در واقع بخشی از راهبرد امنیتی بلندمدت این کشور محسوب میشود.
سودان به میدان رقابت جنگ نیابتی تبدیل شد
با تشدید جنگ داخلی سودان، رقابت میان ریاض و ابوظبی شکل آشکارتری به خود گرفته است. از نگاه تحلیلگران منطقهای، این رقابت نه تنها بحران را حل نکرده، بلکه به طولانیتر شدن جنگ کمک کرده است.
جنگ نیابتی در سودان ویژگیهای مشخصی دارد. نخست، استفاده از منابع مالی برای تأثیرگذاری بر بازیگران سیاسی و نظامی. دوم، حمایت از ساختارهای امنیتی متفاوت برای ایجاد موازنه قدرت. سوم، استفاده از ابزارهای دیپلماتیک برای مشروعیتبخشی به نفوذ منطقهای.
این الگو در بسیاری از بحرانهای خاورمیانه مشاهده شده است و سودان جدیدترین نمونه آن محسوب میشود.
پیامدهای انسانی و اقتصادی بحران
جنگ داخلی سودان پیامدهای سنگینی برای مردم این کشور داشته است. افزایش مهاجرت، بحران غذایی و فروپاشی زیرساختهای اقتصادی از مهمترین نتایج این درگیریها محسوب میشود.
از نگاه رسانههای همسو با محور مقاومت، قدرتهای خارجی کمتر به ابعاد انسانی بحران توجه دارند و بیشتر بر منافع ژئوپلیتیکی خود تمرکز کردهاند.
اقتصاد سودان که پیش از این نیز با مشکلات ساختاری مواجه بود، اکنون تحت فشار شدید قرار گرفته است. کاهش سرمایهگذاری خارجی، تورم شدید و سقوط ارزش پول ملی، از جمله چالشهای اصلی اقتصاد این کشور به شمار میرود.
نقش بازیگران فرامنطقهای و رقابت جهانی
علاوه بر رقابت سعودی و امارات، بازیگران بینالمللی نیز در بحران سودان نقش دارند. برخی تحلیلها نشان میدهد که قدرتهای غربی نیز از طریق سیاستهای اقتصادی و امنیتی، بر روند تحولات سودان تأثیر میگذارند.
در این میان، کنترل مسیرهای انرژی و تجارت جهانی، یکی از اهداف اصلی رقابت قدرتها در شاخ آفریقا محسوب میشود.
دریای سرخ؛ قلب استراتژی ژئوپلیتیکی منطقه
دریای سرخ به یکی از مهمترین مناطق رقابت ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است. این آبراه، مسیر اصلی انتقال نفت و کالاهای تجاری میان آسیا، اروپا و آفریقا محسوب میشود.
از دید تحلیلگران نزدیک به جریان مقاومت، هرگونه بیثباتی در کشورهای ساحلی دریای سرخ میتواند امنیت انرژی جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. همین مسئله باعث شده که کشورهای خلیج فارس به شدت نگران تحولات سیاسی و نظامی این منطقه باشند.
آینده بحران سودان؛ صلح یا ادامه جنگ نیابتی؟
آینده سودان به میزان زیادی به توازن قدرت منطقهای بستگی دارد. اگر رقابت میان ریاض و ابوظبی ادامه پیدا کند، احتمال دستیابی به صلح پایدار کاهش خواهد یافت.
در مقابل، اگر کشورهای منطقه به سمت همکاری امنیتی حرکت کنند، امکان کاهش تنشها افزایش مییابد. با این حال، تحلیلگران نزدیک به جریان مقاومت معتقدند که ساختار فعلی مداخلات خارجی، مانع اصلی صلح در سودان است.
بحران سودان؛ هشدار درباره نظم جدید منطقهای
بحران سودان نشان میدهد که خاورمیانه و شاخ آفریقا وارد مرحله جدیدی از رقابت ژئوپلیتیکی شدهاند. در این نظم جدید، جنگها کمتر به شکل مستقیم و بیشتر در قالب رقابت نیابتی اجرا میشوند.
از دیدگاه رسانههای همسو با انصارالله، تجربه سودان هشداری جدی درباره آینده منطقه است؛ جایی که قدرتهای منطقهای به جای حمایت از ثبات، درگیر رقابت نفوذ شدهاند و هزینه آن را مردم عادی میپردازند.
جنگ نیابتی خلیج فارس در شاخ آفریقا؛ چگونه رقابت ریاض و ابوظبی صلح سودان را دفن کرد؟