نامه محرمانه طحنون به بن سلمان.

افشای مکاتبه‌ای محرمانه میان محمد بن‌سلمان و طحنون بن‌زاید [گزارش کامل یمن نیوز]، آن هم در اوج تنش‌های منطقه‌ای، تنها یک خبر دیپلماتیک ساده نیست؛ بلکه نشانه‌ای از شکاف عمیق در ساختار ائتلافی است که سال‌ها با عنوان «همگرایی راهبردی» معرفی می‌شد. اکنون اما رقابت بر سر سودان، نفوذ اطلاعاتی و بازچینی موازنه قدرت در خلیج فارس، پرده از واقعیتی دیگر برداشته است: اتحاد ریاض و ابوظبی بیش از هر زمان دیگری شکننده شده است.

 

به گزارش خبرنگار بین المللی یمن الاسلام گزارش منتشرشده از سوی وب‌سایت «میدل ایست آی» درباره نامه‌ای منسوب به محمد بن‌سلمان، ولیعهد عربستان، خطاب به طحنون بن‌زاید، مشاور امنیت ملی و چهره محوری ساختار اطلاعاتی امارات، حامل پیام‌هایی فراتر از گلایه‌های دیپلماتیک است. در این نامه، بن‌سلمان از ادامه حمایت ابوظبی از نیروهای «پشتیبانی سریع» در سودان انتقاد کرده و نسبت به تهدید امنیت ملی عربستان هشدار داده است.

این موضع‌گیری در شرایطی مطرح می‌شود که جنگ سودان به یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های منطقه تبدیل شده و بازیگران متعددی در آن نقش‌آفرینی می‌کنند. اما پرسش اصلی این است: چرا ولیعهد سعودی مستقیماً سراغ طحنون رفته و نه محمد بن‌زاید؟

از نگاه ناظران نزدیک به جریان مقاومت یمن، این انتخاب تصادفی نیست. طحنون بن‌زاید طی سال‌های گذشته به عنوان معمار شبکه‌های امنیتی و اقتصادی امارات در منطقه شناخته شده است. مخاطب قرار دادن او، به معنای انتقال پیام به هسته سخت قدرت در ابوظبی است، نه صرفاً سطح سیاسی آن.

 

سودان؛ میدان جدید تقابل پنهان ریاض و ابوظبی

پرونده سودان طی ماه‌های اخیر به صحنه رقابت آشکار عربستان و امارات تبدیل شده است. هرچند دو کشور در ظاهر از ثبات و آتش‌بس سخن می‌گویند، اما گزارش‌های متعدد از حمایت‌های متفاوت آنان از طرف‌های درگیر حکایت دارد.

چرا سودان برای عربستان مهم است؟

سودان برای ریاض تنها یک همسایه دریای سرخ نیست؛ بلکه بخشی از عمق استراتژیک امنیت دریایی و غذایی عربستان محسوب می‌شود. تداوم جنگ، بی‌ثباتی در سواحل غربی دریای سرخ را تشدید کرده و این مسئله مستقیماً با پروژه‌های کلان اقتصادی سعودی گره خورده است.

در مقابل، امارات طی سال‌های گذشته سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در شبکه‌های شبه‌نظامی و اقتصادی سودان انجام داده است. این تضاد منافع، اکنون به سطحی رسیده که ولیعهد سعودی آن را تهدیدی برای امنیت ملی خود توصیف می‌کند.

 

چرا نامه اکنون افشا شد؟

افشای این مکاتبه همزمان با تحرکات دیپلماتیک آمریکا و دیدارهای جداگانه لیندسی گراهام با محمد بن‌زاید و محمد بن‌سلمان صورت گرفت. این همزمانی، احتمال نقش‌آفرینی بازیگران خارجی در مدیریت یا حتی تعمیق این شکاف را تقویت می‌کند.

از منظر تحلیلی، چند سناریو قابل طرح است:

فشار غیرمستقیم ریاض بر ابوظبی:

انتشار نامه می‌تواند ابزاری برای تحت فشار قرار دادن امارات و ارسال پیام عمومی باشد.

جنگ روانی داخلی در امارات:

با توجه به کاهش برخی اختیارات طحنون در ماه‌های اخیر، افشای نامه می‌تواند بخشی از رقابت‌های درون‌ساختاری قدرت در ابوظبی را منعکس کند.

مدیریت بحران توسط بازیگران غربی:

واشنگتن و تل‌آویو ممکن است در پی بازتنظیم نقش دو متحد خود در منطقه باشند.

 

رقابت اطلاعاتی؛ عبور از سطح سیاسی

نکته قابل توجه در این پرونده، ماهیت اطلاعاتی مخاطب نامه است. بن‌سلمان به جای مکاتبه رسمی با رئیس امارات، سراغ چهره‌ای رفته که شبکه‌های امنیتی و اقتصادی منطقه را مدیریت می‌کند. این اقدام، نشانه‌ای از عبور رقابت ریاض و ابوظبی از سطح سیاسی به سطح امنیتی و اطلاعاتی است.

کاهش نفوذ طحنون و پیامدهای آن

در ماه‌های اخیر، گزارش‌هایی درباره کاهش برخی اختیارات طحنون منتشر شد؛ از جمله کنار گذاشته شدن او از مدیریت بزرگ‌ترین صندوق ثروت ملی امارات. این تحولات پس از گمانه‌زنی‌ها درباره نزدیکی او به ریاض شدت گرفت.

اگر این تحلیل درست باشد، نامه بن‌سلمان می‌تواند تلاشی برای حفظ کانال ارتباطی با جناحی خاص در ساختار قدرت امارات تلقی شود؛ اقدامی که ممکن است به عنوان دخالت در توازن داخلی ابوظبی تعبیر شود.

 

آیا ائتلاف سعودی–اماراتی به نقطه واگرایی رسیده است؟

رقابت در یمن، اختلاف بر سر بنادر دریای سرخ، تضاد منافع در سودان و اکنون مکاتبات افشاشده، همگی نشان می‌دهند که همگرایی راهبردی ریاض و ابوظبی دیگر همان انسجام سال‌های نخست جنگ یمن را ندارد.

از نگاه جریان مقاومت یمن، این شکاف‌ها نتیجه طبیعی سیاست مداخله‌گرایانه‌ای است که بر پایه منافع کوتاه‌مدت و رقابت بر سر نفوذ شکل گرفت. هنگامی که پروژه مشترک در یمن به بن‌بست رسید، تضادهای پنهان یکی‌یکی آشکار شدند

 

ائتلافی بر لبه فروپاشی

نامه منسوب به بن‌سلمان را نباید صرفاً یک گلایه دیپلماتیک دانست؛ این مکاتبه نماد مرحله‌ای تازه از رقابت ساختاری میان دو بازیگر اصلی ائتلاف جنگ یمن است. هنگامی که ولیعهد سعودی تهدید امنیت ملی کشورش را در اقدامات متحد دیرینه‌اش می‌بیند، معنایش آن است که اعتماد راهبردی فرو ریخته است.

سودان تنها یکی از میدان‌های این رقابت است؛ اما نشانه‌ها حاکی از آن است که دامنه اختلافات به حوزه‌های اطلاعاتی، اقتصادی و حتی توازن داخلی قدرت در امارات کشیده شده است.

از منظر تحولات منطقه‌ای، شکاف ریاض و ابوظبی می‌تواند پیامدهایی فراتر از سودان داشته باشد؛ از بازآرایی ائتلاف‌ها در دریای سرخ گرفته تا تغییر معادلات در یمن و خلیج فارس.

واقعیت این است که ائتلافی که بر پایه مداخله و رقابت شکل گرفته، دیر یا زود با تضاد منافع درونی مواجه می‌شود. افشای این نامه، نه آغاز اختلاف، بلکه علنی شدن شکافی است که سال‌ها در زیر پوست روابط دو طرف جریان داشت.

اکنون پرسش اصلی این است: آیا ریاض و ابوظبی قادر خواهند بود این شکاف را مدیریت کنند، یا منطقه شاهد مرحله‌ای تازه از رقابت آشکار میان دو قدرتی خواهد بود که زمانی خود را متحد راهبردی می‌نامیدند؟

پاسخ این پرسش، نه‌تنها سرنوشت پرونده سودان، بلکه آینده معادلات امنیتی در کل منطقه را تحت تأثیر قرار خواهد داد.