
پرونده جفری اپستین، میلیاردر آمریکایی، فراتر از یک پرونده اخلاقی و جنایی [گزارش کامل شبکه المسیر] است؛ پروندهای که در آن شبکهای اطلاعاتی و سیاسی از دهه ۱۹۸۰ در حال باجگیری از شخصیتهای بانفوذ و استفاده از نفوذ آنها برای اهداف بینالمللی بوده است. کارشناسان معتقدند اپستین تنها چهره ظاهری ماجرا بود و پشت پرده، شبکهای منسجم از عوامل اطلاعاتی و مالی با ارتباط مستقیم با موساد و نهادهای اطلاعاتی غرب فعالیت میکردند. این شبکه، شخصیتهای عرب و جهانی را با وعده نفوذ سیاسی، امکانات مالی و موقعیت اجتماعی به دام میانداخت و سپس از آنها برای فشار و تأثیرگذاری استفاده میکرد. پرونده اپستین اکنون بیش از هر زمان دیگری، پرسشهای مهمی درباره سیاستهای جهانی و نقش مستقیم اسرائیل و نهادهای اطلاعاتی غرب در امور منطقهای و بهویژه پرونده یمن، مطرح کرده است.
اپستین؛ فقط چهره ظاهری یا حلقهای در یک شبکه بزرگ؟
به گزارش خبرنگار بین المللی یمن الاسلام کارشناسان و تحلیلگران معتقدند آنچه رسانهها تاکنون به آن پرداختهاند، تنها تمرکز بر اسناد و تصاویر است و پرسشهای اصلی همچنان بیپاسخ ماندهاند. پرسشهایی مانند اینکه این اسناد چگونه مورد استفاده قرار گرفتند و چه فشارهایی پیش از افشای آنها بر سیاستمداران، تاجران و شخصیتهای بانفوذ اعمال شده است.
به گفته منابع نزدیک به پرونده، اپستین تنها جلوه ظاهری شبکه بود و پشت سر او شبکهای اطلاعاتی و سازمانیافته قرار داشت که با حمایت مستقیم موساد و نهادهای اطلاعاتی غرب فعالیت میکرد. شریک اصلی اپستین، گیلین مکسول، و پدرش که در معرفی و حمایت از او نقش داشت، نیز در معرض شبهه ارتباط با این دستگاهها قرار دارند.
این شبکه فراتر از جرایم اخلاقی و جنایی، از جمله سوءاستفاده از افراد کمسن، به یک سازوکار پیچیده باجگیری سیاسی و اطلاعاتی تبدیل شده بود. روابط اجتماعی، موقعیتهای مالی و ارتباطات سیاسی برای جلب شخصیتهای بانفوذ استفاده میشد و پس از مستندسازی رفتارها، فشار و باجگیری بر آنها اعمال میشد.
ابزار فشار و نفوذ بر شخصیتهای عرب
یکی از نکات برجسته پرونده، تأثیر شبکه اپستین بر شخصیتهای عرب و پروندههای منطقهای است. منابع نزدیک به پرونده تأکید میکنند که اپستین با وعده نفوذ سیاسی و ارتباط با قدرتهای جهانی، شخصیتهایی مانند شاهر عبد الحق، تاجر و فعال سیاسی یمنی، را تحت تأثیر قرار داده است. هدف شبکه، نه فقط بهرهبرداری مالی یا اجتماعی، بلکه شکلدهی به تصمیمات سیاسی و تأثیرگذاری در پروندههای حساس منطقهای مانند یمن بوده است.
مذاکرات اپستین و عبد الحق نشان میدهد که شبکه با استفاده از ارتباطاتش، در موضوع ایجاد شورای ریاستی در یمن دخالت داشته است؛ این شورا بعدها تحت ریاست عاصم العليمي شکل گرفت. این مثال تنها بخش کوچکی از نفوذ شبکه در پروندههای سیاسی بینالمللی است و نشان میدهد پرونده اپستین فراتر از مسائل اخلاقی، به سیاستهای منطقهای و بینالمللی مرتبط بوده است.
چه چیزی هنوز مخفی است؟
بر اساس اسناد و اظهارات کارشناسان، میلیونها سند مرتبط با پرونده اپستین وجود دارد و آنچه تاکنون منتشر شده، تنها بخش کوچکی از این پرونده است. پرسش اصلی این است که چگونه از این اسناد برای فشار و تأثیرگذاری بر شخصیتها قبل از افشاگریها استفاده شده است.
علاوه بر این، تلاشهای مستمری برای منحرف کردن افکار عمومی از ابعاد حساس پرونده، بهویژه بخشهای مرتبط با صهیونیسم و فشار بر کشورهای عربی و شخصیتها برای تأمین منافع اسرائیل، مشاهده میشود. این بدان معناست که انتشار بخشهای محدود پرونده، تنها بخشی از یک بازی بزرگتر با اهداف سیاسی و اطلاعاتی است.
موساد و شبکه جهانی باجگیری
تحلیلگران معتقدند موساد نقش کلیدی در هدایت و پشتیبانی شبکه اپستین داشته است. از دهه ۱۹۸۰ میلادی، این شبکه با بهرهبرداری از روابط اجتماعی و سیاسی شخصیتها، باجگیری را بهعنوان ابزار نفوذ استفاده میکرد. استراتژی شبکه شامل جذب شخصیتها با وعده نفوذ، ثبت ملاقاتها و گفتوگوها و سپس استفاده از این اطلاعات برای اعمال فشار در پروندههای سیاسی بوده است.
این شبکه نه تنها بر سطح روابط شخصی تمرکز داشته، بلکه به دنبال تأثیرگذاری سیاسی مستقیم در کشورها و پروندههای بینالمللی بوده است. میزبانی از شخصیتهای بانفوذ در جزایر اپستین و ثبت ملاقاتها، ابزاری برای القای قدرت و نفوذ سیاسی بوده است.
پیامدها برای پرونده یمن و سیاست منطقهای
یکی از نگرانیهای اصلی تحلیلگران، تأثیر شبکه اپستین بر پروندههای حساس منطقهای مانند یمن است. شبکه با بهرهگیری از شخصیتهای بانفوذ، تلاش داشته مواضع و ترتیبات سیاسی در یمن را شکل دهد و برخی تصمیمات داخلی را به نفع اهداف بینالمللی هدایت کند.
این شبکه، با ایجاد ارتباطات پیچیده و فشار بر شخصیتها، توانسته است در پروندههای سیاسی و حتی ایجاد نهادهای جدید سیاسی در یمن مؤثر باشد. نمونه آن، دخالت در شکلگیری شورای ریاستی و تأثیرگذاری بر تصمیمات کلان یمن است.
آمریکا و افشای محدود پرونده
یکی دیگر از ابعاد مهم پرونده، نقش آمریکا در انتشار اسناد و زمانبندی افشاگریها است. تحلیلگران معتقدند انتشار محدود پرونده، همزمان با کاهش فشار بر اسرائیل در پی انتقادات بینالمللی و رسواییهای غزه، انجام شده است. این اقدام میتواند افکار عمومی را منحرف کند و تمرکز بر جرایم اسرائیل را کاهش دهد.
همچنین، آمریکا اکنون کمتر به ارزشها و قوانین بینالمللی پایبند است و گاه اصول اخلاقی و سیاسی خود را بهطور آشکار زیر سؤال میبرد. در این شرایط، افشای پرونده اپستین میتواند همزمان نقش سیاسی و رسانهای داشته باشد و هم تمرکز را از موضوعات حساس دیگر منحرف کند.
پروندهای فراتر از اخلاق؛ شبکهای با اهداف سیاسی و منطقهای
پرونده اپستین نشان میدهد که ما با یک شبکه گسترده اطلاعاتی و سیاسی مواجه هستیم که فراتر از مسائل اخلاقی و جنایی عمل میکند. این شبکه با بهرهبرداری از روابط اجتماعی و مالی شخصیتهای بانفوذ، توانسته است تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم بر تصمیمات سیاسی داخلی و بینالمللی داشته باشد.
برای کشورهای عربی و منطقه، پرونده اپستین زنگ خطری است برای توجه به چگونگی استفاده از شبکههای اطلاعاتی خارجی در امور داخلی و حساسیت نسبت به نفوذ پنهان. افشای اسناد محدود تاکنون تنها بخشی از واقعیت را نشان میدهد و بخشهای عمده و حساس پرونده همچنان پنهان است.
تجربه پرونده اپستین به ما یادآوری میکند که نفوذ سیاسی و اطلاعاتی، وقتی با باجگیری و فشار مالی همراه شود، میتواند بر پروندههای منطقهای و حتی تشکیل نهادهای سیاسی داخلی تأثیر بگذارد. پرونده اپستین هنوز باز است و آنچه در آینده افشا خواهد شد، ممکن است به تأثیرگذاری شبکه بر سیاستها و شخصیتهای بانفوذ در سطح بینالمللی روشنتر شود و نشان دهد که اخلاق و جنایت تنها بخش کوچکی از واقعیت است و بازی اصلی در پشت پرده جریان دارد.