پرونده اپستین، افشاگری جنایی‌.

پرونده جفری اپستین، سرمایه‌دار آمریکایی که نامش با شبکه‌های سوءاستفاده جنسی، ارتباط با نخبگان سیاسی و امنیتی غرب و ابهامات فراوان گره خورده [گزارش کامل ۲۶ سپتامبر]، بار دیگر به صدر توجه افکار عمومی بازگشته است. انتشار اسناد تازه و گمانه‌زنی‌ها درباره ارتباطات پنهان او، نه‌تنها در آمریکا و اروپا بلکه در جهان عرب نیز موجی از واکنش‌ها را برانگیخته است. در این میان، یمن به‌عنوان کشوری که سال‌ها هدف جنگ رسانه‌ای و سیاسی غرب بوده، این پرونده را از زاویه‌ای متفاوت می‌نگرد؛ زاویه‌ای که بر افشای دوگانگی‌های اخلاقی قدرت‌های غربی تأکید دارد. جالب آنکه رسانه‌های عبری خود نیز به این بازتاب گسترده در جامعه یمن پرداخته و آن را پدیده‌ای قابل توجه دانسته‌اند.

 

به گزارش خبرنگار بین المللی یمن الاسلام پرونده اپستین در نگاه بسیاری از ناظران یمنی، صرفاً یک رسوایی فردی یا اخلاقی نیست؛ بلکه نمادی از ساختار قدرتی است که سال‌ها با شعار حقوق بشر، دموکراسی و حمایت از زنان و کودکان، به دیگر ملت‌ها درس اخلاق داده است. اکنون همان ساختار با پرونده‌ای روبه‌روست که در آن نام سیاستمداران، سرمایه‌داران و حتی برخی محافل امنیتی مطرح می‌شود.

رسانه‌های عبری در گزارش‌های اخیر خود اذعان کرده‌اند که جامعه یمن، چه در سطح رسمی و چه در شبکه‌های اجتماعی، تحولات مربوط به اپستین را به‌دقت دنبال می‌کند. این توجه صرفاً از سر کنجکاوی خبری نیست؛ بلکه بخشی از یک روایت بزرگ‌تر درباره «ریاکاری سیاسی و اخلاقی غرب» تلقی می‌شود.

در سال‌هایی که یمن زیر شدیدترین فشارهای نظامی و انسانی قرار داشت، بسیاری از رسانه‌های غربی با تمرکز بر موضوعاتی مانند حقوق کودک و وضعیت زنان، تصویری یک‌سویه از بحران ارائه می‌کردند. اکنون، با برجسته شدن پرونده اپستین، کاربران و تحلیلگران یمنی این پرسش را مطرح می‌کنند که چگونه همان دولت‌ها و نهادهایی که خود را مدافع ارزش‌های انسانی می‌دانند، در برابر چنین رسوایی‌هایی یا سکوت می‌کنند یا برخوردی گزینشی دارند.

 

بازتاب پرونده اپستین در افکار عمومی یمن

آنچه در یمن دیده می‌شود، صرفاً بازنشر اخبار نیست؛ بلکه نوعی بازخوانی سیاسی–اخلاقی است. بسیاری از فعالان رسانه‌ای یمنی معتقدند این پرونده فرصتی است برای نشان دادن تناقض میان گفتار و کردار قدرت‌های غربی.

در شبکه‌های اجتماعی، کاربران یمنی بارها به این نکته اشاره کرده‌اند که غرب سال‌ها جوامع اسلامی را به بهانه‌هایی چون ازدواج زودهنگام یا استفاده از کودکان در درگیری‌ها مورد انتقاد قرار داده، اما اکنون با پرونده‌ای مواجه است که در آن اتهام سوءاستفاده سازمان‌یافته از کودکان در قلب جوامع غربی مطرح می‌شود. از نگاه این کاربران، مسئله فقط جرم یک فرد نیست، بلکه شبکه‌ای از قدرت و ثروت است که امکان پنهان‌کاری و مصونیت را فراهم کرده است.

نقش رسانه‌های عبری در روایت ماجرا

توجه رسانه‌های عبری به واکنش یمنی‌ها خود نکته‌ای قابل تأمل است. این رسانه‌ها با نوعی شگفتی گزارش داده‌اند که چگونه یک پرونده آمریکایی توانسته چنین بازتابی در جامعه یمن داشته باشد. اما در لایه پنهان‌تر، این توجه نشان می‌دهد که نبرد روایت‌ها در منطقه تا چه حد اهمیت یافته است.

وقتی رسانه‌های عبری به این موضوع می‌پردازند که یمنی‌ها از پرونده اپستین برای نقد «فساد اخلاقی غرب» استفاده می‌کنند، در واقع به قدرت روایت‌سازی افکار عمومی منطقه اذعان می‌کنند. این یعنی دیگر انحصار روایت در دست رسانه‌های بزرگ غربی نیست و جوامع منطقه نیز روایت خود را می‌سازند.

 

پرونده اپستین به‌عنوان ابزار نقد سیاسی

در سخنرانی‌ها و مواضع برخی رهبران و چهره‌های سیاسی یمن، پرونده اپستین در چارچوبی فراتر از یک رسوایی شخصی تحلیل می‌شود. این پرونده به‌عنوان نشانه‌ای از بحران عمیق‌تر در نظام ارزشی غرب معرفی می‌شود؛ نظامی که از یک‌سو خود را الگوی اخلاقی جهان می‌داند و از سوی دیگر با چنین پرونده‌هایی روبه‌روست.

تحلیلگران یمنی می‌گویند تمرکز بر این پرونده، تلاشی برای تغییر زمین بازی رسانه‌ای است. سال‌ها روایت غالب از سوی رسانه‌های غربی ساخته می‌شد، اما اکنون پرونده‌هایی از این دست امکان معکوس کردن جهت روایت را فراهم می‌کند. به بیان دیگر، به‌جای آنکه فقط کشورهای منطقه زیر ذره‌بین باشند، این‌بار خود غرب در معرض پرسش قرار گرفته است.

پیوند دادن پرونده به سیاست خارجی آمریکا

برخی تحلیل‌ها در یمن فراتر رفته و این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا تشدید برخی تنش‌های خارجی آمریکا می‌تواند به‌طور غیرمستقیم افکار عمومی را از رسوایی‌های داخلی منحرف کند یا نه. هرچند این ادعاها نیازمند شواهد دقیق است، اما طرح آن‌ها نشان می‌دهد که بی‌اعتمادی نسبت به سیاست‌های آمریکا در منطقه عمیق است.

 

ابعاد فرهنگی و رسانه‌ای ماجرا

کمدین‌ها، کاریکاتوریست‌ها و فعالان فرهنگی یمن نیز به این موضوع پرداخته‌اند. طنز سیاسی، کارتون و ویدیوهای انتقادی به ابزاری برای بیان دیدگاه‌ها تبدیل شده است. در این آثار، معمولاً بر دوگانگی استانداردهای غربی تأکید می‌شود؛ اینکه چگونه موضوعات حقوق بشری گاه به ابزار فشار سیاسی تبدیل می‌شود.

این بعد فرهنگی اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان می‌دهد پرونده اپستین فقط در سطح نخبگان سیاسی مطرح نیست، بلکه به گفت‌وگوی عمومی راه یافته است. وقتی یک موضوع وارد فرهنگ عامه می‌شود، اثرگذاری آن بر افکار عمومی عمیق‌تر و ماندگارتر خواهد بود.

 

جنگ روایت‌ها و فروریختن تصویرهای مقدس

پرونده اپستین، فارغ از سرنوشت حقوقی آن، به میدان جدیدی در جنگ روایت‌ها تبدیل شده است. برای بسیاری در یمن، این پرونده صرفاً درباره یک فرد نیست؛ بلکه درباره نظامی است که سال‌ها خود را قاضی اخلاق جهان معرفی کرده است.

امروز افکار عمومی منطقه بیش از گذشته به مقایسه روایت‌ها می‌پردازد. وقتی تناقض‌ها برجسته می‌شود، تصویرهای به‌ظاهر مقدس ترک برمی‌دارد. این به معنای تبرئه هیچ جامعه‌ای از خطا نیست، بلکه یادآور این واقعیت است که معیارهای اخلاقی نباید ابزاری سیاسی و گزینشی باشند.

پیام اصلی که از دل این ماجرا بیرون می‌آید، برای بسیاری از ناظران یمنی این است: جهانی که در آن قدرت‌های بزرگ خود را فراتر از نقد می‌دانند، دیر یا زود با واقعیت‌های پنهانش روبه‌رو می‌شود. در عصر ارتباطات، هیچ روایتی برای همیشه یک‌طرفه نمی‌ماند.

به‌نظر می‌رسد پرونده‌هایی از این دست، بیش از آنکه صرفاً حقوقی باشند، سیاسی–رسانه‌ای‌اند و بر ذهنیت ملت‌ها اثر می‌گذارند. برای منطقه‌ای چون غرب آسیا که سال‌ها موضوع قضاوت دیگران بوده، چنین پرونده‌هایی فرصتی است برای بازتعریف جایگاه خود در نبرد روایت‌ها. در نهایت، آنچه باقی می‌ماند، ضرورت صداقت در معیارهای اخلاقی و پرهیز از استفاده ابزاری از ارزش‌های انسانی است؛ درسی که اگر جهانی فهمیده شود، شاید به نظمی عادلانه‌تر در عرصه بین‌الملل بینجامد.