
همزمان با اوجگیری تنشهای منطقهای و افزایش حساسیت گذرگاههای دریایی پیرامون یمن، تحرکات دیپلماتیک و میدانی آمریکا در جزایر یمنی [گزارش کامل ypagency] وارد مرحله تازهای شده است. دیدار اخیر سفیر آمریکا با فرماندار سقطری در ریاض، در ظاهر نشستی درباره «توسعه زیرساختها» معرفی شد، اما در بطن خود حامل پیامهایی عمیقتر درباره آینده حضور آمریکا و متحدانش در جنوب یمن است. بسیاری از ناظران این تحرکات را نشانه آغاز دور جدیدی از بازچینی نفوذ خارجی در جزایر راهبردی یمن میدانند؛ روندی که میتواند موازنههای امنیتی در خلیج عدن و بابالمندب را دستخوش تغییر کند.
جزیره سقطری در سالهای اخیر از یک مقصد گردشگری بکر و کمتر شناختهشده، به یکی از نقاط حساس در معادلات ژئوپلیتیکی منطقه تبدیل شده است. موقعیت جغرافیایی این جزیره در شرق خلیج عدن و نزدیکی به خطوط کشتیرانی بینالمللی، آن را به نقطهای جذاب برای قدرتهایی تبدیل کرده که به دنبال اشراف اطلاعاتی و نظامی بر آبراههای راهبردی هستند.
در همین چارچوب، حضور و تحرکات تازه سفیر آمریکا در پرونده یمن، پس از فعالیت در اراضی اشغالی، توجه بسیاری از تحلیلگران را جلب کرده است. انتقال تمرکز دیپلماتیک از تلآویو به ریاض و سپس به پرونده سقطری، از نگاه ناظران تنها یک جابهجایی اداری نیست، بلکه نشانه هماهنگی فزاینده میان واشنگتن، ریاض و تلآویو در پرونده جنوب یمن تلقی میشود.
اعلام رسمی سفارت آمریکا مبنی بر اینکه دیدار با مسئولان سقطری با هدف «توسعه زیرساختها» انجام شده، در ظاهر رویکردی اقتصادی را القا میکند، اما تجربه سالهای گذشته در منطقه نشان داده که پروژههای زیرساختی اغلب با پیوستهای امنیتی و اطلاعاتی همراه میشوند. بهویژه در مناطقی که از نظر ژئوپلیتیکی حساس هستند، توسعه بنادر، باندهای فرودگاهی و شبکههای ارتباطی میتواند کارکرد دوگانه داشته باشد.
سقطری؛ جزیرهای فراتر از یک نقطه جغرافیایی
سقطری تنها یک جزیره در نقشه نیست، بلکه از نظر راهبردی بهمنزله سکویی مشرف بر یکی از شریانهای حیاتی تجارت جهانی است. هر کشوری که در این جزیره حضور مؤثر داشته باشد، میتواند بخشی از ترافیک دریایی میان اقیانوس هند، خلیج عدن و دریای سرخ را زیر نظر بگیرد.
این اهمیت باعث شده سقطری بهتدریج از حاشیه تحولات سیاسی یمن خارج شود و به متن رقابتهای منطقهای وارد گردد. در سالهای اخیر، گزارشهای متعددی درباره حضور نظامی و اطلاعاتی خارجی در برخی جزایر یمن منتشر شده که سقطری نیز در میان آنها جایگاه ویژهای دارد.
از نگاه جریانهای نزدیک به صنعاء، آنچه در سقطری جریان دارد، صرفاً همکاریهای اقتصادی یا عمرانی نیست، بلکه بخشی از پروژه بزرگتر برای کنترل محیط پیرامونی یمن و محدودسازی نقش این کشور در معادلات دریای سرخ است.
نقش عربستان در معماری نفوذ جدید
یکی از نکات قابلتوجه در تحرکات اخیر، نقش پررنگ ریاض بهعنوان بستر و واسطه این دیدارهاست. برگزاری نشستهای مرتبط با پرونده جزایر یمن در خاک عربستان، این پیام را منتقل میکند که ریاض همچنان خود را بازیگر اصلی جنوب یمن میداند.
ریاض بهعنوان مجری میدانی
برخی تحلیلگران معتقدند عربستان در این مقطع بیش از آنکه تصمیمگیر نهایی باشد، نقش مجری پروژههای امنیتی هماهنگ با واشنگتن را ایفا میکند. این نقشآفرینی میتواند تلاشی برای بازسازی جایگاه منطقهای ریاض پس از سالها درگیری پرهزینه در یمن نیز تلقی شود.
کاهش نقش دیگر بازیگران
در کنار برجسته شدن نقش عربستان، نشانههایی از تلاش برای بازتنظیم نقش سایر بازیگران جنوب یمن نیز دیده میشود. صحبت از ادغام، تغییر ساختار یا حتی حذف برخی گروههای محلی، از نگاه ناظران بخشی از طرح یکدستسازی ابزارهای نفوذ در جنوب یمن است تا تصمیمگیریها در نهایت در راستای اهداف کلان آمریکا و متحدانش قرار گیرد.
پیوند تحرکات جدید با امنیت دریای سرخ
تحولات سقطری را نمیتوان جدا از وضعیت کلی دریای سرخ تحلیل کرد. طی دو سال گذشته، این پهنه آبی به یکی از کانونهای تنش در پیوند با جنگ غزه و تحولات منطقهای تبدیل شده است. عملیاتهای یمنی در حمایت از غزه و تأثیر آن بر تردد کشتیها، معادلات امنیت دریایی را پیچیدهتر کرده است.
در چنین فضایی، طبیعی است که آمریکا به دنبال ایجاد نقاط اتکا و پایگاههای نزدیکتر به منطقه باشد. جزایر یمن، از جمله سقطری، میون و زقر، از این منظر اهمیت مضاعفی پیدا میکنند. حضور فنی، اطلاعاتی یا لجستیکی در این جزایر میتواند امکان واکنش سریعتر و رصد دقیقتر تحولات دریایی را فراهم کند.
از نگاه منتقدان این روند، چنین حضوری نه تنها به ثبات منطقه کمک نمیکند، بلکه احتمال تبدیل جزایر یمن به عرصه رقابتهای امنیتی را افزایش میدهد؛ رقابتهایی که در نهایت امنیت کشتیرانی و ثبات منطقه را بیشتر تهدید میکند.
حاکمیت یمن و چالش جزایر
مسئله اصلی در این میان، موضوع حاکمیت ملی یمن بر جزایر خود است. هرگونه توافق یا ترتیبات امنیتی که بدون اجماع ملی یمنیها و خارج از چارچوب حاکمیت فراگیر انجام شود، میتواند به منبعی برای تنشهای داخلی و منطقهای تبدیل گردد.
برای بسیاری از نیروهای سیاسی و اجتماعی یمن، جزایر این کشور بخشی جداییناپذیر از حاکمیت ملی هستند و تبدیل آنها به پایگاههای خارجی، بهمنزله تضعیف استقلال کشور تلقی میشود. همین نگاه سبب شده هرگونه خبر درباره حضور خارجی در این جزایر، حساسیتهای زیادی برانگیزد.
ابعاد اقتصادی و منابع طبیعی
در کنار ملاحظات امنیتی، نباید از بُعد اقتصادی نیز غافل شد. برخی از مناطق جنوبی و جزایر یمن در نزدیکی حوزههای غنی دریایی و منابع طبیعی قرار دارند. دسترسی به این منابع میتواند برای بازیگران خارجی جذاب باشد، بهویژه در شرایطی که رقابت جهانی بر سر منابع انرژی و مسیرهای انتقال آن رو به افزایش است.
در این چارچوب، توسعه زیرساختها میتواند مقدمهای برای حضور بلندمدت اقتصادی باشد؛ حضوری که در صورت نبود نظارت و توازن، ممکن است به وابستگی یا واگذاری امتیازات راهبردی منجر شود.
جزایر یمن؛ از حاشیه جغرافیا تا متن رقابت قدرتها
آنچه امروز در سقطری و دیگر جزایر یمن در جریان است، نشان میدهد این مناطق دیگر صرفاً نقاط دورافتاده جغرافیایی نیستند، بلکه به بخش مهمی از معادلات قدرت در منطقه تبدیل شدهاند. تحرکات دیپلماتیک آمریکا، نقشآفرینی عربستان و پیوند خوردن این روند با تحولات دریای سرخ، همگی بیانگر شکلگیری مرحلهای تازه در رقابتهای ژئوپلیتیکی پیرامون یمن است.
در این میان، آینده این جزایر بیش از هر چیز به سرنوشت کلی بحران یمن، میزان اجماع داخلی یمنیها و همچنین سطح تنشهای منطقهای بستگی دارد. اگر جزایر به عرصه تسویهحساب قدرتهای خارجی تبدیل شوند، نهتنها حاکمیت یمن بلکه ثبات کل منطقه تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
واقعیت این است که سقطری و دیگر جزایر یمن امروز در نقطه تلاقی اقتصاد، امنیت و سیاست قرار گرفتهاند. هر تصمیم درباره آنها، تنها یک تصمیم محلی نیست، بلکه بخشی از پازل بزرگتر رقابت در دریای سرخ و خلیج عدن است؛ پازلی که آینده آن همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.