
تحولات اخیر در روابط عربستان سعودی و امارات متحده عربی نشان میدهد [گزارش کامل یمن نیوز] که شکافهای پنهان میان دو متحد قدیمی ائتلاف یمن، اکنون در حال آشکار شدن در جغرافیایی فراتر از شبهجزیره عربی است. امضای توافق همکاری نظامی میان ریاض و موگادیشو، بلافاصله پس از تهدیدهای رئیسجمهور سومالی علیه «سومالیلند» مورد حمایت ابوظبی، تنها یک توافق دوجانبه ساده نیست؛ بلکه نشانهای از انتقال رقابت ژئوپلیتیک به آن سوی خلیج عدن است؛ جایی که امنیت دریایی، خطوط انرژی و نفوذ منطقهای به هم گره خوردهاند.
به گزارش خبرنگار بین المللی یمن الاسلام در سالهای گذشته، عربستان و امارات اغلب بهعنوان دو ضلع اصلی یک محور مشترک در پروندههای منطقهای شناخته میشدند؛ از یمن گرفته تا شاخ آفریقا و حتی برخی پروندههای شمال آفریقا. اما روند تحولات میدانی و سیاسی نشان داده است که اتحادهای منطقهای تا زمانی پایدارند که منافع طرفها در یک مسیر حرکت کند. هر جا این منافع از هم فاصله بگیرد، شکافها بهسرعت نمایان میشود.
توافق اخیر میان وزیر دفاع عربستان و دولت سومالی را باید در همین چارچوب تحلیل کرد. این توافق در زمانی امضا شد که رئیسجمهور سومالی با لحنی کمسابقه از آمادگی برای جنگ بهمنظور بازپسگیری «سومالیلند» سخن گفت؛ منطقهای که طی سالهای اخیر روابط نزدیکی با امارات برقرار کرده و ابوظبی در آن سرمایهگذاریهای بندری و امنیتی انجام داده است. همزمانی این دو رخداد، از نگاه بسیاری از ناظران تصادفی نیست.
از منظر راهبردی، شاخ آفریقا برای عربستان اهمیت فزایندهای یافته است. ریاض سالها تمرکز اصلی خود را بر خلیج فارس و دریای سرخ گذاشته بود، اما اکنون بهنظر میرسد که رقابت بر سر بنادر، جزایر و خطوط کشتیرانی در اطراف بابالمندب و خلیج عدن، این کشور را به حضور فعالتر در ساحل آفریقایی واداشته است. این همان منطقهای است که یمن نیز بر آن اشراف دارد و هر تحول امنیتی در آن، مستقیم یا غیرمستقیم بر معادلات یمن اثر میگذارد
شکست میانجیگری و آغاز فاز جدید رقابت
میانجیگری مصر برای کاهش تنش میان ریاض و ابوظبی، تلاشی در راستای جلوگیری از علنی شدن شکافها بود. قاهره بهخوبی میداند که هرگونه اختلاف جدی میان دو شریک ثروتمند خلیج فارس، میتواند بر توازنهای اقتصادی و سیاسی منطقه اثر بگذارد. با این حال، شواهد موجود نشان میدهد که این میانجیگری دستکم در کوتاهمدت موفق نبوده است.
برخی محافل رسانهای نزدیک به امارات بهطور ضمنی از شکست تلاشها برای رسیدن به تفاهم خبر دادهاند. در چنین فضایی، هر حرکت نظامی یا امنیتی جدید، رنگوبوی پیام سیاسی نیز به خود میگیرد. توافق با سومالی را میتوان پیامی غیرمستقیم به ابوظبی دانست؛ پیامی مبنی بر اینکه ریاض نیز ابزارهای نفوذ خود را در شاخ آفریقا فعال خواهد کرد.
پیوند پرونده سومالی با معادله یمن
برای درک عمق ماجرا، باید پیوند میان پرونده سومالی و یمن را در نظر گرفت. خلیج عدن صرفاً یک پهنه آبی میان دو ساحل نیست؛ بلکه شاهراهی راهبردی است که تجارت جهانی و صادرات انرژی از آن عبور میکند. هر قدرتی که در دو سوی این خلیج نفوذ داشته باشد، عملاً بر یکی از گلوگاههای مهم جهان مسلط میشود.
در سالهای جنگ یمن، ائتلاف به رهبری عربستان تلاش کرد کنترل بنادر و سواحل راهبردی را در دست داشته باشد. امارات نیز بهطور خاص بر بنادر جنوبی یمن و جزایر راهبردی تمرکز کرد. همین تفاوت اولویتها، بهتدریج زمینهساز رقابتهای پنهان شد. اکنون بهنظر میرسد که این رقابت از سواحل یمن عبور کرده و به سواحل آفریقایی رسیده است.
از دید برخی تحلیلگران، هرگونه افزایش حضور نظامی خارجی در اطراف بابالمندب، میتواند به نظامیتر شدن بیشتر این گذرگاه منجر شود؛ مسئلهای که در نهایت امنیت منطقه را شکنندهتر میکند. در چنین شرایطی، ملتهای منطقه هزینه رقابت قدرتها را میپردازند.
ابعاد اقتصادی و بندری رقابت
رقابت ریاض و ابوظبی فقط امنیتی نیست؛ بُعد اقتصادی پررنگی نیز دارد. بنادر، مناطق آزاد تجاری و مسیرهای ترانزیتی، ابزارهای نفوذ نرم اما مؤثر هستند. امارات طی سالهای گذشته با سرمایهگذاری در بنادر مختلف از عدن تا بربره، شبکهای از نفوذ بندری ایجاد کرده است. عربستان که پروژههای کلان اقتصادی در چارچوب «چشمانداز ۲۰۳۰» را دنبال میکند، نمیخواهد از این رقابت عقب بماند.
در نتیجه، شاخ آفریقا به صحنهای تبدیل شده که در آن سیاست، اقتصاد و امنیت درهم تنیدهاند. توافق نظامی با سومالی میتواند بستر همکاریهای بندری و امنیت دریایی را نیز فراهم کند. این موضوع برای کشوری مانند سومالی که با چالشهای داخلی روبهروست، هم فرصت است و هم ریسک؛ فرصت از نظر جذب حمایت خارجی و ریسک از منظر تبدیل شدن به میدان رقابت دیگران.
بازتابهای منطقهای
تحولات اخیر بیتردید از نگاه سایر بازیگران منطقهای دور نمانده است. کشورهایی که به امنیت دریای سرخ و خلیج عدن وابستهاند، با دقت این جابهجاییهای راهبردی را دنبال میکنند. هر تغییری در موازنه قدرت میتواند بر مسیرهای انرژی، بیمه کشتیرانی و هزینههای حملونقل اثر بگذارد.
از سوی دیگر، ملت یمن که سالهاست با پیامدهای جنگ دستوپنجه نرم میکند، تحولات پیرامون خود را با حساسیت مینگرد. هر رقابت جدید خارجی که به پیرامون یمن کشیده شود، این نگرانی را ایجاد میکند که بحرانها بهجای حل شدن، صرفاً جغرافیای خود را تغییر دهند.
آیا رویارویی مستقیم محتمل است؟
با وجود لحن تند برخی رسانهها، هنوز نمیتوان از رویارویی مستقیم سخن گفت. روابط عربستان و امارات شبکهای از منافع مشترک اقتصادی و امنیتی دارد که بهسادگی قابل گسستن نیست. اما در عین حال، رقابت کنترلشده نیز خود میتواند بیثباتکننده باشد؛ بهویژه اگر در مناطقی مانند شاخ آفریقا و اطراف یمن جریان یابد.
بهنظر میرسد دو طرف میکوشند بدون رسیدن به نقطه تقابل علنی، حوزه نفوذ خود را گسترش دهند. این همان الگویی است که در بسیاری از رقابتهای ژئوپلیتیک دیده میشود: فشار غیرمستقیم، ارسال پیامهای سیاسی و استفاده از بازیگران محلی.
خلیج عدن در آستانه آرایش جدید قدرت
مجموعه نشانهها حکایت از آن دارد که خلیج عدن و شاخ آفریقا در حال تبدیل شدن به یکی از صحنههای اصلی رقابتهای نوین منطقهای هستند. توافق نظامی عربستان با سومالی را باید در چارچوب تلاش برای موازنهسازی در برابر نفوذ امارات تفسیر کرد. این روند اگر ادامه یابد، میتواند به شکلگیری آرایش جدیدی از قدرت در اطراف بابالمندب منجر شود.
پیام اصلی این تحولات برای کشورهای منطقه روشن است: امنیت پایدار نه از مسیر رقابتهای فرسایشی، بلکه از راه تفاهمهای منطقهای و احترام به حاکمیت کشورها بهدست میآید. تا زمانی که جغرافیای پیرامون یمن و شاخ آفریقا میدان رقابت قدرتهای ثروتمند باقی بماند، سایه بیثباتی نیز از این آبراه راهبردی دور نخواهد شد.