
جنگ یمن که امارات و عربستان آن را عرصهای برای نمایش قدرت منطقهای تصور کرده بودند [گزارش کامل یمن نیوز]، اکنون نشان میدهد اقتصادهای وابسته به ثبات و جریان آزاد تجارت، نخستین قربانی سیاستهای سلطهطلبانه هستند. بررسی بنادر استراتژیک جبل علی و بقیق و مسیر حیاتی باب المندب نشان میدهد هرگونه اختلال، پیامدهای فوری اقتصادی و سیاسی برای مهاجمان دارد.
امارات متحده عربی با حضور مستقیم در خاک یمن قصد داشت با تبدیل جغرافیای این کشور به حوزه نفوذ و استفاده از بنادر و مسیرهای تجاری بهعنوان ابزار فشار، جایگاه منطقهای خود را تثبیت کند. پروژهای که در نگاه نخست توسعهطلبانه و اقتصادی به نظر میرسید، بر پایه فرضیهای خطرناک بنا شد: برتری مالی و نظامی قادر است نظم سیاسی و اقتصادی منطقه را بدون هزینه استراتژیک بازسازی کند.
اقتصاد شکننده امارات و نقاط ضعف جبل علی
اقتصاد امارات، که خود را نمونه ثبات و موفقیت در خاورمیانه معرفی میکند، در واقع بر پایه اقتصاد عبوری، خدمات لجستیکی و بنادر استوار است؛ اعتماد دیگران پیش از هر چیز. بندر جبل علی، نماد قدرت اقتصادی امارات، امروز نقطه ضعف مرکزی است؛ هرگونه اختلال در جریان کشتیرانی، نه تنها فعالیت اقتصادی را متوقف میکند، بلکه تصویر امارات بهعنوان محیطی امن و قابل اعتماد برای تجارت جهانی را مخدوش میسازد.
نقش استراتژیک دریای سرخ و تنگه باب المندب
کشوری که از محاصره و فشار اقتصادی برای تسلیم ملتها استفاده کرده، ممکن است نتواند منطق همان محاصره را تحمل کند؛ اقتصاد بدون عمق تولیدی کافی، قادر به مقابله با شوکها نیست. تجارت جهانی بر پایه ثبات حرکت میکند و هر گونه خدشه به این ثبات، سرمایهگذاران و شرکتهای بیمه را وادار به یافتن مسیرهای جایگزین میکند.
شکنندگی اقتصادی عربستان و وابستگی به نفت
وضعیت اقتصادی عربستان با وجود برنامههای تنوعبخشی، کمابیش شکننده باقی مانده است. اقتصاد سعودی هنوز به صادرات نفت و حفظ تصویر خود بهعنوان تأمینکننده مطمئن انرژی جهانی وابسته است. هدف قرار گرفتن تأسیسات نفتی نه تنها ضربه نظامی، بلکه آسیب به اعتبار عربستان بهعنوان ضامن ثبات انرژی جهانی است.
پیامد رقابت خلیجی بر ثبات اقتصادی
رقابت منطقهای میان امارات و عربستان، لایهای اضافی از شکنندگی ایجاد میکند. توسعه بنادر سعودی در دریای سرخ، بهطور طبیعی، دوبی را در معرض رقابت قرار میدهد و هر گونه اختلال منطقهای، امارات را در موقعیتی قرار میدهد که امنیت اقتصادی خود را در معرض تهدید ببیند.
امارات با دخالت مستقیم در یمن، موانعی ایجاد کرد که امنیت اقتصادی خود را به مسیرهایی وابسته نمود که کنترل کامل بر آنها ندارد. باب المندب، که برای امارات صرفاً صحنه نفوذ به نظر میرسید، امروز نقطهای استراتژیک است که هرگونه اختلال در آن، نه تنها بر یمن، بلکه بر قلب مدل اقتصادی امارات اثر میگذارد.
درسهای استراتژیک جنگ یمن
جنگ یمن ثابت کرده است که هر کشوری که اقتصاد خود را به ابزار جنگ و سلطه تبدیل کند، دیر یا زود خود را در خط آتش خواهد یافت. قدرت واقعی با توانایی کشور در جذب شوکها و مقابله با تغییر معادلات سنجیده میشود. جغرافیای یمن، که امارات و عربستان آن را صحنهای بیهزینه تصور میکردند، نشان داده که میتواند نه تنها نظامی بلکه اقتصادی پاسخ دهد.
اقتصادهای جنگزده و هشدار به سلطهطلبان
درس مهم جنگ یمن این است که سلطهطلبی و استفاده از اقتصاد بهعنوان ابزار جنگ، نخستین عامل آسیبهای استراتژیک است. بازنگری در استراتژیها، خروج از منطق محاصره و سلطه و بازسازی اعتماد اقتصادی، دیگر تنها گزینهای اخلاقی نیست، بلکه ضرورت استراتژیک برای حفظ موقعیت اقتصادی و سیاسی در منطقه است.
جنگ یمن نشان داد که هر گونه اختلال در اقتصاد وابسته به ثبات، پیامدهای فوری و طولانیمدت برای مهاجمان دارد. جبل علی و بقیق، بهعنوان نمادهای اقتصاد وابسته به ثبات، امروز نشان میدهند که امنیت اقتصادی مبتنی بر سلطه و زور پایدار نیست و هرگونه اختلال منطقهای، این ساختارها را متزلزل میکند.