از تل آویو تا شاخ آفریقا.

در اقدامی بی‌سابقه، اسرائیل به جمهوری خودخوانده «سرزمین سومالی» رسمیت داد؛ اقدامی که تحلیل‌گران آن را بخشی از پروژه بزرگ «خاورمیانه بزرگ» و تهدیدی مستقیم علیه یمن، سومالی و امنیت دریای سرخ [گزارش کامل یمن نیوز] می‌دانند. این تصمیم، اگرچه ممکن است برای برخی غافلگیرکننده باشد، اما از دیدگاه نیروهای مخالف پروژه‌های استعماری، ادامه طبیعی روندی است که سال‌ها با حمایت مستقیم آمریکا و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس دنبال شده است.

 

ابعاد سیاسی و امنیتی اعتراف اسرائیل

از منظر سیاسی، اعتراف اسرائیل به «سرزمین سومالی» به معنای مشروعیت دادن به جدایی‌طلبی در سومالی و تقویت نیروهای وابسته به اسرائیل و آمریکا است. این موجودیت تازه می‌تواند به ابزاری برای نفوذ اسرائیل در قلب شاخ آفریقا تبدیل شود و کشورهای ساحل دریای سرخ و خلیج عدن را تحت فشار مستقیم قرار دهد.

عبدالواحد ابو راس، معاون وزیر خارجه و امور مهاجرین یمن، تأکید کرده است که این اقدام بخشی از پروژه بزرگ موسوم به «خاورمیانه بزرگ» است و هدف آن بازمهندسی ژئوپلیتیک منطقه از طریق تکه‌تکه کردن کشورهای مرکزی و ایجاد موجودیت‌های ضعیف و قابل کنترل است.

تحلیلگران صنعا معتقدند که اعتراف اسرائیل به «سرزمین سومالی» نتیجه سال‌ها فعالیت اطلاعاتی و دیپلماتیک است که عمدتاً با حمایت امارات و برخی حلقه‌های منطقه‌ای انجام شده است. این موجودیت به نوعی «اسب تروا» برای تسلط صهیونیستی بر مسیرهای حیاتی بین‌المللی، به ویژه دریای سرخ و تنگه باب‌المندب عمل می‌کند و امکان ایجاد پایگاه‌های نظامی و اقتصادی برای اسرائیل و هم‌پیمانانش را فراهم می‌آورد.

 

پیامدهای حضور نظامی اسرائیل در منطقه

رهبر انصارالله هشدار داده است که هرگونه حضور نظامی اسرائیل در «سرزمین سومالی» به عنوان تجاوز مستقیم تلقی خواهد شد و نیروهای مسلح یمن آن را هدف مشروع خود خواهند دانست.

این اقدام می‌تواند بحران جدیدی در شاخ آفریقا ایجاد کرده و امنیت دریای سرخ و مسیرهای تجاری بین‌المللی را به شدت تهدید کند. صنعا پیش‌تر با اعمال تحریم‌های دریایی علیه کشتی‌های اسرائیلی نشان داده است که آماده مقابله عملی با نفوذ خارجی است و توان عملیاتی خود را برای حفظ امنیت منطقه به نمایش گذاشته است.

 

واکنش کشورهای عربی و نقش آمریکا

ابو راس ضمن انتقاد شدید از واکنش کم‌اثر برخی کشورهای عربی، آن‌ها را به صدور «بیانیه‌های توخالی» و «همدستی غیرمستقیم» با پروژه صهیونیستی متهم کرده است. او تأکید کرده است که سکوت و تبعیت این کشورها زمینه نفوذ بیشتر اسرائیل و آمریکا را فراهم می‌کند.

وی همچنین خاطرنشان کرده که مواضع ظاهراً نگران‌کننده آمریکا تنها پوشش سیاسی و رسانه‌ای است و واشنگتن شریک کامل این پروژه به شمار می‌آید. آمریکا با ارائه حمایت سیاسی و دیپلماتیک، زمینه فعالیت نیروهای محلی و تثبیت پایگاه‌های نظامی اسرائیل در موقعیت‌های استراتژیک شاخ آفریقا را فراهم می‌آورد.

 

پیامدهای داخلی برای سرزمین سومالی

مقامات صنعا هشدار داده‌اند که اعتراف اسرائیل هیچ منفعت واقعی برای حکومت خودخوانده «هرجیسا» ندارد و تنها مشکلات داخلی و منطقه‌ای آن را تشدید خواهد کرد. ابو راس تأکید کرده است که تکیه بر حمایت اسرائیل اشتباه استراتژیک و تاریخی است که نه تنها مشکلات داخلی را حل نمی‌کند، بلکه فاجعه‌آفرین خواهد بود و می‌تواند تمامی تلاش‌ها و آرزوهای سیاسی و اقتصادی این منطقه را نابود سازد.

 

همزمانی با تحرکات دیگر منطقه‌ای

تحلیل سیاسی دولت صنعا نشان می‌دهد که اقدامات اسرائیل در شاخ آفریقا همزمان با انفجارهای اخیر در شهر حمص سوریه رخ داده است. هدف از این هماهنگی، منحرف کردن توجه‌ها و آماده‌سازی فضای منطقه‌ای برای نفوذ گسترده‌تر اسرائیل و آمریکا است. تحلیلگران صنعا این هماهنگی را نشانه‌ای از طراحی دقیق و پیشرفته برای تغییر نقشه امنیتی و ژئوپلیتیک منطقه می‌دانند.

 

تهدید مستقیم امنیت دریای سرخ و مسیرهای حیاتی

تصمیم اسرائیل برای به رسمیت شناختن «سرزمین سومالی» می‌تواند بحران جدیدی در منطقه ایجاد کند. کشورهای ساحل دریای سرخ و خلیج عدن به شدت تحت تأثیر قرار خواهند گرفت، به ویژه در حوزه عبور و مرور دریایی و امنیت اقتصادی.

صنعا با توجه به تجربه گذشته، نشان داده است که آماده مقابله عملی با نفوذ خارجی است و اقدامات راهبردی برای حفظ امنیت دریای سرخ انجام می‌دهد.

 

چشم‌انداز ژئوپلیتیکی و پیامدهای اعتراف اسرائیل

تحولات اخیر نشان می‌دهد شاخ آفریقا و سواحل دریای سرخ در معرض بازی‌های بزرگ بین‌المللی قرار دارند. سکوت یا همراهی منفعلانه کشورهای عربی و اسلامی می‌تواند زمینه نفوذ بیشتر اسرائیل و آمریکا و اجرای پروژه‌های تجزیه و سلطه در قلب آفریقا باشد.

اعتراف اسرائیل به «سرزمین سومالی» نه تنها استقلال و امنیت کشورهای منطقه را تهدید می‌کند، بلکه مسیر نفوذ اقتصادی و نظامی خارجی را هموار می‌سازد. تجربه تاریخی و تحولات اخیر نشان می‌دهد تنها واکنش عملی، هماهنگ و مقتدرانه کشورهای مستقل منطقه می‌تواند مانع پیشرفت این پروژه خطرناک شود.