
تحولات شتابگرفته در شرق یمن [گزارش کامل یمن نیوز]، بهویژه در استانهای حضرموت و المهرة، وارد مرحلهای تازه و خطرناک شده است؛ مرحلهای که دیگر نمیتوان آن را صرفاً در چارچوب اختلافات داخلی تفسیر کرد. اعترافات اخیر یک دیپلمات سابق آمریکایی درباره نقش اسرائیل در تحرکات شورای انتقالی جنوب، بار دیگر نشان داد که آنچه در شرق یمن جریان دارد، بخشی از یک پروژه منطقهای ـ بینالمللی برای بیثباتسازی و تجزیه این کشور است.
اظهارات دیپلمات آمریکایی؛ اعترافی فراتر از یک تحلیل شخصی
اظهارات نبیل خوری، معاون پیشین سفیر آمریکا در یمن، درباره ارتباط اسرائیل با تحرکات نظامی شورای انتقالی جنوب، صرفاً یک تحلیل رسانهای نیست، بلکه اعترافی معنادار از درون ساختار دیپلماسی آمریکا به شمار میرود. خوری با اشاره به «دخالت آشکار اسرائیل»، عملاً مهر تأییدی بر گزارشها و هشدارهایی زد که پیشتر از سوی رسانهها و ناظران مستقل یمنی مطرح شده بود.
این اعتراف، بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که نشان میدهد نقش اسرائیل در یمن دیگر محدود به همکاریهای اطلاعاتی پنهان نیست، بلکه به مرحلهای رسیده که آثار آن در تحرکات میدانی نیروهای وابسته به امارات قابل مشاهده است.
چرا حضرموت و المهرة؟ جغرافیای حساس در کانون پروژه نفوذ
استانهای حضرموت و المهرة به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، همواره در کانون توجه قدرتهای خارجی قرار داشتهاند. دسترسی به دریای عرب، نزدیکی به مسیرهای کشتیرانی بینالمللی، هممرزی با عمان و فاصله گرفتن از خطوط درگیری سنتی، این مناطق را به هدفی ایدهآل برای پروژه نفوذ تبدیل کرده است.
شرق یمن؛ حلقه مفقوده در معادلات دریای سرخ و بابالمندب
کنترل غیرمستقیم شرق یمن به معنای تسلط بر یکی از حساسترین کریدورهای انرژی و تجارت جهانی است. از همین رو، حضور شورای انتقالی جنوب در این مناطق را باید در چارچوب تلاش آمریکا، امارات و اسرائیل برای تکمیل حلقه فشار ژئوپلیتیکی بر یمن تحلیل کرد.
شورای انتقالی جنوب؛ از شعارهای مردمی تا وابستگی کامل خارجی
شورای انتقالی جنوب سالهاست تلاش میکند خود را نماینده مطالبات مردم جنوب یمن معرفی کند، اما واقعیت میدانی چیز دیگری را نشان میدهد. عملکرد این شورا در عدن، شبوه، ابین و اکنون حضرموت، حاکی از آن است که این تشکل عملاً به بازوی اجرایی امارات متحده عربی تبدیل شده است.
شورای انتقالی؛ نیروی نیابتی در یک پروژه فرامنطقهای
وابستگی مالی، تسلیحاتی و سیاسی شورای انتقالی به ابوظبی، این نیرو را از هرگونه استقلال تصمیمگیری محروم کرده است. تحرکات اخیر در شرق یمن نیز بدون چراغ سبز امارات و حمایت اطلاعاتی متحدان آن، بهویژه اسرائیل، قابل تحقق نبود.
امارات و اسرائیل؛ همپیمانی امنیتی در خاک یمن
پس از روند عادیسازی روابط، همکاری میان امارات و رژیم صهیونیستی وارد مرحلهای عملیاتی شده است. یمن، بهویژه مناطق شرقی آن، به یکی از عرصههای این همکاری تبدیل شده؛ همکاریای که هدف آن مهار نیروهای مستقل و ضدصهیونیستی و بازطراحی معادلات امنیتی منطقه است.
اسرائیل و نگاه راهبردی به یمن
از منظر تلآویو، یمن صرفاً یک بحران انسانی یا داخلی نیست، بلکه نقطهای کلیدی در امنیت دریای سرخ، اقیانوس هند و مسیرهای انرژی است. به همین دلیل، هرگونه قدرتگیری جریانهای مستقل یمنی، تهدیدی مستقیم برای منافع اسرائیل تلقی میشود.
تشدید تنشهای داخلی؛ سناریویی از پیش طراحیشده
تحرکات شورای انتقالی جنوب در شرق یمن، با واکنش منفی گسترده قبایل و جریانهای سیاسی مواجه شده است. این واکنشها نشان میدهد که پروژه تحمیلی امارات و اسرائیل، فاقد پایگاه اجتماعی واقعی است.
هشدار نسبت به پیامدهای امنیتی
ادامه این روند میتواند به تشدید درگیریهای داخلی، گسترش ناامنی و تضعیف بیشازپیش حاکمیت ملی یمن منجر شود؛ مسئلهای که دامنه آن فراتر از مرزهای کشور خواهد رفت.
عربستان و امارات؛ اختلاف واقعی یا تقسیم نقش؟
در حالی که برخی تلاش میکنند اختلاف میان ریاض و ابوظبی را برجسته کنند، واقعیت آن است که این اختلافات بیشتر تاکتیکی است تا راهبردی. عدم اقدام جدی عربستان برای مهار شورای انتقالی، نشاندهنده نوعی هماهنگی پنهان در چارچوب یک پروژه مشترک است.
شرق یمن در خط مقدم مقابله با پروژه نفوذ
آنچه امروز در حضرموت و المهرة جریان دارد، بخشی از یک پروژه بزرگتر برای تجزیه، بیثباتسازی و تسلط خارجی بر یمن است. اعترافات دیپلماتهای غربی درباره نقش اسرائیل، نشان میدهد که این پروژه وارد مرحلهای جدید و آشکارتر شده است.
در برابر این روند، تنها راه نجات یمن، افزایش آگاهی عمومی، انسجام نیروهای ملی و افشای مستمر نقش بازیگران خارجی است. شرق یمن امروز به صحنه آزمونی تاریخی تبدیل شده؛ آزمونی که نتیجه آن، آینده استقلال و تمامیت ارضی کشور را رقم خواهد زد.