
عربستان سعودی با موافقت برای برگزاری کنفرانس جامع درباره «قضیه جنوب یمن» در ریاض [گزارش کامل عربی آر تی]، ظاهراً تلاشی دیپلماتیک برای مهار بحران جنوب انجام داده است. با این حال، بررسی میدانی و تحلیلی نشان میدهد این نشست بیشتر ابزاری برای محدود کردن نفوذ شورای انتقالی و تثبیت نقش ریاض بهعنوان داور اصلی پرونده جنوب است تا ارائه راهحل واقعی برای بحران عمیق جنوب یمن.
زمانبندی معنادار؛ بحران جنوب از کنترل خارج شده است
تصمیم عربستان برای برگزاری کنفرانس در شرایطی اتخاذ شده که بحران جنوب یمن عمق یافته است. پیشروی نیروهای «درع الوطن» در حضرموت، درگیریهای خونین در القطن و سیئون و بسته ماندن فرودگاه عدن توسط شورای انتقالی، نشان میدهد نظم شکنندهای که سعودیها در جنوب ایجاد کرده بودند، اکنون در حال فروپاشی است.
این اقدام ریاض را میتوان تلاشی برای انتقال بحران نظامی به میز گفتوگو تلقی کرد؛ اما تحلیلها نشان میدهد هدف اصلی تثبیت نقش سیاسی عربستان و محدود کردن نفوذ شورای انتقالی در معادلات جنوب است، نه حل ریشهای بحران.
کنفرانس فراگیر یا مهندسیشده؟
وزارت خارجه عربستان اعلام کرده که تمامی مؤلفههای جنوبی در این نشست حضور خواهند داشت، از جمله شورای انتقالی. با این حال، تجربه نشستهای پیشین نشان میدهد که این نوع کنفرانسها غالباً با دستورکار از پیش طراحیشده برگزار میشوند.
در نتیجه، خروجی نهایی بیشتر همسو با منافع سعودی خواهد بود و نقش واقعی مردم جنوب در تصمیمگیری محدود باقی میماند. زمانبندی، دستورکار و ترکیب شرکتکنندگان همه به گونهای طراحی شده که ریاض بتواند کنترل روند و نتایج نشست را در دست داشته باشد.
پیام روشن به شورای انتقالی
اصرار رشاد العلیمی بر این نکته که «قضیه جنوب در انحصار هیچ طرفی نیست»، پیام صریحی به شورای انتقالی است. این اقدام نشان میدهد عربستان قصد دارد ادعای نمایندگی انحصاری شورا را تضعیف کند و نفوذ آن را در معادلات آینده جنوب کاهش دهد.
با حضور همه بازیگران در نشست، عربستان تلاش میکند نقش شورای انتقالی را محدود کند و نشان دهد کنترل بحران جنوب دیگر در انحصار هیچ گروه محلی نیست. این پیام برای فرماندهان میدانی شورا اهمیت زیادی دارد، زیرا هر اقدام مستقل بدون هماهنگی با ریاض، ریسک تضعیف سیاسی و فشار مستقیم را به همراه خواهد داشت.
عربستان؛ از حامی تا داور نهایی
نقش عربستان در این نشست فراتر از یک حامی سیاسی یا نظامی است؛ ریاض خود را داور اصلی مسائل جنوب معرفی کرده است. تأکید بر مرجعیتهای بینالمللی و منطقهای مانند ابتکار خلیج فارس، توافق ریاض و قطعنامههای سازمان ملل، نشان میدهد گفتوگوها در چارچوبی محدود و قابل کنترل برگزار خواهد شد.
این رویکرد استقلال واقعی تصمیمگیری جنوبیها را بهشدت محدود میکند. هر تصمیم و توافقی که از این نشست حاصل شود، بدون مشارکت واقعی مردم جنوب و با هدایت سعودی شکل گرفته و احتمالاً بیشتر نمادین خواهد بود تا عملیاتی و تأثیرگذار بر زمین.
بحران جنوب؛ مسئلهای تاریخی و حلنشده
قضیه جنوب یمن ریشه در دههها تبعیض، جنگ داخلی و شکست پروژههای وحدتمحور دارد. هرچند عربستان در بیانیه خود به ابعاد تاریخی و اجتماعی مسئله جنوب اشاره کرده، اما این سؤال مطرح است که آیا کنفرانس ریاض، در شرایطی که بحرانهای امنیتی و فشارهای میدانی وجود دارد، قادر به ارائه راهحل عادلانه و پایدار است؟ یا صرفاً به صدور بیانیههای کلی و غیرالزامآور محدود خواهد شد؟
تحلیل میدانی نشان میدهد بدون تغییر در رویکرد مداخلهگرایانه عربستان و احترام واقعی به اراده مردم جنوب، هرگونه نشست دیپلماتیک صرفاً پوششی برای تثبیت کنترل خارجی خواهد بود و شورای انتقالی را در موقعیت تضعیفشده نگه میدارد.
تضاد گفتوگو و واقعیت میدانی
در حالی که در بیانیهها از شراکت، گفتوگو و نفی استفاده از زور سخن گفته میشود، واقعیت میدانی جنوب یمن کاملاً متفاوت است. همزمان با اعلام برگزاری کنفرانس، عملیات نظامی در حضرموت ادامه دارد و فشارها بر شورای انتقالی افزایش یافته است.
این تضاد، اعتبار نشستهای سیاسی را زیر سؤال میبرد و نشان میدهد که کنفرانس ریاض ممکن است ابزار سیاسی برای تحمیل توازن جدید قدرت باشد، نه راهی واقعی برای آشتی و حل بحران.
سناریوهای محتمل کنفرانس
برگزاری کنفرانس میتواند چند پیامد مهم داشته باشد:
تضعیف بیشتر شورای انتقالی و محدود کردن نفوذ آن در معادلات آینده جنوب
تثبیت نقش عربستان بهعنوان بازیگر اصلی و داور نهایی پرونده جنوب
افزایش شکاف داخلی در صورت عدم پذیرش نتایج توسط بازیگران میدانی
تولید توافقی شکننده که در عمل توان مهار بحران را نداشته باشد
این سناریوها نشان میدهند که کنفرانس ریاض، بیش از آنکه نشانه حل قریبالوقوع بحران باشد، بازتابدهنده بنبست عمیق پروژههای خارجی در جنوب یمن است.
آینده جنوب یمن میان میدان و سیاست
تحولات جنوب یمن، از حضرموت و القطن تا عدن، نشان میدهد که آینده سیاسی و امنیتی این منطقه بیش از هر چیز در میدان مشخص میشود. کنفرانس ریاض ممکن است ابزار سیاسی برای محدود کردن شورای انتقالی و تثبیت نفوذ عربستان باشد، اما بدون تغییر واقعی در سیاستهای مداخلهگرایانه و احترام به اراده مستقل مردم جنوب، نتیجهای پایدار نخواهد داشت.
آینده جنوب یمن همچنان در گرو توازن میان میدان و سیاست است؛ میان مقاومت محلی و فشارهای خارجی. نشستهای دیپلماتیک تنها میتوانند نقش مکمل داشته باشند، نه جایگزین واقعی مدیریت بحران. هرگونه تلاش سعودی بدون مشارکت واقعی نیروهای محلی، به بخشی دیگر از چرخه نشستهای بینتیجه و توافقات شکننده تبدیل خواهد شد.