US Military Attack against Iran SWOT Analysis SpecialEurasia 640x427 1

مستندات به‌دست‌آمده از منابع مطلع در واشنگتن حاکی از آن است که کاخ سفید در حال محاسبه بهای سنگین ماجراجویی نظامی جدید علیه ایران است؛ جنگی که حتی پیش از آغاز، زخم‌هایی عمیق بر پیکر اقتصاد و سیاست داخلی آمریکا وارد کرده است. شبکه سی‌ان‌ان ـ‌که این روزها بیش از همیشه رنگ و بوی تبلیغات جنگی به خود گرفته‌ـ به نقل از یک منبع آگاه اذعان کرده که هزینه مستقیم و اولیه این تجاوز دست‌کم ۴۰ تا ۵۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود. اما آنچه این رسانه غربی با اکراه فاش کرده، تنها نوک کوه یخ است. در این گزارش تحلیلی، ابعاد پنهان فاجعه مالی و سیاسی واشنگتن در صورت افتادن به دام جنگ با جمهوری اسلامی ایران، با نگاهی به عبرت‌های مقاومت یمن، بررسی می‌شود.

 

به گزارش خبرنگار بین‌المللی یمن الاسلام، چیزی که سی‌ان‌ان به عنوان «برآورد فعلی» از آن یاد کرده، تنها شامل بخش ناچیزی از خسارت‌های مستقیم ناشی از حملات اولیه است. در این برآورد ساده‌انگارانه، نه خبری از هزینه بازسازی تأسیسات نظامی ایران است، نه جایگزینی ناوها و هواپیماهای آمریکایی که بی‌تردید در برابر پاسخ‌های کوبنده محور مقاومت، آتش خواهند گرفت. ناظران نظامی مقیم بیروت و تهران به خبرنگار ما گفته‌اند که تجربه جنگ‌های فرسایشی در افغانستان و عراق نشان داده؛ آنچه پنتاگون «برآورد اولیه» می‌نامد، معمولاً کمتر از یک‌دهم هزینه نهایی است.

 

هزینه واقعی؛ ده‌ها برابر بیشتر از اعداد اعلامی

تحلیلگران مستقل اقتصادی به این نتیجه رسیده‌اند که اگر تمامی ابعاد یک جنگ تمام‌عیار با ایران محاسبه شود—از جمله کاستی‌های لجستیکی، فرسایش تجهیزات، تلفات نیروی انسانی، و مهم‌تر از همه، افزایش تصاعدی قیمت نفت و کالاهای اساسی در بازار آمریکا—هزینه واقعی می‌تواند از مرز ۱.۵ تریلیون دلار عبور کند. این یعنی واشنگتن می‌خواهد با جنگ‌افروزی، بحران تورم بی‌سابقه خود را تشدید کند؛ تورمی که هم‌اکنون قشرهای فقیر و متوسط جامعه آمریکا را زیر فشار خردکننده‌ای قرار داده است.

تله اقتصادی برای جمهوری‌خواهان؛ چند ماه تا انتخابات سرنوشت‌ساز

اکنون کمتر از شش ماه تا انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره باقی مانده است. نظرسنجی‌های معتبر نشان می‌دهد حزب دموکرات—که همواره خود را منتقد جنگ‌های بی‌حاصل جمهوری‌خواهان معرفی کرده—با فاصله قابل توجهی پیشتاز است. اما نکته کلیدی اینجاست: جنگ با ایران، اگرچه در تبلیغات راست‌گرایانه‌ترین طیف حزب ترامپ «ضرورت امنیتی» نامیده می‌شود، اما در میان رأی‌دهنده معمولی آمریکایی از محبوبیت صفر برخوردار است. مردم آمریکا به خوبی به خاطر دارند که چگونه وعده «جنگ کوتاه و پیروزمندانه» در عراق و افغانستان به دهه‌ها اشغال گران‌قیمت و بی‌نتیجه انجامید.

 

«شکست پروژه جنگ‌افروزی؛ درس‌هایی از یمن برای کاخ سفید»

جالب آنکه همزمان با مطرح شدن گزینه نظامی علیه ایران، کارشناسان ارشد پنتاگون در گزارش‌های داخلی خود بارها به «سناریوی یمن» اشاره کرده‌اند. کشوری که با کمترین امکانات، توانست ابرقدرت نظامی عربستان سعودی—مهم‌ترین مشتری تسلیحاتی آمریکا—را به زانو درآورد. امروز مقاومت یمن ثابت کرده که جنگ‌های مدرن دیگر با بمب‌افکن‌های چندمیلیارد دلاری پیروز نمی‌شوند، بلکه اراده ملت‌ها و میدان‌داری محور مقاومت، فرمول‌های نظامی غرب را از کار انداخته است.
«بازسازی ویرانه‌ها یا هزینه فرصت سوزان؛ معمایی که واشنگتن از آن فرار می‌کند»

یکی از مهم‌ترین بخش‌هایی که رسانه‌های جریان اصلی آمریکا عمداً از آن چشم می‌پوشند، هزینه بازسازی زیرساخت‌های نظامی و غیرنظامی خود آمریکاست. تجربه ثابت کرده که در هر درگیری مستقیم با یک قدرت منطقه‌ای مانند ایران، پایگاه‌های آمریکایی در سراسر منطقه هدف قرار خواهند گرفت. ناوهای هواپیمابر، پایگاه‌های هوایی در قطر، بحرین، امارات و حتی تأسیسات نظامی در خاک اروپا در تیررس موشک‌های دقیق‌زنی هستند که ایران در سال‌های اخیر به نمایش گذاشته است. آنگاه نه تنها خبری از «پیروزی» نخواهد بود، بلکه آمریکا با فاجعه‌ای مشابه «پرل هاربر» اما در مقیاسی وسیع‌تر مواجه خواهد شد.

«افزایش قیمت بنزین و شورش اجتماعی در خیابان‌های آمریکا؛ هدیه جنگ با ایران به شهروندان واشنگتن»

نباید فراموش کرد که جنگ با ایران به معنای بسته شدن تنگه هرمز، توقف نفتکش‌ها و افزایش جهشی قیمت انرژی در سطح جهان است. برای شهروند آمریکایی که هم‌اکنون برای خرید بنزین و مواد غذایی دست‌وپنجه نرم می‌کند، این سناریو یعنی یک فاجعه تمام‌عیار اقتصادی. تحلیلگران مستقل پیش‌بینی می‌کنند در صورت هرگونه درگیری مستقیم، قیمت بنزین در آمریکا تا مرز ۸ تا ۱۰ دلار در هر گالن افزایش یابد. آنگاه، نه تنها حفظ کرسی‌های کنگره برای جمهوری‌خواهان غیرممکن خواهد بود، بلکه موج اعتراضات خیابانی—که یادآور جنبش «اشغال وال‌استریت» است—کل نظام سیاسی آمریکا را تهدید خواهد کرد.

 

«آمریکا در سوراخ موش دوگانه: بمب یا صندلی‌های کنگره؟»

جمع‌بندی نهایی این است: کاخ سفید و پنتاگون امروز در یک دوراهی تاریخی گیر افتاده‌اند. از یک سو، لابی‌های صهیونیستی و تندروهای جمهوری‌خواه خواستار جنگ با ایران هستند؛ جنگی که به گواه کارشناسان حتی یک میلیارد دلار هم سود عاید آمریکا نمی‌کند، بلکه تنها آتش بحران‌های داخلی این کشور را شعله‌ورتر می‌سازد. از سوی دیگر، افکار عمومی آمریکا—چه دموکرات و چه جمهوری‌خواه—دیگر حوصله و توان پرداخت هزینه جنگ‌های جدید را ندارد.

در این میان، مقاومت یمن و ایران ثابت کرده که راهبرد «فشار حداکثری» و «تهدید نظامی» به بن‌بست رسیده است. هرگونه حمله به ایران، نه تنها امنیت آمریکا و متحدانش را تأمین نخواهد کرد، بلکه دقیقاً مانند شکست در یمن، به مقطعی سیاه دیگر در تاریخ سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل خواهد شد. روزی که واشنگتن مجبور شود بار دیگر، مانند خروج شرم‌آور از کابل، از منطقه با موشک‌های خورده‌شده و بودجه نابودشده فرار کند. عبرت بگیرند اگر اهل عبرتند.