
تحولات اخیر شرق یمن پرده از فرصتطلبی آشکار طارق صالح [گزارش کامل یمن نیوز] برداشت؛ کسی که پس از شکست پروژه شورای انتقالی، با شتاب خود را به عربستان رساند تا وفاداری خود را اعلام کند. این رفتار، نشانه بحران هویت و فقدان ثبات نیروهای وابسته به امارات است و افق سیاسی جنوب یمن را بیش از پیش پرابهام کرده است.
تحرکات طارق صالح، عضو شورای ریاستی و فرمانده نیروهای موسوم به مقاومت ملی در ساحل غربی، بار دیگر نشان داد که بسیاری از بازیگران وابسته به ائتلاف متجاوز نه بر اساس منافع ملی، بلکه صرفاً برای بقای شخصی و حفظ جایگاه خود تصمیم میگیرند. پس از شکست شورای انتقالی در تثبیت سیطره بر حضرموت و المهره، طارق صالح فوراً مسیر خود را تغییر داد و از حمایت امارات فاصله گرفت تا خود را از پیامدهای سیاسی و میدانی شکست نجات دهد.
کارشناسان سیاسی معتقدند این اقدام، نمونهای از رفتارهای فرصتطلبانه است که طی سالهای گذشته در جنوب یمن بارها دیده شده است؛ چهرههایی که ابتدا خود را مدافع پروژههای اماراتی معرفی میکنند و با کوچکترین تغییر موازنه قدرت، مسیر خود را به سرعت تغییر میدهند.
چرخش سیاسی طارق صالح؛ از حمایت امارات تا اعلام وفاداری به عربستان
بر اساس گزارش منابع میدانی، طارق صالح امارات را ترک کرده و در دیداری محرمانه با خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، حاضر شد تا وفاداری کامل خود به ریاض را اعلام کند. این دیدار بیش از آنکه نشانه اعتماد عربستان باشد، بازتاب اضطراب طارق از آینده شخصی و نظامیاش پس از ناکامی پروژه شورای انتقالی است.
تحلیلگران میگویند عربستان نیز از این دیدار بیش از حد انتظار استقبال نکرده و بیشتر در حال ارزیابی واقعیات میدانی و وفاداری او بوده است؛ چرا که تجربه نشان داده بسیاری از نیروهای وابسته به امارات، به محض تغییر شرایط، مسیر خود را تغییر میدهند.
دلیل عقبنشینی؛ عذرخواهی برای حمایت از پروژه جدایی
فضای دیدار با وزیر دفاع عربستان با عذرخواهی سیاسی طارق صالح همراه بود. او تلاش کرد نقش خود در حمایت از پروژههای اماراتی و تسلط شورای انتقالی بر حضرموت و المهره را کمرنگ جلوه دهد و آن را صرفاً «اشتباه در تحلیل میدانی» معرفی کند.
این در حالی است که پیشتر او یورش شورای انتقالی را گامی ضروری برای بازآرایی نیروها و حذف حزب اصلاح میدانست. اکنون اما همان مواضع پیشین به باری سنگین تبدیل شده و او را مجبور به عقبنشینی کرده است. تحلیلگران تأکید دارند که این عقبنشینی، نشانهای از بحران اعتماد و عدم انسجام سیاسی در میان متحدان جنوب یمن است.
پروژه خطرناک تجزیه یمن و نقش رژیم صهیونیستی
تحلیلگران معتقدند پروژه شورای انتقالی در حضرموت و المهره صرفاً یک نزاع محلی نبود، بلکه بخشی از طرحی گسترده با حمایت مستقیم امارات و چراغ سبز رژیم صهیونیستی بود. هدف این پروژه، اعلام موجودیت جداییطلب در جنوب یمن و سپس بهرسمیت شناخته شدن آن در سطح بینالمللی، مشابه سناریوی «سرزمین سومالی»، بود.
در این میان، طارق صالح نقش مکمل داشت؛ شخصیتی که میتوانست با ایجاد توازن میان نیروهای شمالی وابسته به ائتلاف و پروژه جنوبیها، روند تجزیه را تسهیل کند. اما مقاومت اجتماعی و قبیلهای در شرق یمن، و همچنین نگرانی عربستان از پیامدهای امنیتی پروژه، موجب شکست طرح اماراتی شد.
پیامد شکست و واکنش شورای انتقالی
رهبران شورای انتقالی، رفتار طارق صالح را «خیانت سیاسی» و نمونهای آشکار از فرصتطلبی دانستند. آنها معتقدند طارق تنها زمانی که پروژه در حال پیشروی بود، خود را شریک آن معرفی میکرد و با کوچکترین نشانه شکست، مسیر خود را تغییر داد.
این واکنش، ضعف ساختاری نیروهای وابسته به ائتلاف و عدم انسجام راهبردی آنان را نشان میدهد. تحلیلگران تأکید میکنند که هرگونه تغییر در موازنههای منطقهای میتواند منجر به فروپاشی این نیروها شود.
پیامدهای منطقهای و نقش عربستان
چرخش طارق صالح نه تنها پیامد داخلی دارد، بلکه انعکاس آن در سیاستهای عربستان نیز مشهود است. سعودیها، که تاکنون از شورای انتقالی حمایت میکردند، اکنون با واقعیتهای جدید مواجه شدهاند و باید استراتژی خود را برای حفظ نفوذ و کنترل جنوب یمن بازنگری کنند.
کارشناسان میگویند این تغییر موضع، فرصت دوبارهای برای تثبیت قدرت نیروهای ملی یمن و انصارالله در مناطق شرقی ایجاد کرده و امکان پروژههای جداییطلبانه را تا حد زیادی کاهش داده است.
تحلیل میدانی و آینده جنوب یمن
تحولات اخیر نشان میدهد که اردوگاه مزدوران وابسته به ائتلاف متجاوز در حال فروپاشی است. چرخشهای ناگهانی شخصیتهایی مانند طارق صالح نه نشانه هوشمندی سیاسی، بلکه نشانه بحران هویت و ترس از آینده است. آیندهای که با شکست پروژههای تجزیهطلبانه و افشای نقش بازیگران خارجی، بیش از هر زمان دیگری به نفع ملت یمن در حال شکلگیری است.
رفتار طارق صالح تصویر واضحی از سرنوشت کسانی ارائه میدهد که سرنوشت خود را به ریاض و ابوظبی گره زدهاند؛ سرنوشتی که با کوچکترین تغییر معادله، آنان را مجبور به ترک کشتی در حال غرق و پناه بردن به کشتی دیگر میکند، بیآنکه تضمینی برای نجات وجود داشته باشد.