کشتار ۲۳ ژانویه، در یمن.

۲۳ ژانویه، روزی تکرارشونده در تقویم خونین جنگ یمن است؛ روزی که در سال‌های مختلف با بمباران مناطق مسکونی، زیرساخت‌های حیاتی، بازارها و جاده‌ها همراه بوده و به نمادی از سیاست هدفمند ائتلاف متجاوز علیه غیرنظامیان [گزارش کامل صباء] تبدیل شده است. مرور وقایع این روز، پرده از ماهیت واقعی جنگی برمی‌دارد که از ابتدا علیه مردم طراحی شد، نه علیه میدان نبرد.

 

وقتی تاریخ، جنایت را مستند می‌کند

در تقویم جنگ تحمیلی علیه یمن، برخی روزها تنها یک تاریخ نیستند، بلکه به نمادهایی از خشونت سازمان‌یافته، بی‌عدالتی بین‌المللی و همزمان ایستادگی ملت‌ها تبدیل شده‌اند. ۲۳ ژانویه یکی از همین روزهاست؛ روزی که در سال‌های مختلف، صحنه تکرار حملات هوایی، بمباران کور، کشتار غیرنظامیان و تخریب زیرساخت‌های حیاتی بوده است.

مرور آنچه در این روز رخ داده، نشان می‌دهد تجاوز آمریکایی–سعودی–اماراتی از یک منطق ثابت پیروی کرده است؛ منطق حذف مرز میان هدف نظامی و غیرنظامی و اعمال فشار مستقیم بر زندگی روزمره مردم. این گزارش تلاش می‌کند ۲۳ ژانویه را نه صرفاً به‌عنوان یک رویداد تاریخی، بلکه به‌مثابه سندی زنده از ماهیت جنگ علیه یمن تحلیل کند.

 

الگوی ثابت تجاوز: غیرنظامیان در مرکز دایره آتش

نگاهی به حملات ثبت‌شده در ۲۳ ژانویه طی سال‌های مختلف، نشان می‌دهد که اهداف ائتلاف تقریباً بدون تغییر باقی مانده‌اند:

جاده‌های عمومی، بازارها، منازل مسکونی، شبکه‌های ارتباطی، مزارع کشاورزی و مراکز خدماتی.

در ۲۳ ژانویه ۲۰۱۶، حمله هوایی به جاده عمومی منطقه نشور در استان صعده که به زخمی شدن ۱۱ شهروند انجامید، نمونه‌ای روشن از این الگوست. جاده‌ای که محل عبور غیرنظامیان است، نه پایگاه نظامی، نه انبار سلاح. با این حال، بمباران آن نشان داد که هدف اصلی، ایجاد ناامنی دائمی و فرسایش روانی جامعه بوده است.

همزمان، شهرهای صعده و ضحیان زیر موجی از حملات قرار گرفتند که منجر به تخریب منازل و مراکز تجاری شد؛ اقدامی که در چارچوب سیاست «مجازات جمعی» قابل تحلیل است.

جنگ علیه زیرساخت‌ها؛ قطع ارتباط برای فلج‌سازی جامعه

هدف قرار دادن برج‌های مخابراتی یمن موبایل و نیروگاه‌های برق در استان‌هایی مانند البیضاء و صعده، بُعد دیگری از تجاوز را آشکار می‌کند. قطع ارتباطات و برق، صرفاً یک خسارت فنی نیست؛ بلکه ابزاری برای مختل‌کردن امدادرسانی، خدمات درمانی و اطلاع‌رسانی عمومی است.

این نوع حملات، طبق حقوق بین‌الملل بشردوستانه، مصداق جنایت علیه زیرساخت‌های غیرنظامی محسوب می‌شود. با این حال، حمایت سیاسی و نظامی غرب از ائتلاف متجاوز، عملاً هرگونه پیگرد مؤثر را مسدود کرده است.

 

تعز و صعده؛ قربانیان دائمی جنگ

دو استان تعز و صعده، تقریباً در تمامی سال‌های جنگ، در صدر اهداف حملات هوایی قرار داشته‌اند.

در تعز، بمباران محله‌های مسکونی، فرودگاه قدیمی و تخریب کامل باشگاه ورزشی الصقر، نه‌تنها خسارت مادی، بلکه ضربه‌ای عمیق به بافت اجتماعی شهر وارد کرد. باشگاه الصقر نماد فعالیت جوانان و زندگی مدنی بود و نابودی آن، پیام روشنی داشت: جنگ، دشمن هرگونه حیات اجتماعی است.

در صعده نیز، بازارها، خودروهای عبوری، مزارع و شبکه‌های ارتباطی بارها هدف قرار گرفتند. استفاده مکرر از بمب‌های خوشه‌ای در مناطق مرزی مانند منبه و رازح، یکی از سیاه‌ترین فصل‌های این تجاوز است؛ سلاح‌هایی که قربانیان اصلی آن‌ها کودکان هستند.

بازارها و جاده‌ها؛ حمله مستقیم به معیشت

در ۲۳ ژانویه ۲۰۱۷، حمله به بازار العقیق در کتاف و شهادت شهروندان یمنی و یک مهاجر سومالیایی، نشان داد که تجاوز صرفاً جان انسان‌ها را هدف نمی‌گیرد، بلکه معیشت مردم را نشانه رفته است.

بازار، قلب اقتصادی هر جامعه محلی است. بمباران آن، به‌معنای نابودی درآمد، افزایش بیکاری و تعمیق فقر است. این الگو در سال‌های بعد نیز با حمله به خودروها، جاده‌ها و مزارع کشاورزی تکرار شد.

 

الحدیده؛ جنگ علیه نان و دارو

استان الحدیده، به‌عنوان شریان اصلی ورود غذا و دارو به یمن، همواره یکی از اهداف راهبردی ائتلاف بوده است. حملات هوایی به فرودگاه، گلوله‌باران گسترده مناطق مسکونی و شلیک صدها گلوله توپ در سال ۲۰۱۹، حتی در دوران آتش‌بس‌های اعلامی، نشان داد که توافقات برای ائتلاف صرفاً ابزاری تبلیغاتی بوده‌اند.

تمرکز آتش در الحدیده، بخشی از راهبرد فشار حداکثری علیه کل کشور بود؛ راهبردی که هدف آن، تسلیم مردم از طریق گرسنگی و بحران انسانی است.

 

تغییر ابزار، تداوم جنایت

در سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳، اگرچه شدت برخی حملات هوایی کاهش یافت، اما استفاده از پهپادهای شناسایی، جنگ اطلاعاتی و ایجاد تحکیمات نظامی در مناطق مسکونی، نشان داد که ماهیت تجاوز تغییر نکرده است. ابزارها تغییر کرده‌اند، اما هدف همان است: کنترل، فشار و تحمیل واقعیت‌های میدانی.

 

۲۳ ژانویه؛ سند زنده شکست تجاوز

۲۳ ژانویه در حافظه تاریخی یمن، تنها یادآور جنایت نیست؛ بلکه سند زنده شکست پروژه تجاوز است. پروژه‌ای که با اتکا به برتری هوایی و حمایت کامل آمریکا آغاز شد، اما در برابر اراده ملت یمن، به بن‌بست رسید.

هر حمله‌ای که برای شکستن مردم طراحی شد، به عاملی برای انسجام بیشتر تبدیل شد. هر شهید، به نماد مقاومت بدل شد و هر خانه ویران‌شده، روایت تازه‌ای از ایستادگی ساخت. امروز، این واقعیت بیش از هر زمان دیگری روشن است که تجاوز علیه یمن نه‌تنها شکست خورده، بلکه معادلات منطقه‌ای را نیز تغییر داده است.