
روابط میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی [گزارش کامل یمن نیوز] وارد مرحلهای حساس و نگرانکننده شده است. ابوظبی برای مهار بحران فزاینده به دنبال میانجیگری پاکستان رفته و این تحولات میتواند معادلات منطقهای، به ویژه پرونده یمن و شاخ آفریقا، را دستخوش تغییرات جدی کند.
امارات و پاکستان؛ حلقه واسط بحران خلیج فارس
دعوت رسمی محمد بن زاید، رئیس امارات، از «آصف علی زرداری»، رئیسجمهور پاکستان، برای سفر به ابوظبی، نشانه آشکار تلاش امارات برای یافتن کانالی جایگزین جهت تأثیرگذاری بر ریاض است. سخنان محمد بن زاید که در آنها بر نقش پاکستان در «حمایت از صلح و ثبات منطقهای» تأکید شده، نشان میدهد که امارات بهدنبال افزایش نفوذ دیپلماتیک خود از طریق اسلامآباد است.
پاکستان، بهویژه پس از عضویت در شورای امنیت و امضای توافق دفاعی مشترک با عربستان، از موقعیتی راهبردی برخوردار است که میتواند بهعنوان یک میانجی و کانال دیپلماتیک میان ریاض و ابوظبی عمل کند. این اقدام ابوظبی همچنین میتواند پیام مستقیمی به عربستان باشد: «امارات برای حفظ منافع خود در منطقه، آماده استفاده از روابط راهبردی با متحدان عربستان است».
رد دیدار طحنون بن زاید؛ نشانه بحران بیسابقه
یکی از مهمترین شاخصهای تشدید تنش، گزارشهایی است که از امتناع عربستان از پذیرش «طحنون بن زاید»، رئیس دستگاه اطلاعاتی و مشاور امنیت ملی امارات، خبر میدهند. رد درخواست دیدار یکی از چهرههای کلیدی امنیتی ابوظبی، نشانهای آشکار از سردی روابط و افزایش بیاعتمادی میان دو کشور است.
این اقدام سعودیها، علاوه بر پیام سیاسی داخلی، میتواند نشاندهنده بازنگری ریاض در نقش امارات در پروندههای منطقهای باشد؛ بهویژه پرونده یمن، جایی که عربستان تلاش کرده کنترل مستقلتری بر سیاستهای جنگ و صلح داشته باشد.
ابعاد اقتصادی و هشدارهای غربی
گزارشهای بلومبرگ و دیگر رسانههای آمریکایی نشان میدهد که بحران امارات-عربستان نهتنها سیاسی، بلکه پیامدهای اقتصادی و تجاری نیز دارد. برخی شرکتهای بزرگ مستقر در امارات، بهویژه آنهایی که وابستگی به مسیرهای زمینی و مرزی با عربستان دارند، در حال تدوین «سناریوهای اضطراری» برای مواجهه با احتمال بسته شدن گذرگاهها هستند.
برخی از این سناریوها شامل انتقال دفاتر و مراکز اصلی شرکتها به خاک عربستان است؛ اقدامی که اگر عملی شود، جایگاه تجاری دبی و دیگر مراکز اقتصادی امارات را تحت تأثیر جدی قرار خواهد داد. این شرایط نشان میدهد که شکاف سیاسی میان ریاض و ابوظبی، مستقیم به فضای اقتصادی و تجاری نیز سرایت کرده است.
یمن؛ محور اصلی اختلافات
پرونده یمن همچنان مرکز اصلی رقابت و اختلاف میان عربستان و امارات است. طی سالهای اخیر، ابوظبی با حمایت از گروههای شبهنظامی و تجزیهطلب در جنوب یمن، سیاستهایی دنبال کرده که گاه با اهداف رسمی ائتلاف عربی در تضاد بوده است. اکنون که عربستان بهدلیل تحولات میدانی و فشار مقاومت یمن، سیاستهای خود را بازنگری کرده، امارات با خطر کاهش نفوذ و شکست پروژههای امنیتی و سیاسی مواجه شده است.
شاخ آفریقا؛ عرصه رقابت گستردهتر
بحران امارات-عربستان محدود به یمن نیست. در شاخ آفریقا، به ویژه سودان و سومالی، دو کشور رقابت شدیدی برای گسترش نفوذ اقتصادی و نظامی دارند. در سودان، اختلاف بر سر مدیریت بحرانهای داخلی و حمایت از جناحهای مختلف، و در سومالی، رقابت بر سر کنترل بنادر و پایگاههای نظامی، نشان میدهد که شکاف میان ریاض و ابوظبی به منطقه فراتر از خلیج فارس نیز کشیده شده است.
ائتلاف عربی در بنبست
تحولات اخیر نشان میدهد که ائتلاف عربی، که زمانی با شعار «بازگرداندن مشروعیت» در منطقه شکل گرفت، اکنون درگیر بحران داخلی و رقابتهای راهبردی شده است. تلاش امارات برای میانجیگری پاکستان، رد دیدار مقامات ارشد آن توسط ریاض، و نگرانیهای اقتصادی و تجاری، همگی گواه بر مرحله حساس و تعیینکنندهای هستند که این ائتلاف با آن مواجه است.
شکاف میان امارات و عربستان نشان میدهد که سیاستهای تجاوزکارانه و مداخلهجویانه در یمن و دیگر مناطق، نه تنها موفق نبوده، بلکه هزینههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی شدیدی برای اعضای ائتلاف به همراه داشته است. تجربه مقاومت ملت یمن و هوشیاری بازیگران منطقهای، مسیرهای یکجانبه و سلطهجویانه را ناکام گذاشته است.