فشار آمریکا علیه یمن.

تحولات اخیر یمن نشان می‌دهد آمریکا برای مقابله با محور مقاومت و تثبیت نفوذ خود [گزارش کامل شبکه المسیر]، بار دیگر به ابزارها و تاکتیک‌های قدیمی روی آورده است؛ ابزارهایی که پیش‌تر شکست خورده و هزینه‌های آن به متحدان منطقه‌ای منتقل شده است. علی مراد، تحلیلگر مسائل سیاسی، معتقد است بازتولید این روش‌ها و کشاندن دوباره عربستان و بریتانیا به میدان، تنها شکست‌های گذشته را تکرار می‌کند و بار تقابل واقعی را بر دوش ریاض می‌گذارد.

 

فشار آمریکا و راهبرد «انتقال بار به شرکا»

علی مراد تأکید می‌کند که رفتارهای تجاوزکارانه اخیر علیه یمن، با تحریک و هدایت مستقیم آمریکا انجام می‌شود. وی می‌گوید: «این اقدامات در چارچوب راهبردهای امنیت ملی واشنگتن طراحی شده که بار مقابله را به متحدان و شرکای منطقه‌ای منتقل می‌کند.» بر اساس راهبرد امنیت ملی آمریکا که در دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، اصول «انتقال بار به متحدان» و «شرکا» برجسته شده و نشان می‌دهد که آمریکا تمایلی به درگیری مستقیم ندارد.

مراد افزود کشاندن دوباره عربستان و بریتانیا به این مسیر، تکرار تجربه‌های شکست‌خورده گذشته است؛ زمانی که مقاومت یمن توانست ضربات سنگینی به دشمن وارد کند و مشروعیت عملیات خارجی را به چالش بکشد. وی تأکید کرد این تجربه نشان داد که پایداری یمن و قدرت منطقه‌ای آن، هرگونه پروژه آمریکا برای مهار آن را ناکام گذاشته است.

نقش عربستان و بریتانیا در بازی آمریکا

تحلیلگر سیاسی توضیح داد ورود بریتانیا در کنار عربستان بر این تصور آمریکایی استوار است که لندن با پیشینه استعماری و شناخت منطقه، می‌تواند نقش مهمی در محاصره یمن ایفا کند و مانع تثبیت نفوذ منطقه‌ای آن شود. عربستان نیز تحت فشار واشنگتن، بار دیگر مجبور به حضور مستقیم شده است؛ اما مراد هشدار می‌دهد که پذیرش این نقش، تبعات سنگینی برای ریاض خواهد داشت.

وی افزود: «جبهه پشتیبان یمن خسارت‌های قابل توجهی به منافع دشمن وارد کرده و نیروهای مؤثر منطقه‌ای نشان داده‌اند که قادر به مقابله با پروژه‌های خارجی هستند. هرگونه بازتولید ابزارهای قدیمی بدون تغییر استراتژی، نتیجه‌ای جز شکست ندارد.»

 

جنوب یمن و مسئولیت مستقیم عربستان

مراد درباره میدانیِ جنوب یمن توضیح داد عربستان پس از تصرف مناطقی که پیش‌تر تحت نفوذ امارات بود، مسئولیت مستقیم امنیت و مدیریت این مناطق را بر عهده دارد. وی تأکید کرد: «هرگونه تشدید تنش یا تجاوز در این مناطق، نخستین مسئولیت آن بر عهده ریاض است.»

وی همچنین یادآور شد که تکیه دوباره آمریکا بر مزدوران داخلی و ابزارهای پیشین—که از پیش از ۲۰۱۵ به کار گرفته شده و شکست خورده بودند—تنها بازتولید همان سناریوهای ناکام گذشته است. حتی پشتیبانی هوایی آمریکا نیز نتوانست این ابزارها را به نتیجه برساند و تجربه نشان داده است که نتیجه‌ای متفاوت حاصل نخواهد شد.

اقتصاد و گفتمان رسانه‌ای

مراد تحلیل می‌کند که سخن گفتن از خفه‌سازی اقتصادی یمن بیشتر یک گفتمان رسانه‌ای است تا واقعیت میدانی. وی می‌گوید: «واقعیت میدانی، حضور نیرویی انقلابی و توانمند در یمن است که آمریکا را به عقب‌نشینی و درخواست آتش‌بس واداشته است. بازگشت به همان روش‌های شکست‌خورده، هیچ دستاورد تازه‌ای به همراه نخواهد داشت.»

وی همچنین افزود صهیونیست‌ها به دنبال راه‌حل‌هایی مرتبط با امنیت بندر ایلات و مناطق اطراف آن هستند، اما ناتوانی آن‌ها و آمریکا در تحقق اهداف مستقیم، باعث شده است که بار دیگر به ابزارهای قدیمی—از جمله کشاندن عربستان و متحدان—روی آورند، آگاه از اینکه این گزینه‌ها بدون دست‌یابی به اهداف واقعی، منجر به رویارویی و شکست مجدد خواهد شد.

 

یمن؛ صحنه‌ای که شکست‌های قدیمی آمریکا را تکرار می‌کند

تحلیل علی مراد نشان می‌دهد که یمن دیگر صرفاً یک صحنه محلی نیست؛ بلکه بازیگری منطقه‌ای و راهبردی است که حضور و نفوذش می‌تواند معادلات امنیتی و ژئوپلیتیکی منطقه را تغییر دهد. بازتولید ابزارهای قدیمی آمریکا و کشاندن عربستان و بریتانیا به میدان، نه تنها تجربه‌های شکست‌خورده گذشته را تکرار می‌کند، بلکه هزینه واقعی آن بر دوش متحدان گذاشته می‌شود.

مراد تأکید می‌کند که هرگونه فشار یا تحریم اقتصادی، سناریوی موفقی برای مقابله با یمن ایجاد نخواهد کرد و محور مقاومت همچنان قادر است با پایداری و توانمندی منطقه‌ای خود، هرگونه پروژه خارجی را ناکام بگذارد. به عبارت دیگر، تلاش برای مهار یمن از طریق متحدان منطقه‌ای، تنها موجب شکست‌های پی‌درپی و تحمیل هزینه بر آن‌ها خواهد شد.

وی در پایان هشدار داد: «یمن امروز در موقعیتی قرار دارد که هر اقدام تجاوزکارانه علیه آن، با واکنش مؤثر و پیامدهای سنگین همراه خواهد بود. تجربه‌های گذشته ثابت کرده که آمریکا و متحدانش نمی‌توانند بدون هزینه، پروژه‌های خود را علیه مقاومت منطقه‌ای پیش ببرند.»