چرخش راهبردی ریاض به سوی اخوان.

در یک تحول ژئوپلیتیک مهم و غیرمنتظره، عربستان سعودی به بازنگری در ائتلاف‌های خلیج فارس و منطقه پرداخته و احتمالاً به محور ترکیه–قطر [گزارش کامل meforum] نزدیک شده است. این چرخش که ناشی از گسست عمیق میان محمد بن سلمان و محمد بن زاید است، نظم منطقه‌ای که پس از محاصره قطر در سال ۲۰۱۷ شکل گرفته بود را به چالش می‌کشد و آینده نقش قطر و امارات در خلیج فارس را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است.

 

شکاف عمیق ریاض–ابوظبی: زمینه‌های تغییر راهبردی

تحلیلگران اندیشکده فروم خاورمیانه (MEF) معتقدند شکاف میان محمد بن سلمان و محمد بن زاید نه یک اختلاف تاکتیکی، بلکه یک گسست بنیادین در سیاست منطقه‌ای دو کشور است. ریاض که روزگاری سخت‌ترین دشمن جریان‌های اسلام‌گرا و اخوان‌المسلمین بود، اکنون با هدف مهار نفوذ فزاینده امارات و تثبیت رهبری خود بر جهان سنی، در حال نزدیک شدن به محور ترکیه–قطر است.

این تغییر دکترین، همه معادلات امنیتی و سیاسی خلیج فارس، از جمله توافق‌های پس از محاصره قطر در ۲۰۱۷، را زیر سؤال می‌برد و نشان‌دهنده یک بازآرایی استراتژیک است که می‌تواند ثبات و نظم منطقه را دگرگون کند.

 

نقش قطر در محور نوین: پل میان اسلام‌گرایان و قدرت‌ها

سؤال کلیدی این است که قطر در نظم نوین منطقه چه جایگاهی خواهد داشت؟ دوحه که سال‌ها به عنوان پل ارتباطی میان جنبش‌های اسلام‌گرا و غرب و شریک راهبردی ترکیه شناخته می‌شد، اکنون با ورود رسمی عربستان به محور ترکیه–قطر، با کاهش استقلال عمل مواجه است.

MEF بر این باور است که قطر، از یک بازیگر انحصاری و استراتژیک، به یک نقش تحت‌الشعاع و مدیریتی در محور نوین تبدیل خواهد شد؛ جایی که ریاض با ابزارهای سیاسی، مذهبی و اقتصادی قدرتمند خود، تلاش می‌کند رهبری بلوک تازه را به دست گیرد.

قطر که زمانی به عنوان حامی اصلی و پناهگاه اخوان‌المسلمین عمل می‌کرد، اکنون مجبور است جایگاه میانجی‌گرانه خود را با وزن سنگین عربستان تقسیم کند، هرچند این امر هنوز هم آن را در مرکز توجه محور جدید نگه می‌دارد.

 

همگرایی نظامی عربستان، ترکیه و پاکستان

تحلیل‌های MEF نشان می‌دهد که شکل‌گیری پیمان‌های دفاعی میان عربستان، ترکیه و پاکستان در اواخر ۲۰۲۵، قطعات پازل این تغییر جهت راهبردی را تکمیل کرده است. این همگرایی جدید، که بر پایه «انسجام اسلامی» و قدرت نظامی کلاسیک بنا شده، در تضاد آشکار با مدل سکولار–لیبرال امارات قرار دارد.

ابوظبی که سرمایه‌گذاری کلانی بر پیمان ابراهیم و مدل مدارای دینی برای سرکوب جریان‌های اسلام‌گرا انجام داده بود، اکنون با محور تازه ریاض مواجه است که می‌تواند نفوذ امارات در خاورمیانه را محدود کرده و جایگاه آن را به حاشیه ببرد.

همچنین این رویکرد ریاض، فشارها بر واشنگتن را افزایش می‌دهد؛ زیرا بزرگترین صادرکننده نفت جهان در حال پیوستن به محوری است که ترکیه و قطر در آن نقش محوری دارند، و این تغییر ممکن است نقشه عادی‌سازی روابط با اسرائیل را در منطقه مختل کند.

 

پیامدها برای امارات: انزوای ژئوپلیتیک بی‌سابقه

چرخش ریاض به محور اخوان، امارات متحده عربی را در یک موقعیت انزوای ژئوپلیتیک قرار می‌دهد. ابوظبی که بر پیمان ابراهیم و استراتژی‌های اقتصادی–فرهنگی خود برای تثبیت نقش در جهان عرب سرمایه‌گذاری کرده بود، اکنون با کاهش وزن سیاسی و دیپلماتیک مواجه است.

از منظر MEF، این وضعیت می‌تواند به بازگشت قدرت گروه‌های اسلام‌گرا در یمن، لیبی و سوریه منجر شود؛ گروه‌هایی که اکنون ریاض را نه به عنوان دشمن، بلکه به عنوان حامی استراتژیک می‌بینند و به این ترتیب، معادلات امنیتی و نظامی منطقه تغییر خواهد کرد.

 

آینده قطر: برنده کوتاه‌مدت، بازنده بلندمدت

بر اساس تحلیل فروم خاورمیانه، قطر برنده کوتاه‌مدت این بازی است، زیرا از انزوای دوره محاصره خارج شده و اکنون در کانون توجه ریاض قرار دارد. اما بلندمدت، این وضعیت می‌تواند به معنای پایان دوران بازیگری مستقل و انحصاری دوحه باشد.

ریاض با ورود به این محور و کنترل ابزارهای اقتصادی و مذهبی، در تلاش است برند دیپلماتیک قطر را بلعیده و خود را مرجع اصلی تعامل با جریان‌های اسلام‌گرا معرفی کند. سال ۲۰۲۶، سالی خواهد بود که مشخص می‌کند آیا قطر می‌تواند هویت میانجی‌گرانه و مستقل خود را حفظ کند یا در سایه «خلافت نوین اقتصادی-سیاسی» محمد بن سلمان ذوب خواهد شد.

پیامدهای ژئوپلیتیک گسترده

این تغییر جهت راهبردی، فراتر از مسائل داخلی خلیج فارس است. محور ترکیه–قطر–ریاض می‌تواند توازن قدرت در خاورمیانه را به نفع جریان‌های اسلام‌گرا و محور ترکیه تغییر دهد و در مقابل، نقش امارات و سایر متحدان سنتی غرب در منطقه را کاهش دهد.

همچنین این تحول، چالشی جدی برای واشنگتن و سیاست‌های آمریکا در منطقه ایجاد می‌کند، زیرا محور نوین می‌تواند نقشه عادی‌سازی روابط با اسرائیل و ترتیبات امنیتی خاورمیانه را دستخوش تغییرات کند.

 

قطر در سایه محور نوین؛ از میانجی مستقل تا زیر سایه هژمونی ریاض

تحولات ژئوپلیتیک اخیر نشان می‌دهد که عربستان سعودی به سمت محور ترکیه–قطر حرکت کرده و نظم خلیج فارس را بازآرایی می‌کند. قطر، هرچند در کوتاه‌مدت از انزوای پیشین خارج شده، اما در بلندمدت با کاهش استقلال عمل و فشار هژمونیک ریاض مواجه خواهد شد.

این بازآرایی، پیامدهای مهمی برای ثبات منطقه، نفوذ امارات، قدرت جریان‌های اسلام‌گرا و حتی نقشه‌های آمریکا دارد. سال ۲۰۲۶، سال تعیین‌کننده‌ای است که مشخص می‌کند آیا قطر می‌تواند نقش میانجی‌گرانه خود را حفظ کند یا در سایه محور تازه، به جایگاه فرعی و محدود تنزل خواهد یافت.