
از سالها پیش، یمن بهعنوان کشوری خارج از مرکز تصمیمگیری بینالمللی شناخته میشد [گزارش کامل یمن نیوز]، اما امروز، با عبور از موانع داخلی و منطقهای، به بازیگری فعال تبدیل شده که توانسته معادلات منطقهای را به هم بریزد. تحلیل روند تاریخی نشان میدهد این صعود تصادفی نیست، بلکه نتیجه استراتژی طولانیمدت مقاومت و صبر ملی است.
مسیر تاریخی یمن: از بحران داخلی تا معادله منطقهای
درک موقعیت یمن امروز بدون بازگشت به سالهای گذشته امکانپذیر نیست. بسیاری از تحلیلگران غربی و عربی هنوز یمن را کشوری کوچک و حاشیهای میبینند، اما واقعیت متفاوت است. آنچه امروز در جبهه فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی مشاهده میکنیم، نتیجه یک مسیر طولانی و منظم است که از سطح داخلی آغاز و به سطح منطقهای و بینالمللی رسیده است.
تثبیت قدرت و مقابله با تهدیدات داخلی
مواجهه انصارالله در ابتدای مسیر، صرفاً حول مسائل داخلی و نیروهای محلی بود که بهعنوان نمایندگان پروژه سلطه آمریکا و اسرائیل در یمن شناخته میشدند. این مرحله نه تنها صحنهای برای کسب قدرت نبود، بلکه صحنهای برای بازتعریف استقلال و حاکمیت ملی نیز بود. با وجود عدم توازن امکانات و فشار سیاسی، انصارالله توانست با تکیه بر صبر و انسجام داخلی، موازنه قوا را به نفع خود تغییر دهد.
زمان در این مرحله نقش کلیدی داشت؛ سالهای فرسایش دشمنان و تحلیل مشروعیت آنها، زمینهساز تغییرات بنیادی شد. این تجربه نشان داد که هرگونه مداخله خارجی یا محلی، بدون درک واقعیتهای یمن، نمیتواند به اهداف خود برسد.
مرحله دوم: ورود به صحنه منطقهای
با گذر زمان، درگیریها وارد سطحی گستردهتر شد و یمن به صحنهای باز برای تقابل با اتحادهای منطقهای تبدیل شد که از حمایت مستقیم ایالات متحده برخوردار بودند. این مرحله، برخلاف برداشت برخی تحلیلگران، خروج از مسیر نبود، بلکه ادامه طبیعی مسیر مقاومت و تثبیت قدرت داخلی بود.
با وجود هزینههای انسانی و نظامی سنگین، این مرحله به آزمونی برای سنجش توانایی پروژه یمن تبدیل شد. تجربه نشان داد که هیچیک از نیروهای خارجی قادر به حل سریع معادله نظامی نیستند و مسیر نزاع به سمت یک جنگ فرسایشی بلندمدت میرود که توان دشمنان را برای تحمیل اراده سیاسی کاهش میدهد.
تحول کیفی: مواجهه مستقیم با واشنگتن و تلآویو
با کاهش اثرگذاری ابزارهای محلی و منطقهای، یمن به سطحی از مقابله رسید که دیگر فقط با نیروهای منطقهای یا نیابتی روبهرو نبود، بلکه مستقیماً با واشنگتن و تلآویو درگیر شد. این مرحله، نه یک حرکت تاکتیکی، بلکه تغییر کیفی و استراتژیک در معادلات منطقهای است.
مهمترین نکته در این مرحله، نه صرفاً دشمن، بلکه پیامهای متقابل و اثر روانی آنهاست. انتقال تاثیر به عمق خاک رژیم صهیونیستی، معادله بازدارندگی سنتی این رژیم را مختل کرده است. تاریخ امنیتی این رژیم بر بیاثر کردن جبهههای دور و محدود کردن تهدیدها به حوزههای کنترلشدنی بنا شده بود، اما اکنون یمن با بهرهگیری از تجربه تاریخی و تاکتیکهای نوین، این معادله را تغییر داده است.
فلسطین محور اصلی و بوصله راهبردی
در این مسیر، مسئله فلسطین نه یک شعار، بلکه معیار اخلاقی و سیاسی برای جهتدهی و تعیین موقعیت یمن در منطقه است. انصارالله با تاکید بر فلسطین، نقش یمن در صحنه منطقهای را به عنوان عامل تثبیتکننده حقوق ملتها و بازدارنده سیاستهای اشغالگرانه اسرائیل تثبیت میکند. این رویکرد باعث شده هر اقدام یمن نه صرفاً واکنش نظامی، بلکه پیام سیاسی و معنایی عمیق نیز داشته باشد.
یمن؛ قدرتی که دیگر حاشیهنشین نیست
با تحلیل روند تاریخی، روشن است که یمن دیگر یک کشور حاشیهای یا بحرانزده صرف نیست. این کشور توانسته با استفاده از استراتژی مقاومت، صبر ملی و تکیه بر اهداف اخلاقی و سیاسی، به صف اول معادلات منطقهای صعود کند.
مهمترین پیام این مسیر، این است که معادلات قدرت در منطقه ثابت نیست و توانمندیهای داخلی میتواند موازنهها را تغییر دهد. یمن با مدیریت منابع محدود، انسجام داخلی و درک عمیق از روندهای منطقهای، نشان داده است که حتی بازیگران کوچک نیز میتوانند اثرگذاری بزرگ داشته باشند.
چگونه یمن از حاشیه به صف اول صحنه منطقهای صعود کرد و واشنگتن و تلآویو را غافلگیر کرد؟