
روابط عربستان سعودی و امارات متحده عربی در خلیج فارس [گزارش کامل مساء پرس]، بیش از اختلافات گذرا، به یک رقابت ساختاری و ژئوپلیتیکی عمیق تبدیل شده است. تحلیلهای کارشناسان نشان میدهد که جاهطلبیهای اقتصادی، صنعتی و امنیتی هر دو کشور، تلاشهای آنها برای رهبری منطقهای، و نقش فعال امارات در یمن و سودان باعث شده اختلافات میان دو متحد سابق منطقهای نه تنها ادامه پیدا کند، بلکه هر روز پیچیدهتر شود.
برنارد هیکل، استاد برجسته مطالعات خاور نزدیک در دانشگاه پرینستون، در جدیدترین تحلیل خود درباره روابط عربستان و امارات، تاکید کرد که تنشهای کنونی تنها بر اساس سوءتفاهمهای گذرا شکل نگرفتهاند، بلکه نشانهای از رقابت ساختاری عمیق و جاهطلبیهای منطقهای است. هیکل در سمیناری که توسط موسسه یهودی امور امنیت ملی در واشنگتن برگزار شد، توضیح داد که سعودیها به دنبال تبدیل کشور خود به یک قطب اقتصادی و صنعتی منطقهای هستند، مسیری مشابه آنچه امارات طی سالهای اخیر تجربه کرده است.
این رقابت ساختاری، از نظر هیکل، منجر به اختلافات مداوم و بیپایان میان دو کشور میشود. او توضیح داد که عربستان سعودی خود را قدرت مسلط منطقه میداند و در چارچوب سیاستهای خود، بر تمرکز قدرت و تصمیمگیری مستقیم دولتی تاکید دارد؛ وضعیتی که او با کنایه به آن «گوریل ۸۰۰ پوندی» میگوید. از سوی دیگر، ابوظبی خود را شریک برابر و نه تابع ریاض میبیند و همین تفاوت نگرش، به ویژه در حوزههای سیاست خارجی و نفوذ منطقهای، باعث اختلافات پایدار شده است.
رقابت منطقهای و جاهطلبیهای امارات
هیکل خاطرنشان کرد که امارات متحده عربی سیاست خارجی مستقلتری را دنبال میکند و در مکانهایی مانند یمن، سومالیلند و سودان نفوذ خود را گسترش داده است. اقدامات ابوظبی در این مناطق، به ویژه در یمن، با واکنش سعودیها مواجه شده و به عنوان چالشی برای رهبری عربستان در منطقه تعبیر شده است.
وی افزود که اعلام امارات درباره کاهش حضور نظامی در یمن، در واقع به معنای خروج کامل نیست؛ بلکه نشانهای است از استمرار حضور این کشور در صحنه، در حالی که روابطش با ریاض همچنان پرتنش باقی مانده است. این رویکرد نشان میدهد که اختلافات میان دو کشور نه بر اساس تصادف، بلکه بخشی از یک رقابت راهبردی بلندمدت است.
نقش سیاستهای داخلی و بینالمللی در تشدید تنشها
یکی دیگر از عوامل مهم، اختلاف در نگرش به سیاست بینالملل و روابط با آمریکا و اسرائیل است. هیکل به دیدار ولیعهد عربستان با دونالد ترامپ و تلاش سعودیها برای مداخله در سودان اشاره کرد که از نظر امارات فشار غیرمستقیم بر ابوظبی تلقی شد. پاسخ امارات با نشان دادن اهرمهای مستقل خود در یمن، نشاندهنده سیاستی است که به دنبال تضمین جایگاه منطقهای مستقل است و گاهی با اهداف سعودیها همراستا نیست.
چالشهای هماهنگی در شورای همکاری خلیج فارس
این رقابت باعث شده است که تلاشهای جمعی در شورای همکاری خلیج فارس به نتیجه ملموس نرسد. هیکل اشاره میکند که اختلافات بین سعودی و امارات مانع از ایجاد اجماع واقعی در GCC شده و به تضعیف ظرفیت منطقهای این شورا منجر شده است. اختلافات مداوم در سیاستهای یمن و سودان، و همچنین رقابت بر سر نفوذ اقتصادی و صنعتی، نمونههایی از چالشهای هماهنگی هستند.
یمن به عنوان میدان رقابت
نقش یمن در این رقابت بسیار برجسته است. امارات با توسعه نفوذ خود در جنوب و مناطق استراتژیک یمن، نشان داده است که قادر است بدون وابستگی کامل به سعودیها در مسائل منطقهای نقشآفرینی کند. این حضور مستقل باعث شده است که عربستان احساس کند جایگاه رهبری و میانجیگریاش در خطر قرار دارد.
سودان و سومالیلند؛ ابزار نفوذ امارات
ابوظبی تلاش کرده است تا در سودان و سومالیلند نیز نفوذ خود را گسترش دهد. این اقدامات با واکنش سعودیها مواجه شده و به عنوان نمونهای از سیاست خارجی مستقل امارات تعبیر میشود که میتواند رقابت راهبردی میان دو متحد سابق را تقویت کند.
پیامدهای بلندمدت برای منطقه
کارشناسان هشدار میدهند که ادامه این رقابتها ممکن است پیامدهای عمیقی برای امنیت و ثبات منطقه داشته باشد:
کاهش توان هماهنگی در شورای همکاری خلیج فارس
ایجاد شکاف در سیاستهای امنیتی و دفاعی منطقهای
افزایش احتمال وقوع اختلافات و بحرانهای محلی که به سطح منطقهای کشیده میشوند
تضعیف جایگاه عربستان به عنوان رهبری سنتی منطقه و ظهور قطبهای کوچک قدرت
رقابت سعودی-اماراتی ادامه خواهد داشت
اختلافات میان عربستان سعودی و امارات، از نگاه تحلیلگران، تنها اختلافات گذرا نیست. این اختلافات نشانه رقابت راهبردی برای رهبری منطقهای و حفظ جایگاه مستقل امارات است. سیاستهای ابوظبی در یمن، سودان و سومالیلند، همراه با جاهطلبیهای اقتصادی و صنعتی ریاض، نشان میدهد که تنشها میان دو کشور ادامه خواهد داشت و تلاشهای هماهنگی در شورای همکاری خلیج فارس بدون اصلاح نگرشها و مدیریت رقابتها، چندان موفق نخواهد بود.
پیام نهایی این تحلیل این است که اختلافات بین سعودی و امارات، همچنان یک عامل اصلی بیثباتی در خلیج فارس است و هرگونه تلاش برای ثبات منطقهای باید به درک عمیق از رقابتهای ساختاری و اهداف بلندمدت دو کشور متکی باشد.