طلاق خاموش ریاض و ابوظبی.

در حالی که رسانه‌های غربی سال‌ها تلاش کردند محور ریاض–ابوظبی را به‌عنوان ستون ثبات خلیج فارس معرفی کنند، نشانه‌های میدانی و سیاسی حاکی از آن است که [گزارش کامل یمن نیوز] این اتحاد بیش از هر زمان دیگری دچار فرسایش شده است. گزارش‌های تحلیلی اخیر، از جمله هشدارهای مطرح‌شده در محافل آمریکایی، پرده از واقعیتی برمی‌دارد که ملت‌های منطقه مدت‌هاست آن را لمس کرده‌اند: رقابت افسارگسیخته عربستان و امارات نه‌تنها وحدت شورای همکاری را تهدید می‌کند، بلکه می‌تواند منطقه را وارد مرحله‌ای تازه از بی‌ثباتی ساختاری کند.

 

رقابت پنهان یا جنگ قدرت آشکار؟

آنچه امروز میان ریاض و ابوظبی جریان دارد، فراتر از اختلاف نظرهای تاکتیکی است. دو متحد دیروز که در تجاوز به یمن، محاصره اقتصادی و پروژه‌های مشترک امنیتی هم‌پیمان بودند، اکنون در مسیر رقابتی تمام‌عیار قرار گرفته‌اند. این رقابت، ریشه در تلاش هر دو رژیم برای تثبیت نقش «رهبر بلامنازع» در نظم جدید منطقه‌ای دارد؛ نظمی که پس از شکست پروژه‌های نظامی در یمن و کاهش نفوذ آمریکا در غرب آسیا، در حال بازتعریف است.

عربستان با تکیه بر پروژه‌های پرهزینه‌ای چون «چشم‌انداز 2030» می‌کوشد مرکز ثقل اقتصادی و سیاسی منطقه شود، در حالی که امارات با استفاده از زیرساخت‌های مالی، بنادر استراتژیک و شبکه نفوذ فرامنطقه‌ای خود، حاضر نیست این میدان را به‌راحتی واگذار کند.

 

یمن؛ میدان اصلی تقابل منافع ریاض و ابوظبی

جنگ یمن، که قرار بود vitrin قدرت ائتلاف سعودی–اماراتی باشد، به صحنه افشای عمیق‌ترین شکاف‌ها میان دو طرف تبدیل شد. در حالی که عربستان همچنان در باتلاق شکست‌خورده تجاوز نظامی گرفتار است، امارات مسیر متفاوتی را در پیش گرفت و با حمایت از نیروهای شبه‌نظامی و پروژه‌های تجزیه‌طلبانه در جنوب یمن، اهداف خاص خود را دنبال کرد.

تضاد راهبردها در جنوب یمن

ابوظبی با تمرکز بر کنترل بنادر، جزایر و خطوط کشتیرانی، یمن را نه به‌عنوان همسایه، بلکه به‌مثابه یک پروژه ژئوپلیتیکی می‌بیند. این رویکرد، بارها با منافع و محاسبات ریاض در تضاد قرار گرفته و عملاً وحدت ائتلاف متجاوز را از درون تهی کرده است.

 

اقتصاد و انرژی؛ نبرد خاموش در اوپک پلاس

یکی از خطرناک‌ترین ابعاد این شکاف، انتقال آن به حوزه انرژی است؛ جایی که ثبات آن مستقیماً با اقتصاد جهانی گره خورده است. تهدیدهای غیرعلنی امارات برای خروج از «اوپک پلاس» نشان‌دهنده عمق نارضایتی ابوظبی از سیاست‌های نفتی تحت رهبری عربستان است.

امارات معتقد است محدودیت‌های تولید، مانع افزایش سهم بازار و جاه‌طلبی‌های اقتصادی این کشور شده، در حالی که ریاض هرگونه خروج یا نافرمانی از چارچوب اوپک پلاس را تهدیدی مستقیم علیه رهبری خود و ثبات بازار جهانی نفت تلقی می‌کند.

انرژی به‌مثابه ابزار فشار سیاسی

استفاده ابزاری از نفت، بار دیگر نشان می‌دهد که رژیم‌های حاشیه خلیج فارس، حتی در میان خود نیز فاقد سازوکار اعتماد و هماهنگی پایدار هستند. تجربه نشان داده است که چنین تنش‌هایی، در نهایت هزینه‌های سنگین آن را ملت‌های منطقه و اقتصادهای وابسته پرداخت می‌کنند.

 

رقابت برای جذب سرمایه؛ دبی در برابر ریاض

تلاش عربستان برای انتقال دفاتر شرکت‌های بین‌المللی از دبی به ریاض، به‌منزله اعلان جنگ اقتصادی به امارات تلقی شده است. این سیاست، که با مشوق‌ها و فشارهای اداری همراه است، مستقیماً مدل اقتصادی امارات را هدف قرار می‌دهد؛ مدلی که بر خدمات مالی، تجارت آزاد و موقعیت دبی به‌عنوان هاب منطقه‌ای استوار است.

این رقابت، نه‌تنها همکاری اقتصادی درون شورای همکاری را تضعیف کرده، بلکه نشان می‌دهد ساختار این شورا بیش از آنکه بر همگرایی واقعی بنا شده باشد، بر موازنه‌های شکننده قدرت استوار است.

 

شورای همکاری؛ نهادی در آستانه فرسایش

شورای همکاری خلیج فارس که زمانی به‌عنوان چارچوبی برای هماهنگی سیاسی و امنیتی معرفی می‌شد، امروز بیش از هر زمان دیگری دچار بحران هویت است. اختلافات عمیق میان اعضای اصلی، از بحران قطر گرفته تا شکاف سعودی–اماراتی، این نهاد را به پوسته‌ای بی‌جان تبدیل کرده است.

سکوت رسمی در برابر این شکاف‌ها، نه نشانه ثبات، بلکه بیانگر ناتوانی ساختاری در حل اختلافات درون‌خانوادگی رژیم‌های وابسته به غرب است.

 

| پایان توهم اتحاد و آغاز مرحله بازآرایی منطقه‌ای

آنچه امروز به‌عنوان «طلاق خاموش» میان ریاض و ابوظبی مطرح می‌شود، در واقع پایان یک توهم سیاسی است؛ توهمی که بر پایه دلارهای نفتی، حمایت خارجی و سرکوب داخلی بنا شده بود. رقابت فزاینده این دو رژیم نشان می‌دهد که پروژه‌های تحمیلی بر منطقه، بدون پشتوانه مردمی و عدالت‌محور، دیر یا زود به بن‌بست می‌رسند.

برای ملت‌های منطقه، به‌ویژه ملت مقاوم یمن، این تحولات یک پیام روشن دارد: محور تجاوز نه‌تنها در میدان نظامی شکست خورده، بلکه در درون خود نیز دچار فروپاشی تدریجی شده است. آینده منطقه نه در ائتلاف‌های شکننده کاخ‌نشینان، بلکه در معادلاتی رقم خواهد خورد که بر اراده ملت‌ها، استقلال سیاسی و پایان سلطه خارجی استوار است.