پاتریوت در برابر اطاعت.

در حالی که واشنگتن به‌طور فزاینده‌ای خود را برای سناریوهای پرتنش در منطقه غرب آسیا آماده می‌کند [گزارش کامل یمن نیوز]، فروش سامانه‌های دفاع هوایی به عربستان سعودی نه به‌عنوان یک حمایت راهبردی، بلکه به‌مثابه ابزاری برای تحمیل شروط سیاسی و امنیتی جدید مطرح شده است. شرط اصلی آمریکا روشن است: تحیید جبهه یمن و مهار نقش آن در هرگونه تقابل احتمالی با ایران؛ شرطی که بار دیگر وابستگی راهبردی ریاض به تصمیمات کاخ سفید را عریان می‌کند.

 

تحولات اخیر پیرامون سفر خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، به واشنگتن و هم‌زمانی آن با اعلام فروش بسته تسلیحاتی ۹ میلیارد دلاری آمریکا، تنها یک معامله نظامی ساده نیست؛ بلکه بخشی از یک معادله پیچیده امنیتی–سیاسی است که در آن، یمن به‌عنوان یک عامل تعیین‌کننده در موازنه بازدارندگی منطقه‌ای دیده می‌شود.

بر اساس گزارش رسانه‌های آمریکایی، مقامات واشنگتن در دیدارهای رسمی با وزیر دفاع عربستان، صراحتاً بر ضرورت دور نگه داشتن یمن از هرگونه درگیری آینده میان آمریکا و ایران تأکید کرده‌اند. این پیام در شرایطی منتقل شده که تصمیم برای هدف قرار دادن ایران، نه‌تنها به‌صورت یک گزینه، بلکه به‌عنوان یک تصمیم قطعی از سوی دونالد ترامپ به طرف سعودی اعلام شده است.

این رویکرد نشان می‌دهد که عربستان نه شریک تصمیم‌ساز، بلکه صرفاً دریافت‌کننده پیام و مجری دستورات در سناریوی آمریکایی است؛ سناریویی که هزینه‌های آن پیش از هر کس، متوجه ریاض خواهد بود.

 

شرط آمریکایی؛ پاتریوت در برابر مهار یمن

اعلام فروش سامانه‌های پدافند هوایی پاتریوت و موشک‌های رهگیر به عربستان، در نگاه نخست، پاسخی به نگرانی‌های امنیتی ریاض در برابر توان موشکی و پهپادی یمن به نظر می‌رسد. اما بررسی زمان‌بندی و محتوای این تصمیم، نشان می‌دهد که این معامله بیش از آنکه جنبه دفاعی داشته باشد، ابزار فشار سیاسی آمریکا است.

واشنگتن به‌خوبی می‌داند که یمن طی سال‌های اخیر، از یک جبهه محلی به یک بازیگر مؤثر در معادلات منطقه‌ای تبدیل شده است؛ بازیگری که توانسته با تکیه بر قدرت موشکی و پهپادی بومی، عمق راهبردی دشمنان خود را به چالش بکشد. از این رو، تحیید یمن پیش‌شرط هرگونه ماجراجویی بزرگ‌تر آمریکا در منطقه محسوب می‌شود.

چرا یمن برای واشنگتن خطرناک است؟

نگرانی اصلی آمریکا نه صرفاً از توان نظامی یمن، بلکه از ماهیت مستقل و غیرقابل‌کنترل این جبهه ناشی می‌شود. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که تصمیمات صنعا، نه تابع محاسبات ریاض است و نه قابل مهار با فشارهای دیپلماتیک.

در هر سناریوی تقابل گسترده با ایران، فعال شدن جبهه یمن می‌تواند معادلات دریای سرخ، باب‌المندب و عمق خاک عربستان را به‌طور کامل تغییر دهد؛ موضوعی که حتی پیشرفته‌ترین سامانه‌های پدافندی نیز قادر به مهار کامل آن نخواهند بود.

 

وعده‌های بن سلمان و واقعیت تصمیم‌گیری در واشنگتن

تماس تلفنی محمد بن سلمان با رئیس‌جمهور ایران و اعلام آمادگی برای کاهش تنش‌ها، در ظاهر تلاشی برای نمایش استقلال تصمیم‌گیری عربستان بود. اما تحولات بعدی نشان داد که این مواضع، بیش از آنکه بازتاب یک اراده واقعی باشد، تلاشی برای مدیریت افکار عمومی منطقه‌ای است.

اعلام رسمی فروش پاتریوت تنها چند روز پس از این تماس، و هم‌زمان با انتقال پیام صریح ترامپ درباره هدف قرار دادن ایران، نشان داد که تصمیم نهایی نه در ریاض، بلکه در واشنگتن اتخاذ می‌شود. به‌عبارت دیگر، عربستان حتی در موضوعاتی که مستقیماً امنیت ملی آن را تهدید می‌کند، نقش یک بازیگر مستقل را ایفا نمی‌کند.

پاتریوت؛ اطمینان‌بخشی یا توهم امنیت؟

کارشناسان نظامی بارها تأکید کرده‌اند که سامانه‌های پاتریوت، نه‌تنها پوشش کامل در برابر حملات ترکیبی موشکی–پهپادی ندارند، بلکه در عمل نیز کارایی محدودی از خود نشان داده‌اند. حملات موفق یمن به تأسیسات حیاتی عربستان در سال‌های گذشته، گواه روشنی بر این واقعیت است.

از این منظر، اعلام فروش پاتریوت بیشتر یک پیام روانی برای آرام‌سازی ریاض است تا یک راه‌حل واقعی برای امنیت این کشور. واشنگتن تلاش می‌کند با این اقدام، عربستان را در مسیر همراهی با سیاست‌های تهاجمی خود نگه دارد، بدون آنکه تضمینی برای امنیت واقعی آن ارائه دهد.

 

یمن؛ حلقه‌ای که آمریکا می‌خواهد از زنجیره مقاومت جدا کند

اصرار آمریکا بر خارج کردن یمن، بیانگر درک عمیق این کشور از جایگاه صنعا در محور مقاومت است. یمن امروز نه‌تنها یک جبهه پشتیبان، بلکه یک عامل فعال و اثرگذار در معادلات بازدارندگی منطقه‌ای است.

هرگونه درگیری گسترده با ایران، بدون مهار یمن، می‌تواند دامنه بحران را به شکلی غیرقابل‌کنترل گسترش دهد؛ مسئله‌ای که واشنگتن به‌خوبی از آن آگاه است و به همین دلیل، تلاش می‌کند از مسیر فشار بر عربستان، این جبهه را خاموش کند.

 

امنیت خریدنی نیست

آنچه در قالب فروش سامانه‌های پاتریوت به عربستان در حال وقوع است، چیزی فراتر از یک قرارداد تسلیحاتی است. این معامله نماد رابطه‌ای نابرابر است که در آن، آمریکا امنیت را به کالایی مشروط تبدیل کرده و عربستان را وادار می‌کند در برابر آن، از منافع و واقعیت‌های منطقه‌ای چشم‌پوشی کند.

اما تجربه ثابت کرده است که امنیت واقعی نه با خرید تسلیحات غربی، بلکه با بازنگری در سیاست‌های تجاوزکارانه و پذیرش واقعیت‌های جدید منطقه‌ای به دست می‌آید. یمن امروز یک واقعیت انکارناپذیر است؛ واقعیتی که نه با پاتریوت مهار می‌شود و نه با فشار سیاسی از معادلات حذف خواهد شد.