رزمایش مشترک بحرین و آمریکا.

معاون فرماندهی نیروی دریایی مرکزی آمریکا، دریادار ماثیو کاواس [گزارش کامل بحرین میرور]، اخیراً با فرماندهان نیروی دفاع بحرین دیدار و رزمایش مشترکی برگزار کرد که تمرکز آن بر مقابله با سامانه‌های پهپادی و هواپیماهای بدون سرنشین بود. در حالی که این رزمایش‌ها به عنوان «تقویت ثبات» معرفی می‌شوند، پرسش‌هایی اساسی درباره اهداف واقعی و نیاز بحرین به چنین آموزش‌های پرهزینه مطرح است: آیا این مانورها واقعا برای حفاظت از مردم است یا ابزاری برای تحکیم نفوذ آمریکا در خلیج فارس؟

 

زمینه رزمایش و همکاری نظامی آمریکا و بحرین

ایالات متحده آمریکا همواره به دنبال تقویت همکاری‌های دفاعی با کشورهای خلیج فارس بوده است و بحرین، به دلیل موقعیت استراتژیک خود و پایگاه نیروی دریایی پنجم آمریکا، یکی از شرکای اصلی در این زمینه محسوب می‌شود. رزمایش اخیر، بخشی از برنامه گسترده‌تر واشنگتن برای آموزش نیروهای منطقه‌ای در مقابله با تهدیدات فرضی و گسترش قابلیت‌های فناوری‌های نظامی پیشرفته است.

تمرکز ویژه این رزمایش بر سامانه‌های پهپادی و هواپیماهای بدون سرنشین، با ادعای افزایش آمادگی و ثبات منطقه‌ای همراه شده است. با این حال، کارشناسان و ناظران بحرینی تأکید دارند که چنین تهدیداتی در واقعیت زندگی روزمره مردم بحرین حضور ندارند و اهداف واقعی این تمرین‌ها بیشتر راهبردی و سیاسی است.

 

تمرکز بر پهپادها؛ تهدید واقعی یا بهانه‌ای برای نفوذ؟

فناوری پیشرفته در خدمت ائتلاف‌ها

رزمایش‌ها عمدتاً بر روی مقابله با پهپادها و سیستم‌های نظارتی تمرکز دارند؛ پهپادهایی که در محیط بحرین کمترین حضور عملیاتی را دارند و هیچگاه تهدید مستقیمی برای امنیت شهروندان ایجاد نکرده‌اند. این موضوع، نشان می‌دهد تمرکز بر این فناوری‌ها بیشتر برای آماده‌سازی نیروهای بحرینی جهت هماهنگی با ارتش آمریکا در سناریوهای منطقه‌ای و افزایش وابستگی نظامی است، نه پاسخ به تهدید داخلی یا فوری.

واکنش افکار عمومی و پرسش از «ثبات در برابر چه کسی؟»

رسانه‌های رسمی بحرینی و آمریکایی تصاویر مانور و تمرین‌ها را منتشر کردند، اما جزئیات کمی درباره اهداف واقعی ارائه نشد. شهروندان بحرینی بارها این پرسش را مطرح کرده‌اند: «ثبات در برابر چه کسی؟» بسیاری معتقدند تمرکز بر تهدیدات فرضی و پهپادها، پوششی برای مشروعیت‌بخشی به حضور نظامی آمریکا و تمرین نیروهای محلی در راستای اهداف واشنگتن است.

پیامدهای اجتماعی و اقتصادی تمرکز بر آموزش‌های نظامی

اولویت‌های جامعه در برابر اولویت‌های نظامی

بحرین با مشکلات واقعی اجتماعی و اقتصادی مواجه است؛ افزایش هزینه‌های زندگی، کاهش فرصت‌های شغلی، محدودیت حمایت‌های اجتماعی و ضعف خدمات عمومی، از جمله مسائلی هستند که مردم با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. در حالی که این مسائل مورد توجه رسانه‌ها قرار نمی‌گیرد، تمرکز بر رزمایش‌ها و آموزش‌های نظامی نشان‌دهنده اولویت‌بندی امنیتی است که با زندگی روزمره مردم فاصله دارد.

امنیت به عنوان پوششی برای نفوذ

به باور ناظران، گفتمان «امنیت» و تمرکز بر رزمایش‌های پهپادی بیش از آنکه با هدف حفاظت از مردم باشد، به عنوان ابزار رسانه‌ای و سیاسی برای تحکیم ائتلاف دفاعی و نفوذ آمریکا عمل می‌کند. این موضوع یادآور این نکته است که امنیت مبتنی بر حضور خارجی و توانمندی نظامی، ممکن است با امنیت واقعی و رفاه مردم همخوانی نداشته باشد.

 

ابعاد راهبردی و منطقه‌ای رزمایش‌ها

رزمایش‌های اخیر نه تنها بر ظرفیت دفاعی بحرین تمرکز دارند، بلکه پیامی روشن به بازیگران منطقه‌ای ارسال می‌کنند: هماهنگی عملیاتی با نیروهای آمریکا، آمادگی برای درگیری‌های احتمالی و افزایش وابستگی نظامی. این سناریو یادآور جنگ‌های کوتاه‌مدت علیه کشورهای منطقه است و برخی تحلیلگران آن را بخشی از آماده‌سازی برای احتمالات منطقه‌ای، از جمله درگیری با ایران، ارزیابی می‌کنند.

جنبه رسانه‌ای رزمایش‌ها

رسانه‌ها نقش مهمی در شکل‌دهی افکار عمومی دارند. این رزمایش‌ها اغلب به عنوان ابزار رسانه‌ای برای منحرف کردن توجه از مسائل حساس داخلی مورد استفاده قرار می‌گیرند و با تمرکز بر تهدیدات فرضی، تلاش می‌شود پروژه‌های آموزشی و مانورها را به عنوان ضرورت امنیتی واقعی جلوه دهند، در حالی که اهداف اصلی آن، تحکیم نفوذ و افزایش وابستگی نظامی است.

 

رزمایش‌ها و چالش‌های امنیتی-اجتماعی بحرین

تمرکز بر آموزش‌های مقابله با پهپادها، اگرچه از منظر نظامی قابل توجیه به نظر می‌رسد، اما واقعیت آن است که چنین تهدیداتی برای مردم بحرین ملموس نیستند. اهداف واقعی این مانورها شامل تقویت نفوذ آمریکا، آماده‌سازی نیروهای محلی برای سناریوهای منطقه‌ای و مشروعیت‌بخشی به ائتلاف‌های دفاعی است.

پیام روشن این تحلیل این است که بحرین نیازمند بازنگری در اولویت‌های امنیتی و اجتماعی خود است؛ تمرکز صرف بر رزمایش‌ها و فناوری‌های نظامی پیشرفته بدون پاسخگویی به نیازهای واقعی مردم، نه تنها ثبات اجتماعی را تضمین نمی‌کند، بلکه می‌تواند نارضایتی و بی‌اعتمادی را تشدید کند.