
اعلام بهرسمیت شناختن موجودیت موسوم به «سومالیلند» از سوی رژیم صهیونیستی [گزارش کامل یمن نیوز]، پرده از پروژهای برداشت که سالها با نقشآفرینی امارات و تحت پوشش سرمایهگذاری اقتصادی در شاخ آفریقا و جنوب دریای سرخ پیش برده میشد؛ پروژهای که اکنون به تهدیدی مستقیم برای امنیت منطقه و گذرگاههای راهبردی جهان اسلام تبدیل شده است.
تحولات اخیر در شاخ آفریقا و جنوب دریای سرخ نشان میدهد که آنچه طی یک دهه گذشته بهعنوان همکاری اقتصادی، مدیریت بنادر و سرمایهگذاری معرفی میشد، در واقع بخشی از یک طرح ژئوپلیتیکی ـ امنیتی پیچیده بوده است. اعلام بهرسمیت شناختن سومالیلند از سوی رژیم صهیونیستی، نه یک تصمیم ناگهانی، بلکه نتیجه مستقیم این روند تدریجی و حسابشده است که با نفوذ امارات در این منطقه همزمان شده است.
بررسی دقیق روند تحولات نشان میدهد که امارات متحده عربی، با ایفای نقش واسطه و مجری، بستر لازم برای نفوذ اسرائیل به یکی از حساسترین مناطق جهان اسلام را فراهم کرده و عملاً به «اسب تروا»ی این پروژه در شاخ آفریقا و جنوب دریای سرخ تبدیل شده است. این پروژه، فراتر از یک رقابت سیاسی یا اقتصادی، تهدیدی مستقیم برای ثبات امنیتی کشورهای منطقه و حتی مسیرهای حیاتی جهانی محسوب میشود.
امارات؛ مجری خاموش پروژه صهیونیستی در گذرگاههای راهبردی
اسرائیل از دههها پیش، دریای سرخ و بابالمندب را بهعنوان مسیرهای استراتژیک برای نفوذ خود شناسایی کرده بود، اما موانع سیاسی، امنیتی و مخالفت افکار عمومی مانع از اجرای مستقیم این برنامهها بود. در این شرایط، امارات با استفاده از توان مالی بالا، شبکه روابط امنیتی گسترده با غرب و پوشش اقتصادی، توانست خلأ موجود را پر کرده و مسیر نفوذ غیرمستقیم اسرائیل را هموار سازد.
ابوظبی با ارائه خود بهعنوان یک بازیگر اقتصادی بیطرف، توانست اهدافی را محقق کند که تلآویو حتی رؤیای اجرای علنی آن را هم نداشت. این اهداف شامل ایجاد پایگاههای استراتژیک، کنترل بنادر حیاتی و تضعیف حاکمیت ملی کشورها برای گشودن مسیر حضور نظامی و اطلاعاتی اسرائیل است. به این ترتیب، بهرسمیت شناختن سومالیلند توسط اسرائیل، پرده از نقش ابوظبی در پروژهای گسترده برداشت که سالها در سایه پنهان مانده بود.
یمن؛ کنترل سواحل و جزایر حساس
در یمن، حمایت آشکار امارات از شورای انتقالی جنوب و نیروهای وابسته به طارق صالح، نه تنها وحدت ملی این کشور را هدف قرار داد، بلکه به ابوظبی امکان داد تا کنترل عملی سواحل جنوبی و غربی و جزایر فوقحساس یمن را در دست بگیرد. جزایری مانند میون، سقطری و عبد الکوری به مراکز رصد دریایی و اطلاعاتی تبدیل شدند؛ نقاطی که نقش آنها در سناریوهای احتمالی درگیری منطقهای بسیار حیاتی است. علاوه بر این، کنترل جزایر راهبردی، امکان نظارت بر کشتیها و خطوط کشتیرانی در بابالمندب را برای امارات فراهم کرده است، مسئلهای که به نوبه خود، امنیت عبور و مرور بینالمللی را تحت تأثیر قرار میدهد.
سومالی؛ بندر بربره و پوشش سرمایهگذاری
در شاخ آفریقا، سومالیلند به مهمترین شریک ابوظبی تبدیل شد. واگذاری بندر بربره به شرکت «موانئ دبی» در ظاهر یک قرارداد اقتصادی بود، اما تحلیلگران نظامی و ژئوپلیتیکی تأکید میکنند که این بندر میتواند در آینده به پایگاهی برای حضور نیروی دریایی اسرائیل تبدیل شود. این تحول نشان میدهد که امارات با استفاده از سرمایهگذاریهای تجاری و اقتصادی، اهداف نظامی و امنیتی اسرائیل را در منطقه پیش برده و در واقع، نقش «دروازه ورود» اسرائیل را ایفا کرده است.
سودان؛ تضعیف دولت مرکزی و نفوذ در ساحل دریای سرخ
در سودان نیز حمایت امارات از نیروهای موسوم به «پشتیبانی سریع» در راستای ایجاد خلأ حاکمیتی در سواحل دریای سرخ ارزیابی میشود. ایجاد یک قدرت نظامی موازی، مانع شکلگیری هرگونه حاکمیت مستقل و ملی بر این سواحل میشود و مسیر نفوذ خارجی را برای اسرائیل و امارات هموار میسازد. این اقدام، علاوه بر تهدید مستقیم امنیت ملی سودان، به بخشی از طرح گسترده برای کنترل مسیرهای دریایی جنوب دریای سرخ تبدیل شده است.
دریای سرخ؛ از شریان تجارت جهانی تا میدان تقابل امنیتی
تحولات اخیر نشان میدهد که دریای سرخ دیگر صرفاً یک مسیر تجارت بینالمللی نیست، بلکه به یک میدان استراتژیک تبدیل شده است. هرگونه حضور اسرائیل در این منطقه، چه مستقیم و چه از طریق امارات، تهدیدی مستقیم برای امنیت کشورهای مشرف به این آبراه و حتی برای کانال سوئز به شمار میآید. کنترل غیرمستقیم بر بابالمندب و خلیج عدن، میتواند امنیت مسیرهای حیاتی بینالمللی را در معرض باجخواهی و فشار سیاسی قرار دهد. این روند نشان میدهد که پروژه نفوذ اسرائیل و امارات، پیامدهای فراتر از منطقه و در سطح اقتصاد جهانی نیز دارد.
صنعا و خط مقدم مقابله با پروژه نفوذ
موضع صنعا در قبال این پروژهها، دیگر صرفاً سیاسی نیست؛ بلکه به یک راهبرد دفاعی عملی و فعال تبدیل شده است. دولت نجات ملی یمن بارها تأکید کرده است که هرگونه حضور نظامی یا اطلاعاتی اسرائیل، چه مستقیم و چه از طریق امارات، تهدیدی برای امنیت ملی یمن و منطقه به شمار میآید و هدف مشروع برای مقابله است. این رویکرد، زمینهساز تشکیل ائتلافهای دفاعی و راهبردی برای مقابله با پروژه نفوذ اسرائیل و امارات در شاخ آفریقا و دریای سرخ شده است.
پروژه نفوذ صهیونیستی و آزمون بیداری منطقهای
بهرسمیت شناختن سومالیلند از سوی اسرائیل، حلقهای از یک پروژه گسترده است که سالها با نقشآفرینی امارات پیش برده شده است. این اقدام نشان داد که پروژه نفوذ اسرائیل وارد مرحله علنی شده و مقابله با آن نیازمند هوشیاری جمعی، همگرایی منطقهای و اقدام هماهنگ است. هرگونه سکوت یا بیتفاوتی در برابر این پروژه، میتواند شاخ آفریقا و جنوب دریای سرخ را به صحنهای دائمی از بحران و بیثباتی تبدیل کند، به طوری که منافع اصلی آن به جای کشورهای منطقه، نصیب قدرتهای خارجی خواهد شد.