غزه در مسیر تبدیل شدن به بازار اماراتی-اسرائیلی.

اطلاعات تازه‌ای از یک طرح اماراتی فاش شده که نه تنها بازسازی واقعی نوار غزه را هدف قرار نداده، بلکه آن را به «بازار مصرف» و تحت کنترل کامل امنیتی و اقتصادی دشمنان فلسطین تبدیل می‌کند؛ پروژه‌ای که نشان‌دهنده [گزارش کامل شبکه المسیر] نقش فعال امارات در اجرای طرح‌های واشنگتن–تل‌آویو علیه مقاومت و آرمان فلسطین است.

 

زمینه و افشای طرح اماراتی

اخیراً کانال ۱۲ اسرائیل جزئیاتی از یک طرح به‌اصطلاح «پیشرفته» اماراتی برای مدیریت بخش غیرنظامی نوار غزه را فاش کرد؛ طرحی که توسط رسانه‌های رسمی صهیونیستی به‌عنوان بخشی از ترتیبات «روز بعد» پس از تجاوز تبلیغ می‌شود، اما در واقع شبکه‌ای پیچیده است که مشروعیت و استقلال غزه را نابود می‌کند.

بر اساس این افشاگری‌ها، امارات متحده عربی قصد دارد میلیاردها دلار در بازارها و تجارت داخلی غزه سرمایه‌گذاری کند؛ اما آنچه بیش از همه موجب نگرانی ناظران شده، ساختار امنیتی–اقتصادی این طرح است که نشان می‌دهد امارات نه یک شریک بازسازی، بلکه بازیگری در خدمت منافع آمریکا و اسرائیل است.

این طرح شامل حضور امنیتی اماراتی در مراکز لجستیکی، همکاری با شرکت‌های امنیتی خصوصی آمریکایی، و پیوند کامل اقتصاد غزه با دشمن صهیونیستی از طریق خرید انحصاری کالاها و اجرای پروژه‌ها از سوی پیمانکاران اسرائیلی است. چنین ترکیبی، استقلال اقتصادی و سیاسی غزه را تضعیف کرده و نوار غزه را به یک «بازار مصرف» تحت کنترل دشمنان آرمان فلسطین تبدیل می‌کند.

 

امارات؛ میان توسعه یا ابزار سلطه؟

بررسی دقیق این طرح نشان می‌دهد که هدف واقعی از سرمایه‌گذاری ادعایی، نه بهبود وضعیت زندگی مردم غزه، بلکه ایجاد تسلط امنیتی و اقتصادی بر این نوار است. در این طرح، مراکز حیاتی لجستیکی باید تحت حفاظت نیروهای امنیتی اماراتی و شرکت‌های آمریکایی قرار بگیرند. این بدان معناست که غزه نه‌تنها از لحاظ اقتصادی وابسته می‌شود، بلکه امنیت ملی آن نیز زیر نظر نیروهایی قرار می‌گیرد که منافعشان با منافع مردم فلسطین همخوانی ندارد.

این نوع «مدیریت» در واقع نخستین گام برای بیرون راندن هرگونه توانایی مستقل فلسطینی در اداره امور خود است. وقتی اقتصاد به کنترل خارجی‌ها درآید، و امنیت مناطق تحت نفوذ وابسته به نیروهای بیگانه شود، معنای واقعی آزادی و استقلال از میان می‌رود.

پوشش «بازسازی» و سرپوش‌گذاری بر واقعیت

برای بسیاری از ناظران، برچسب «بازسازی» که امارات و متحدانش به این طرح زده‌اند، تنها پوششی برای توجیه نفوذ سیاسی و کنترل امنیتی–اقتصادی است. این پروژه نه بازسازی، بلکه تحمیل یک مدل وابستگی و سلطه فرهنگی و سیاسی است که به‌صورت نرم و با شعار توسعه اجرا می‌شود.

جالب اینکه رسانه‌های صهیونیستی و دولت‌های حامی اشغالگران این طرح را به‌عنوان «پاسخ مدنی قوی» معرفی می‌کنند که به آنها اجازه می‌دهد از بار مدیریت مستقیم پس از درگیری‌ها خلاص شوند—بدون اینکه هدف اصلی‌شان یعنی خلع سلاح و از بین بردن مقاومت را کنار بگذارند.

این همدستی آشکار میان امارات و رژیم صهیونیستی به‌ویژه در شرایطی که جامعه جهانی و مردم منطقه به حمایت از مقاومت فلسطین فراخوانده شده‌اند، نشان می‌دهد که طرح‌هایی از این دست نه تنها در جهت تأمین منافع مردم غزه نیستند، بلکه در خدمت منافع دشمنان فلسطین قرار دارند.

 

پیامدهای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی

وابستگی اقتصادی

واگذاری مدیریت بازارها و تجارت غزه به شرکت‌های وابسته به امارات و اسرائیل به معنای ختم استقلال اقتصادی است. کالاها و خدمات به‌صورت انحصاری از اسرائیل تأمین می‌شود، و این یعنی بخش اعظم اقتصاد غزه در خدمت اقتصاد اشغالگران قرار می‌گیرد. چنین وابستگی اقتصادی، موجب تضعیف تولید داخلی، افزایش بیکاری، و سقوط قدرت خرید مردم خواهد شد.

این مدل «بازسازی» عملاً یک نسخه پلیسی–اقتصادی برای کنترل جامعه غزه است؛ نسخه‌ای که در آن هرگونه خودکفایی، مقاومت اقتصادی و استقلال مالی نابود می‌شود و مردم باید تحت نظامی شکل‌یافته به‌قیمت از دست دادن آزادی‌های اساسی زندگی کنند.

پیوند امنیتی

یکی از مهم‌ترین جنبه‌های این طرح، حضور نیروهای امنیتی اماراتی و شرکت‌های خصوصی آمریکایی است. این حضور تحت عنوان «حفاظت از مراکز لجستیکی و پروژه‌های اقتصادی» توجیه شده، اما در عمل به معنای تسلط امنیتی بر سرنوشت نوار غزه است. اهمیت این موضوع از آنجا روشن‌تر می‌شود که تجربه کشورهای دیگر نشان داده است که حضور نیروهای امنیتی خارجی غالباً از ابزارهای فشار سیاسی و کنترل جمعی استفاده می‌کند.

در چنین شرایطی، جامعه غزه نه‌تنها از لحاظ اقتصادی وابسته می‌شود، بلکه از لحاظ امنیتی نیز در معرض کنترل و نظارت قرار می‌گیرد؛ وضعیتی که می‌تواند هر نشانه‌ای از مقاومت را خفه کند و جامعه را به‌سوی پذیرش تسلیم سوق دهد.

ابعاد فرهنگی و هویتی

فراتر از ابعاد اقتصادی و امنیتی، این طرح تهدیدی جدی علیه هویت فرهنگی و اجتماعی غزه است. وابستگی کامل به کشورهای خارجی در اداره امور نه‌تنها باعث حذف نقش فلسطینیان در اداره سرنوشت خود می‌شود، بلکه می‌تواند زمینه را برای نفوذ فرهنگی و ایدئولوژیک فراهم کند. کسانی که این طرح را طراحی کرده‌اند، می‌دانند که کنترل اقتصادی و امنیتی، پایه‌های هویت ملی را نیز تضعیف می‌کند و جامعه را آسیب‌پذیرتر می‌سازد.

پیوند کامل اقتصاد غزه با اسرائیل و حمایتی که رسانه‌های صهیونیستی از این پروژه دارند، نشان می‌دهد که هدف نهایی از این «بازسازی» نه بازگرداندن عزت و استقلال به مردم فلسطین، بلکه تسلیم و حذف مقاومت و هویت آنها است.

 

 

غزه یا زندانِ وابستگی؟ پیامی به مقاومت و آینده فلسطین

آنچه امروز در قالب «پروژه بازسازی غزه» ارائه می‌شود، در واقع تلاشی هدفمند برای تبدیل نوار غزه به زندانی بزرگ تحت کنترل امنیتی–اقتصادی خارجی است. امارات و متحدانش با طراحی چنین طرح‌هایی، نه به بازسازی بلکه به تسلط کامل بر سرنوشت فلسطینیان چشم دوخته‌اند.

این تحولات نشان می‌دهد که پروژه «روز بعد» دشمنان فلسطین، الگویی از وابستگی و تسلیم است، نه رهایی و استقلال. در چنین شرایطی، تنها راه مقابله، تقویت آگاهی عمومی، حفظ استقلال اقتصادی، و پافشاری بر ارزش‌های مقاومت است.

مردم غزه و حامیان مقاومت باید بدانند که هیچ طرحی که در آن امنیت و اقتصاد تحت نظارت دشمنان فلسطین باشد، نمی‌تواند استقلال و عزت این جامعه را تأمین کند. تجربه تاریخی نشان داده است که وابستگی اقتصادی و امنیتی، همیشه منجر به نفوذ و سلطه سیاسی می‌شود—و فلسطین باید از تکرار چنین سرنوشتی جلوگیری کند.