فریب بزرگ بازگشایی گذرگاه‌ها رفح.

در حالی که رژیم صهیونیستی با مانور رسانه‌ای بر «بازگشایی» گذرگاه رفح می‌کوشد [گزارش کامل شبکه المسیر] خود را از زیر فشار افکار عمومی جهانی خارج کند، واقعیت‌های میدانی در نوار غزه از تداوم محاصره، کشتار و سیاست نسل‌کشی تدریجی حکایت دارد. هم‌زمان، تحرکات گسترده مردمی در یمن و راهپیمایی‌های میلیونی در صنعا، به یکی از مؤثرترین جبهه‌های افشاگر جنایات اشغالگران تبدیل شده‌اند؛ جبهه‌ای که دشمن و حامیانش را به شدت نگران کرده است.

 

بازگشایی رفح؛ گشایش انسانی یا ابزار باج‌گیری امنیتی؟

تصمیم اعلام‌شده رژیم صهیونیستی برای اجازه بازگشایی گذرگاه مرزی رفح، در ظاهر می‌تواند به‌عنوان یک گام انسانی معرفی شود، اما بررسی دقیق سازوکارهای اعلام‌شده نشان می‌دهد که این اقدام، بیش از آنکه پاسخ‌گوی نیازهای فوری مردم محاصره‌شده غزه باشد، بخشی از یک سناریوی امنیتی–سیاسی حساب‌شده است.

کنترل عملیاتی گذرگاه، نظارت امنیتی چندلایه و محدودیت‌های اعمال‌شده بر ورود کمک‌ها، همگی بیانگر آن است که اشغالگران همچنان اهرم فشار را در دست دارند و رفح را از یک مسیر امدادرسانی به ابزاری برای فشار و باج‌گیری تبدیل کرده‌اند.

 

تغییر روایت صهیونیستی؛ از «غیرممکن» تا «وانمودِ گشایش»

تا همین روزهای اخیر، مقامات صهیونیستی با صراحت بر «غیرممکن بودن» بازگشایی گذرگاه رفح تأکید می‌کردند و هرگونه ترتیبات سیاسی یا اداری برای آینده غزه، از جمله تشکیل دولت تکنوکرات یا مدیریت مدنی مستقل، را خط قرمز خود می‌دانستند.

اما ناگهان، همان رژیم روایتی تازه را به رسانه‌های غربی تزریق می‌کند؛ روایتی که از «کاهش تنش»، «ورود کمک‌ها» و «گشایش گذرگاه‌ها» سخن می‌گوید. این چرخش ناگهانی، بیش از هر چیز، نشان‌دهنده فشار فزاینده‌ای است که افکار عمومی جهانی—به‌ویژه در آمریکا و اروپا—بر تل‌آویو و حامیانش وارد کرده است.

هدف اصلی؛ مهار فشار بر نتانیاهو و کاخ سفید

این مانور رسانه‌ای در زمانی انجام می‌شود که بنیامین نتانیاهو با شدیدترین بحران‌های سیاسی داخلی و خارجی مواجه است و دولت آمریکا نیز، در سایه اعتراضات گسترده دانشگاهی و خیابانی، تحت فشار بی‌سابقه‌ای قرار دارد. در چنین شرایطی، «بازگشایی کنترل‌شده رفح» تلاشی است برای کاهش بار انتقادات و منحرف‌کردن نگاه‌ها از واقعیت‌های خونین میدان.

 

واقعیت میدانی غزه؛ کشتار ادامه دارد

برخلاف ادعاهای رسانه‌ای دشمن، آنچه در میدان غزه جریان دارد، تصویری کاملاً متفاوت ارائه می‌دهد. حملات روزانه، شهادت غیرنظامیان، تخریب زیرساخت‌ها و تداوم محاصره، همگی گواه آن است که سیاست تجاوز و نسل‌کشی تدریجی نه‌تنها متوقف نشده، بلکه با شدت‌های متفاوت ادامه دارد.

ورود کمک‌های انسانی همچنان قطره‌چکانی است و هیچ تناسبی با حجم فاجعه انسانی ندارد. غزه در شرایطی به سر می‌برد که قحطی، سرما، بیماری و ویرانی، زندگی روزمره مردم را به مرز فروپاشی کامل رسانده است.

 

زمستان، کودکان و چهره عریان فاجعه انسانی

هم‌زمان با تشدید سرمای هوا، گزارش‌ها از جان‌باختن کودکان فلسطینی بر اثر سرما و نبود امکانات گرمایشی، عمق فاجعه انسانی را آشکارتر کرده است. این تصاویر، نه محصول یک بحران طبیعی، بلکه نتیجه مستقیم محاصره‌ای است که با حمایت سیاسی و نظامی غرب بر غزه تحمیل شده است.

 

یمن؛ جبهه‌ای که معادله رسانه‌ای را برهم زد

در این میان، نقش جبهه‌های پشتیبان، به‌ویژه یمن، برجسته‌تر از هر زمان دیگری است. تحرکات گسترده مردمی، راهپیمایی‌های میلیونی در صنعا و دیگر شهرهای یمن، و مواضع صریح انصارالله در حمایت از فلسطین، به یکی از عوامل اصلی افشای جنایات دشمن صهیونیستی در سطح جهانی تبدیل شده است.

این حضور میلیونی، نه‌تنها پیام روشنی به اشغالگران ارسال کرد، بلکه افکار عمومی جهان را نیز نسبت به واقعیت‌های پنهان‌شده پشت پرده رسانه‌های غربی هوشیارتر ساخت.

چرا یمن دشمن را نگران کرد؟

زیرا یمن نشان داد که مسئله فلسطین، برخلاف تلاش‌های دشمن، به فراموشی سپرده نشده است. پیوند میدان، رسانه و خیابان در یمن، الگویی ایجاد کرد که می‌تواند به دیگر ملت‌ها نیز سرایت کند و همین مسئله، تل‌آویو و واشنگتن را به تکاپو برای مهار این موج انداخت.

 

آتش‌بس یا آرام‌سازی افکار عمومی؟

اعلام آنچه «آتش‌بس» نامیده شد، در عمل به کاهش شدت اعتراضات جهانی انجامید، اما در میدان، تغییری اساسی ایجاد نکرد. این شکاف میان روایت رسانه‌ای و واقعیت میدانی، دقیقاً همان نقطه‌ای است که فریب بزرگ رسانه‌ای شکل می‌گیرد؛ فریبی که هدف آن، عادی‌سازی جنایت و کاهش سطح خشم جهانی است.

 

عادی‌سازی کشتار؛ خطر خاموش شدن وجدان جهانی

یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای این جنگ روانی، عادی‌سازی جنایات روزانه است. کاهش نسبی شمار شهدا—در مقایسه با اوج حملات—نباید به‌عنوان نشانه‌ای از بهبود اوضاع تلقی شود، اما متأسفانه همین مقایسه‌ها باعث کاهش حساسیت افکار عمومی شده است، در حالی که گرسنگی، محاصره و کشتار همچنان ادامه دارد.

 

کرانه باختری و مقدسات؛ جبهه خاموش اما خطرناک

این سکوت بین‌المللی، تنها به غزه محدود نمانده و به کرانه باختری نیز تسری یافته است. تشدید شهرک‌سازی، تعرض به مسجدالاقصی و حرم ابراهیمی، اعمال محدودیت‌ها و تغییر معالم، همگی در فضایی از بی‌تفاوتی جهانی رخ می‌دهد؛ فضایی که می‌تواند پیامدهای بسیار خطرناکی برای آینده مقدسات اسلامی داشته باشد.

 

رفح، یمن و نبرد روایت‌ها؛ چرا افشای حقیقت از میدان آغاز می‌شود

آنچه امروز در فلسطین اشغالی جریان دارد، صرفاً یک درگیری نظامی نیست، بلکه نبردی تمام‌عیار بر سر روایت‌هاست. رژیم صهیونیستی می‌کوشد با فریب رسانه‌ای، فشار جهانی را مهار کند، اما مقاومت میدانی و خیزش‌های مردمی—به‌ویژه در یمن—نشان داده‌اند که حقیقت، هرچند با تأخیر، راه خود را به افکار عمومی باز می‌کند.

بازگرداندن تمرکز رسانه‌ای بر جنایات جاری، شکستن سکوت جهانی و مسئول دانستن اشغالگران و حامیانشان، امروز بیش از هر زمان دیگری یک ضرورت تاریخی است.