شکست قدرت آمریکا در ۳۰ روز.

سی روز نخست تقابل مستقیم میان یمن و ایالات متحده [گزارش کامل ۲۶ سپتامبر]، نه یک درگیری محدود، بلکه نقطه عطفی تعیین‌کننده در موازنه قدرت منطقه‌ای بود. واشنگتن که با اتکا به برتری هوایی و فناوری نسل پنجم وارد میدان شد، در برابر واقعیتی تازه قرار گرفت؛ واقعیتی که نشان داد آسمان یمن دیگر حیاط خلوت هواپیماهای آمریکایی نیست. آنچه طی این بازه زمانی رخ داد، صرفاً چند عملیات رهگیری یا سرنگونی پهپاد نبود، بلکه شکست یک راهبرد کامل برای تحمیل اراده از مسیر برتری هوایی بود.

 

به گزارش خبرنگار بین المللی یمن الاسلام از آغاز عملیات آمریکا، تحلیلگران غربی و مقامات نزدیک به دولت وقت این کشور مدعی بودند که سامانه‌های پدافند هوایی یمن ظرف یک ماه خنثی خواهد شد. روایت رسمی واشنگتن بر این پایه استوار بود که فناوری پنهانکار، جنگ الکترونیک و حملات دقیق دورایستا می‌تواند هر شبکه دفاعی را در هم بشکند. اما میدان، روایت دیگری نوشت.

 

سقوط فرضیه «برتری مطلق هوایی»

آمریکا در نخستین مرحله، بر نابودی زیرساخت‌های راداری و سامانه‌های موشکی یمن تمرکز کرد. تصور بر این بود که با حملات گسترده و استفاده از جنگنده‌های پیشرفته، شبکه دفاعی یمن فلج خواهد شد. اما آنچه رخ داد، خلاف این محاسبه بود.

به‌گفته منابع نظامی، نیروهای مسلح یمن بیش از ۴۰ عملیات رهگیری موفق انجام دادند. در این میان، سرنگونی ۲۲ فروند پهپاد ام‌کیو۹ نقطه‌ای کلیدی بود. این پهپادها صرفاً ابزار شناسایی نبودند؛ بلکه ستون فقرات عملیات هدف‌گیری و جمع‌آوری داده‌های میدانی به‌شمار می‌رفتند. حذف آن‌ها به معنای کور شدن چشم اطلاعاتی آمریکا در صحنه نبرد بود.

اف۳۵ در تیررس؛ فروپاشی اسطوره پنهانکاری

یکی از مهم‌ترین رخدادهای این نبرد، هدف قرار گرفتن جنگنده اف۳۵ بود؛ جنگنده‌ای که به‌عنوان نماد فناوری نظامی آمریکا شناخته می‌شود. این هواپیما با سطح مقطع راداری بسیار پایین و سامانه‌های پیشرفته جنگ الکترونیک طراحی شده است. با این حال، کشف آن و شلیک موشک به سمتش، معادله‌ای را که سال‌ها به‌عنوان «برتری بلامنازع» معرفی می‌شد، زیر سؤال برد.

گزارش‌ها حاکی است یکی از خلبانان اف۳۵ تنها چند ثانیه پیش از اصابت موشک، ناچار به اجرای مانوری شدید شده است. همین فاصله چندثانیه‌ای کافی بود تا تصویر شکست‌ناپذیری نسل پنجم هواپیماهای آمریکایی مخدوش شود.

 

شلیک از فاصله دور؛ عبور از لایه‌های دفاعی آمریکا

واشنگتن تلاش داشت عملیات خود را از فواصل امن و خارج از برد سامانه‌های سنتی انجام دهد. موشک‌های دوربرد با برد حدود ۷۰ کیلومتر به‌کار گرفته شد تا ریسک ورود به عمق میدان کاهش یابد. اما توسعه تدریجی سامانه‌های یمنی و تاکتیک‌های انعطاف‌پذیر، این فاصله امن را بی‌اثر کرد.

رهگیری جنگنده‌های اف۱۶ با وجود ارتقاهای راداری و جنگ الکترونیک، نمونه‌ای دیگر از تغییر قواعد بازی بود. شلیک چندین موشک در مدت‌زمان کوتاه، خلبانان آمریکایی را با وضعیتی روبه‌رو کرد که پیش‌تر تجربه نکرده بودند. اعتراف یکی از خلبانان درباره شنیدن صدای انفجار موشک در نزدیکی کابین، نشان‌دهنده سطح تهدیدی است که آنان با آن مواجه شدند.

 

دریا؛ جبهه‌ای که کمتر دیده شد

تحولات نبرد به آسمان محدود نماند. در جبهه دریایی، سقوط سه فروند اف۱۸ و نزدیک شدن تهدیدات به ناوهای هواپیمابر، پرسش‌های جدی در پنتاگون ایجاد کرد. ناوهای آمریکایی با چندین لایه دفاعی طراحی شده‌اند؛ از سامانه‌های ضدموشکی گرفته تا جنگ الکترونیک پیشرفته. اما تاکتیک‌های یمنی نشان داد که حتی این لایه‌های دفاعی نیز مطلق نیستند.

کارشناسان نظامی معتقدند ترکیب عملیات همزمان دریایی و هوایی، توان تمرکز آمریکا را مختل کرد و هزینه حضورش را افزایش داد. این وضعیت، واشنگتن را در برابر انتخابی دشوار قرار داد: ادامه عملیات با ریسک تلفات بیشتر یا عقب‌نشینی تدریجی.

 

 

کور شدن چشم اطلاعاتی واشنگتن

یکی از ابعاد کمتر برجسته‌شده این نبرد، ضربه اطلاعاتی به آمریکا بود. بازداشت سلول‌هایی که مأمور رصد و تعیین اهداف بودند، به‌گفته منابع امنیتی، مسیر تأمین «بانک اهداف» را مختل کرد. بدون داده‌های دقیق، عملیات هوایی پیشرفته نیز کارایی خود را از دست می‌دهد.

هم‌زمان، سرنگونی پهپادهای ام‌کیو۹ عملاً امکان پایش ۲۴ ساعته و اجرای حملات لحظه‌ای را از آمریکا گرفت. این تحول، توازن اطلاعاتی را تغییر داد و به نیروهای یمنی فرصت داد با ابتکار عمل بیشتری عمل کنند.

 

پیامدهای راهبردی؛ از بازدارندگی تا تغییر تصویر منطقه‌ای

آنچه طی این ۳۰ روز رخ داد، صرفاً یک موفقیت تاکتیکی نبود؛ بلکه پیامدهای راهبردی گسترده‌ای داشت. نخست، تصویر بازدارندگی آمریکا در منطقه با چالش مواجه شد. اگر پیشرفته‌ترین جنگنده‌ها و پهپادهای آمریکا در برابر سامانه‌های بومی با مشکل روبه‌رو شوند، پیام آن برای سایر بازیگران منطقه‌ای روشن است.

دوم، یمن از یک بازیگر تحت فشار به بازیگری تأثیرگذار تبدیل شد. توانایی مقابله با فناوری‌های پیشرفته، جایگاه یمن را در معادلات امنیتی منطقه ارتقا داد و نشان داد موازنه قدرت در حال تغییر است.

چرا واشنگتن به توقف نسبی تن داد؟

ادامه عملیات، خطر سقوط هواپیماهای بیشتر یا حتی اسارت خلبانان را در پی داشت. چنین سناریویی می‌توانست به ضربه‌ای سنگین به اعتبار نظامی آمریکا تبدیل شود. از این‌رو، تلاش برای مهار خسارات و جلوگیری از تشدید بحران، به‌عنوان گزینه‌ای واقع‌گرایانه‌تر مطرح شد.

برخی تحلیلگران معتقدند که نگرانی از تبدیل این نبرد به یک پرونده سیاسی داخلی در آمریکا نیز در این تصمیم بی‌تأثیر نبود؛ به‌ویژه اگر تلفات انسانی افزایش می‌یافت.

 

آسمان یمن دیگر منطقه آزاد برای تجاوز نیست

تحولات سی روز نخست تقابل یمن و آمریکا، نقطه‌ای تعیین‌کننده در تاریخ درگیری‌های منطقه‌ای به‌شمار می‌رود. راهبردی که بر پایه برتری مطلق هوایی طراحی شده بود، در برابر شبکه‌ای از تاکتیک‌های بومی، توسعه تدریجی سامانه‌های پدافندی و ابتکار عمل میدانی متوقف شد.

این نبرد نشان داد که فناوری پیشرفته، بدون شناخت دقیق میدان و اراده مقاومت، تضمین‌کننده پیروزی نیست. برای یمن، این ۳۰ روز صرفاً دفاع از حریم هوایی نبود؛ بلکه تثبیت معادله‌ای جدید در بازدارندگی منطقه‌ای بود.

اکنون پرسش اصلی این است که آیا واشنگتن راهبرد خود را بازنگری خواهد کرد یا به آزمودن مسیرهای پرهزینه‌تر ادامه می‌دهد؟ آنچه روشن است، این است که آسمان یمن دیگر منطقه‌ای بی‌دفاع نیست و هرگونه محاسبه نظامی باید این واقعیت را در نظر بگیرد.