
اظهارات اخیر حمید عاصم، عضو دبیرخانه کل «سازمان وحدوی ناصری»، بار دیگر پرده از ماهیت واقعی تحرکات امنیتی و نظامی در دریای سرخ و آبهای منطقهای یمن [گزارش کامل شبکه المسیر] برداشت؛ تحرکاتی که بهگفته او، نه در چارچوب «امنیت کشتیرانی» بلکه در خدمت پروژهای صهیونیستی و با اجرای مستقیم انگلیس، آمریکا و عربستان تعریف میشود. این مواضع، در بستر تحولات میدانی و سیاسی اخیر، تصویری روشن از پیوند منافع استعمار کهنه و صهیونیسم معاصر در برابر یمن ارائه میدهد.
تحولات دریای سرخ در ماهها و سالهای اخیر، یمن را به یکی از کانونهای اصلی تقابل راهبردی در منطقه تبدیل کرده است. کشوری که سالها هدف تجاوز نظامی، محاصره اقتصادی و جنگ ترکیبی قرار داشت، امروز با اتکا به توانمندیهای بومی و معادلات بازدارنده، موازنهای جدید را بر یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان تحمیل کرده است. در چنین فضایی، اظهارات حمید عاصم را نمیتوان صرفاً یک موضعگیری سیاسی دانست؛ بلکه باید آن را بخشی از روایت تحلیلی گستردهتری دید که ریشههای تاریخی و اهداف آینده این تقابل را آشکار میکند.
صهیونیسم و رؤیای سیطره بر دریاهای یمن
حمید عاصم با صراحت تأکید میکند که رژیم صهیونیستی، اگرچه بهظاهر در خط مقدم تحرکات دریایی دیده نمیشود، اما مغز متفکر پروژهای است که هدف نهایی آن، سیطره بر دریاها و آبهای منطقهای یمن است. به باور او، «اسرائیل» از انگلیس، آمریکا و عربستان نه بهعنوان شرکای برابر، بلکه بهمثابه ابزارهای اجرایی استفاده میکند؛ ابزارهایی که سیاستها و تصمیماتشان بهطور آشکار تحت دیکتههای صهیونیستی شکل میگیرد.
این تحلیل، با واقعیتهای میدانی نیز همخوانی دارد. رژیم صهیونیستی که پس از نبرد «طوفان الاقصی» با بحران عمیق امنیتی و مشروعیتی مواجه شده، دریای سرخ را یکی از معدود روزنههای باقیمانده برای حفظ ارتباطات تجاری و راهبردی خود میداند. از همینرو، هرگونه قدرتگیری یمن در این حوزه، مستقیماً امنیت این رژیم را به چالش میکشد.
انگلیس؛ استعمار کهنه با چهرهای جدید
در بخش مهمی از سخنان عاصم، نقش انگلیس برجسته میشود؛ نقشی که ریشه در تاریخ استعمارگرایانه لندن در جهان عرب دارد. او یادآور میشود که انگلیس هرگز موضعی مثبت در قبال امت عربی و اسلامی نداشته و کارنامهاش سرشار از توطئه، تجزیه و سلطهطلبی است. یمن، بهعنوان یکی از نقاط راهبردی، همواره در صدر اهداف این سیاستها قرار داشته است.
از اشغال عدن در قرن نوزدهم تا مداخلات سیاسی و امنیتی در دهههای اخیر، انگلیس همواره کوشیده است نفوذ خود را در این جغرافیای حساس حفظ کند. بهگفته عاصم، آنچه امروز در قالب ائتلافها و ابتکارات امنیتی جدید دیده میشود، ادامه همان سیاستها با ابزارها و عناوین مدرن است.
نقش لندن در مهندسی روندهای سیاسی یمن
عاصم به نقش محوری انگلیس در مدیریت و احاطه مذاکرات و کنفرانسهای بینالمللی مرتبط با یمن اشاره میکند؛ از ژنو و سوئیس گرفته تا کویت. به باور او، این نشستها نه برای حل بحران، بلکه برای تحمیل راهحلهایی طراحی شده بود که منافع مردم یمن را نادیده میگرفت و در خدمت پروژه تجاوز قرار داشت. این تجربه، بیاعتمادی عمیق یمنیها به هرگونه میانجیگری غربی را توضیح میدهد.
تجاوز عربستان و امارات؛ جنگ نیابتی با هدایت غرب
در تحلیل حمید عاصم، تجاوز عربستان و امارات به یمن بدون هدایت و حمایت مستقیم انگلیس و آمریکا قابل تصور نیست. او تأکید میکند که طرفهای محلی وابسته به این تجاوز، صرفاً مجریان دستورات قدرتهای استعمارگر بودند؛ قدرتهایی که اهداف راهبردیشان فراتر از یمن و معطوف به مهار هرگونه استقلالطلبی در منطقه است.
این نگاه، تجاوز به یمن را از یک منازعه منطقهای به بخشی از تقابل جهانی میان پروژههای سلطه و مقاومت ارتقا میدهد؛ تقابلی که امروز در دریاهای یمن به اوج خود رسیده است.
اعتراف نانوشته به شکست؛ درخواست اجازه عبور ناو انگلیسی
یکی از نکات قابلتأمل در سخنان عاصم، اشاره به حادثهای است که بهزعم او، نماد شکست و فرسایش انگلیس در برابر یمن بهشمار میرود: درخواست اجازه یکی از ناوهای نظامی انگلیسی برای عبور از نزدیکی سواحل یمن در دریای سرخ. چنین اقدامی، در منطق نظامی قدرتهای بزرگ، یک اعتراف نانوشته به تغییر موازنه و ناتوانی در تحمیل اراده است.
این رخداد نشان میدهد که توانمندیهای دریایی یمن، صرفاً یک ادعا یا نمایش رسانهای نیست، بلکه واقعیتی میدانی است که حتی قدرتهای استعمارگر را وادار به محاسبه و عقبنشینی میکند.
تلاش برای احیای هیبت ازدسترفته
به باور عاصم، انگلیس امروز میکوشد پس از شکستهای پیاپی در کنار عربستان و امارات، روحیه نیروهای مسلح خود را احیا کند و همزمان به رژیم صهیونیستی خدمت رساند. خروج از اتحادیه اروپا نیز لندن را در موقعیتی قرار داده که برای بازتعریف نقش جهانی خود، بیش از گذشته به نمایش قدرت نظامی و امنیتی متوسل شود؛ نمایشی که هزینه آن را دیگران، بهویژه ملت یمن، میپردازند.
آمریکا؛ رهبر صحنه و طراح اصلی
در پس این تحرکات، بهگفته عاصم، آمریکا بهعنوان رهبر صحنه قرار دارد. آنچه در دریای سرخ و آبهای یمن جریان دارد، بخشی از طرحی حسابشده برای حمایت از رژیم صهیونیستی است؛ رژیمی که از نظر او، ضعیف، فاقد مشروعیت و وابسته به حمایت خارجی است. واشنگتن با بسیج متحدانش میکوشد این ضعف را پنهان کرده و موازنه را به نفع تلآویو تغییر دهد.
پیامدهای منطقهای و آینده تقابل
تحلیل این روند نشان میدهد که تشدید حضور نظامی غرب و متحدانش در دریای سرخ، نهتنها به امنیت منطقه کمک نمیکند، بلکه خطر گسترش دامنه درگیری را افزایش میدهد. یمن، که امروز خود را در جایگاه دفاع مشروع و حمایت از فلسطین تعریف میکند، نشان داده است که در برابر هرگونه تجاوز یا تلاش برای سیطره، گزینههای بازدارنده در اختیار دارد.
دریای یمن؛ جایی که پروژه سلطه متوقف میشود
سخنان حمید عاصم را میتوان خلاصه یک واقعیت راهبردی دانست: دریاهای یمن به نقطهای تبدیل شدهاند که در آن، پروژههای سلطه صهیونیستی ـ غربی با مقاومت واقعی مواجه میشوند. انگلیس، آمریکا و عربستان، هر یک با انگیزهها و محاسبات خاص خود، در این صحنه حضور دارند؛ اما نتیجه نهایی، بیش از هر چیز به توان ایستادگی و معادلات میدانی یمن گره خورده است.
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که هرچه فشار و مداخله خارجی افزایش یابد، یمن بیش از پیش به سمت تثبیت معادلات بازدارنده حرکت میکند. از این منظر، دریای سرخ نه صرفاً یک گذرگاه تجاری، بلکه میدان آزمون ارادهها و شکستپذیری پروژههای سلطه در منطقه است؛ میدانی که میتواند آینده موازنه قدرت در غرب آسیا را رقم بزند.