عقب نشینی آمریکا از زبان تهدید.

اظهارات اخیر مقام‌های آمریکایی، در کنار گزارش‌های رسانه‌های نزدیک به محافل امنیتی واشنگتن [گزارش کامل شبکه المسیر]، بیش از آنکه نشانه آمادگی برای رویارویی با ایران باشد، بیانگر تردید، سردرگمی و تلاش برای فرار از پیامدهای یک تقابل پرهزینه است. در این میان، تحلیلگران منطقه‌ای بر این باورند که ایالات متحده، پس از سال‌ها تهدید و عربده‌کشی، اکنون ناچار شده واقعیت موازنه جدید قدرت را بپذیرد؛ موازنه‌ای که ایران با اتکا به توان بازدارندگی خود و تجربه محور مقاومت آن را تثبیت کرده است.

 

تحولات اخیر در گفتمان سیاسی و امنیتی ایالات متحده، به‌ویژه در قبال جمهوری اسلامی ایران، نشانه‌های روشنی از یک چرخش تدریجی اما معنادار را آشکار می‌کند. دکتر وسیم بزی، نویسنده و پژوهشگر سیاسی لبنانی، در ارزیابی این تحولات تأکید می‌کند که آمریکا به‌تدریج از ادبیات تهدید مستقیم فاصله گرفته و به‌سمت مدیریت بحران از طریق معامله و چانه‌زنی حرکت می‌کند؛ تغییری که ریشه در واقعیت‌های میدانی و افزایش هزینه‌های هرگونه ماجراجویی نظامی دارد.

این تغییر لحن، هرچند همچنان با نمایش‌های رسانه‌ای و ادبیات اغراق‌آمیز دونالد ترامپ همراه است، اما در عمق خود بیانگر اعترافی ناگفته به ناتوانی واشنگتن در تحمیل اراده‌اش بر ایران است. تجربه‌های پیشین در منطقه، از عراق و افغانستان گرفته تا سوریه و یمن، به آمریکا آموخته که ورود به نبردی مستقیم با بازیگری برخوردار از توان موشکی، عمق راهبردی و شبکه‌ای گسترده از متحدان، می‌تواند پیامدهایی غیرقابل‌کنترل به‌همراه داشته باشد.

 

عقب‌نشینی از تهدید؛ بازتاب واقعیت‌های میدان

اظهارات اخیر وزیر خارجه و وزیر دفاع آمریکا در برابر کنگره، به‌همراه گزارش‌های منتشرشده در روزنامه «وال‌استریت ژورنال»، نشان می‌دهد واشنگتن به‌خوبی از میزان آسیب‌پذیری دارایی‌های خود در منطقه آگاه است. به اذعان این منابع، آمریکا دست‌کم ۹ پایگاه زمینی در خلیج فارس و ده‌ها هزار نیروی نظامی در غرب آسیا دارد که همگی در برد مستقیم هزاران موشک و پهپاد ایرانی قرار گرفته‌اند.

این واقعیت، معادله‌ای را پیش روی تصمیم‌سازان آمریکایی قرار داده که دیگر نمی‌توان آن را با تهدید لفظی یا نمایش ناوهای هواپیمابر حل‌وفصل کرد. نیرویی که قرار است از این پایگاه‌ها محافظت کند، هنوز به‌طور کامل مستقر نشده و حتی در صورت استقرار نیز با چالش اشباع سامانه‌های دفاعی در برابر حملات انبوه مواجه خواهد بود؛ تجربه‌ای که پیش‌تر در نبردهای اخیر منطقه‌ای به‌وضوح مشاهده شد.

ایران و منطق بازدارندگی فعال

در سوی مقابل، موضع ایران—چه در سطح سیاسی و چه در سطح نظامی—بر پایه شفافیت و قاطعیت استوار است. تهران بارها اعلام کرده که نه‌تنها دیکته‌های آمریکا را نمی‌پذیرد، بلکه برای همه سناریوها، از فشار سیاسی تا درگیری نظامی، آمادگی کامل دارد. این آمادگی، صرفاً در تعداد موشک‌ها یا پهپادها خلاصه نمی‌شود، بلکه در منطق «بازدارندگی فعال» ریشه دارد؛ منطقی که هرگونه تجاوز را به هزینه‌ای سنگین برای طرف مقابل تبدیل می‌کند.

توان موشکی ایران، با بردهای متنوع و دقت بالا، به‌گونه‌ای طراحی شده که بتواند اهداف نظامی، پایگاه‌ها و یگان‌های دریایی دشمن را در گستره‌ای وسیع هدف قرار دهد. افزون بر این، تجربه محور مقاومت در یمن، لبنان و فلسطین، نشان داده که این توانمندی‌ها می‌توانند در میدان واقعی نبرد، معادلات را تغییر دهند.

 

جایگاه رژیم صهیونیستی در معادله جدید

به باور دکتر بزی، رژیم صهیونیستی که پیش‌تر محرک اصلی تشدید تنش‌ها علیه ایران بود، اکنون به حاشیه رانده شده و در پشت صحنه قرار دارد. این رژیم، به‌خوبی از پیامدهای پاسخ مستقیم ایران آگاه است و می‌داند که در هر سناریوی درگیری، نخستین و اصلی‌ترین هدف خواهد بود.

همین هراس، تل‌آویو را واداشته تا آمریکا را به خط مقدم بفرستد و هزینه تقابل را بر دوش واشنگتن بگذارد. با این حال، آمریکا نیز به‌خوبی می‌داند که هرگونه جنگ فراگیر، نه‌تنها امنیت رژیم صهیونیستی را تضمین نخواهد کرد، بلکه موجودیت آن را با تهدیدی بی‌سابقه مواجه می‌سازد.

میانجی‌گری منطقه‌ای و تلاش برای مهار بحران

در این میان، برخی کشورهای منطقه مانند قطر و سلطنت عمان، تلاش‌هایی را برای گشودن مسیرهای سیاسی و کاهش تنش آغاز کرده‌اند. این تحرکات، هرچند نشان‌دهنده نگرانی عمیق از پیامدهای یک جنگ گسترده است، اما با موانعی جدی مواجه است؛ از جمله سیاست «فرار رو به جلو» آمریکا که می‌کوشد با نمایش قدرت، ضعف راهبردی خود را پنهان کند.

با این حال، واقعیت میدان چیز دیگری می‌گوید: زمان به نفع واشنگتن نیست. هر روز تأخیر در تصمیم‌گیری، به معنای تقویت بیشتر توان بازدارندگی ایران و تثبیت معادلات جدید در منطقه است.

 

آمریکا در تنگنای زمان و هزینه

دکتر وسیم بزی تأکید می‌کند که آمریکا امروز بیش از هر زمان دیگری به «زمان» نیاز دارد؛ زمانی برای عقب‌نشینی آبرومندانه از مواضع تهدیدآمیز و پذیرش واقعیت‌های جدید. به تعبیر او، واشنگتن باید «از بالای درخت پایین بیاید»، زیرا ماندن در این وضعیت، تنها به افزایش هزینه‌ها و کاهش گزینه‌ها منجر خواهد شد.

تجربه‌های پیشین نشان داده که هرگاه آمریکا در برابر بازیگری مقاوم و آماده قرار گرفته، ناچار به بازنگری در راهبردهای خود شده است. ایران، با پایداری و آمادگی همه‌جانبه، این واقعیت را بار دیگر به واشنگتن تحمیل کرده است.

 

عقب‌نشینی از تهدید؛ نشانه افول قدرت یا آغاز پذیرش موازنه جدید؟

آنچه امروز در رفتار و گفتار آمریکا دیده می‌شود، نه یک تغییر تاکتیکی ساده، بلکه بازتاب تحولی عمیق در موازنه قدرت منطقه‌ای است. ایران، با اتکا به توان بازدارندگی و تجربه محور مقاومت، هزینه هرگونه تقابل را به سطحی رسانده که واشنگتن ناچار به تجدیدنظر شده است. در این معادله، عقب‌نشینی از زبان تهدید، بیش از آنکه نشانه حسن نیت باشد، اعترافی ناخواسته به واقعیتی است که دیگر نمی‌توان آن را نادیده گرفت.