
در حالی که بحران یمن وارد یکی از پیچیدهترین مراحل سیاسی خود شده، شواهد میدانی و تحرکات دیپلماتیک اخیر حاکی از آن است که [گزارش کامل الخبر الیمنی] عربستان سعودی دیگر به نقش «حامی بیرونی» بسنده نمیکند. ریاض با بازآرایی همزمان سیاسی و نظامی در جنوب و شرق یمن، در حال پیادهسازی پروژهای بلندمدت برای مهندسی مجدد ساختار قدرت است؛ پروژهای که نهتنها شورای انتقالی جنوب و نفوذ امارات را هدف گرفته، بلکه میکوشد پیشاپیش چارچوب دولت آینده یمن را مطابق منافع خود شکل دهد.
تغییر فاز راهبردی ریاض؛ از مدیریت بحران تا بازطراحی قدرت
تحولات اخیر در جنوب و شرق یمن نشان میدهد که عربستان سعودی به این جمعبندی رسیده که ساختارهای کنونی، دیگر پاسخگوی اهداف راهبردیاش نیستند. شورای ریاستی هشتنفره، اختلافات مزمن میان متحدان محلی، و رقابت فزاینده با امارات، همگی عواملی بودهاند که ریاض را به سمت بازتعریف معادله قدرت سوق دادهاند.
در این چارچوب، عربستان نه بهدنبال حل ریشهای بحران یمن، بلکه در پی تثبیت موقعیت خود بهعنوان تصمیمساز اصلی در مناطق تحت نفوذش است؛ تصمیمسازیای که پیش از هر توافق سیاسی فراگیر، باید در میدان و ساختار سیاسی تثبیت شود.
پروژه برجستهسازی الصبیحی؛ ساخت «نماینده مطلوب جنوب»
در جنوب یمن، تمرکز عربستان بهطور محسوسی بر محمود الصبیحی، وزیر دفاع اسبق دولت مستعفی و عضو کنونی شورای ریاستی، قرار گرفته است. طی هفتههای اخیر، دیدارهای هدفمند الصبیحی با سفرای آمریکا، بریتانیا و نمایندگان اتحادیه اروپا، نشانهای روشن از تلاش ریاض برای مشروعیتسازی بینالمللی این چهره محسوب میشود.
اگرچه این دیدارها با عناوینی همچون «گفتوگوی جنوبی» و «روند سیاسی یمن» پوشش داده میشوند، اما در واقع بخشی از فرآیند معرفی الصبیحی بهعنوان گزینهای قابل اتکا برای نمایندگی جنوب در ساختار آینده قدرت هستند.
عبور آرام از شورای انتقالی
این تحرکات در شرایطی صورت میگیرد که شورای انتقالی جنوب، اصلیترین ابزار نفوذ امارات در جنوب یمن، با محدود شدن اختیارات و فشارهای فزاینده سیاسی مواجه شده است. عربستان بهوضوح به این نتیجه رسیده که تداوم تکیه بر ساختاری که بیش از آنکه تابع ریاض باشد، در مدار ابوظبی حرکت میکند، ریسکهای راهبردی بالایی دارد.
از همین رو، ایده «نماینده واحد جنوب» بهتدریج جایگزین مدل چندقطبی و پرتنش فعلی میشود؛ مدلی که در آن، الصبیحی بهعنوان گزینهای هماهنگتر با سیاستهای ریاض مطرح شده است.
حذف مهرههای مصرفشده؛ پیام کنار رفتن المحرمی
در همین مسیر، کنار گذاشته شدن تدریجی ابو زرعه المحرمی نیز قابل توجه است. المحرمی که در مقطعی بهعنوان چهرهای نزدیک به عربستان و گزینهای برای ایفای نقش پررنگتر در جنوب مطرح بود، اکنون عملاً از کانون تحولات کنار رفته است.
این تغییر نشان میدهد که ریاض در حال بازبینی فهرست متحدان خود است و تنها مهرههایی را حفظ میکند که آمادگی ایفای نقش در چارچوب راهبرد جدید عربستان را داشته باشند؛ راهبردی که بر تمرکز قدرت، کاهش تنوع بازیگران و کنترل مستقیمتر متکی است.
بازآرایی نظامی؛ ساخت وزنه موازی در عدن
تحرکات عربستان به حوزه سیاسی محدود نمانده و در بُعد نظامی نیز نشانههای روشنی از یک بازچینی هدفمند دیده میشود. ریاض بهطور ویژه بر تقویت نیروهایی تمرکز کرده که خاستگاه جغرافیایی آنها به منطقه الصبیحه بازمیگردد؛ منطقهای که زادگاه محمود الصبیحی نیز محسوب میشود.
گروههایی مانند العمالقه الجنوبیه به فرماندهی حمدی شکری و یگانهای درع الوطن تحت رهبری بشیر الصبیحی، در ماههای اخیر از حمایت فزاینده عربستان برخوردار شدهاند.
پیام نظامی به شورای انتقالی
تقویت این نیروها در عدن، که مهمترین پایگاه شورای انتقالی جنوب است، صرفاً یک جابهجایی تاکتیکی نیست. این اقدام، تلاشی آشکار برای تغییر موازنه قوا به زیان نیروهای وابسته به مناطق یافع و الضالع بهشمار میرود؛ مناطقی که ستون فقرات نظامی شورای انتقالی را تشکیل میدهند.
بهعبارت دیگر، عربستان در حال ایجاد یک نیروی موازی است تا در صورت تشدید اختلاف با الانتقالي یا امارات، ابزار میدانی لازم برای اعمال اراده خود را در اختیار داشته باشد.
شرق یمن؛ حضرموت بهعنوان قطب مستقل قدرت
در شرق یمن نیز سناریویی مشابه در حال پیادهسازی است. استان حضرموت، با موقعیت راهبردی و منابع نفتی قابلتوجه، اکنون به یکی از محورهای اصلی سیاست عربستان تبدیل شده است. ریاض با حمایت از ائتلاف قبایل حضرموت و چهرههایی مانند عمرو بن حبریش، در حال برجستهسازی مطالبات خاص این منطقه است.
درخواست اختصاص یکسوم کرسیهای دولت آینده به حضرموت و مخالفت با الگوی سنتی «مناصفه شمال–جنوب»، نشانهای از تلاش برای شکستن قالبهای قدیمی تقسیم قدرت است.
پایان دوگانه شمال–جنوب؟
این رویکرد نشان میدهد که عربستان دیگر صرفاً به دوگانه شمال و جنوب بسنده نمیکند، بلکه بهدنبال تعریف قطبهای جدید قدرت در درون هر جغرافیاست. در این مدل، حضرموت نه بخشی از جنوب، بلکه بازیگری مستقل با وزن سیاسی ویژه تلقی میشود؛ تغییری که میتواند نفوذ نیروهای جنوبی نزدیک به امارات را بهشدت تضعیف کند.
زمانبندی معنادار؛ پیشدستی قبل از توافق
همزمانی این تحرکات با گزارشهایی درباره انتقال پرونده یمن به سطوح بالاتر تصمیمگیری در عربستان، اهمیت آنها را دوچندان میکند. به نظر میرسد ریاض میخواهد پیش از هرگونه توافق سیاسی یا بازآرایی رسمی دولت، مهرههای خود را تثبیت کرده و موازنه مطلوبش را تحمیل کند.
وقتی عربستان از «حامی» به «معمار» تبدیل میشود
آنچه امروز در جنوب و شرق یمن جریان دارد، مرحلهای تازه از مداخله است؛ مرحلهای که در آن عربستان نهتنها جهتدهنده، بلکه معمار اصلی چینش قدرت شده است. این مهندسی مجدد، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت تنشهای درونجنوبی را تشدید کند، اما در بلندمدت میتواند چهره رهبری جنوب و حتی ساختار دولت مرکزی آینده یمن را دگرگون سازد.
واقعیت این است که پروژههای تحمیلی، هرچقدر هم با بازآرایی سیاسی و نظامی همراه شوند، نمیتوانند جایگزین اراده مستقل مردم یمن شوند؛ ارادهای که همچنان در صنعاء متجلی است و معادلات تحمیلی را یکی پس از دیگری به چالش میکشد.