
تحرکات فزاینده عربستان سعودی در جزایر و گذرگاههای راهبردی یمن [گزارش کامل شبکه المسیر]، دیگر در حد اقدامات پراکنده یا موقت قابل تفسیر نیست؛ بلکه بهگفته تحلیلگران، بخشی از پروژهای منسجم و چندلایه است که با هدایت مستقیم آمریکا و در راستای منافع رژیم صهیونیستی دنبال میشود. پروژهای که هدف نهایی آن، تبدیل جزایر یمنی و تنگه بابالمندب به پایگاههای نظامی تجاوزکارانه و اعمال فشار ژئوپلیتیکی بر محور مقاومت و کل منطقه است.
در میانه تشدید تنشهای منطقهای و افزایش حضور نظامی آمریکا در آبهای پیرامونی غرب آسیا، نقش عربستان سعودی بیش از پیش بهعنوان یک بازیگر اجرایی و نه تصمیمساز برجسته شده است. فهمی الیوسفی، فعال سیاسی، در مداخلهای تلویزیونی از طریق شبکه «المسیره»، با نگاهی افشاگرانه به این تحولات، تأکید میکند که آنچه امروز در جزایر یمن و تنگه راهبردی بابالمندب جریان دارد، امتداد طبیعی سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی برای بازطراحی نقشه امنیتی منطقه است.
بهگفته الیوسفی، عربستان در این معادله نه بهعنوان یک کشور مستقل، بلکه بهمثابه ابزاری اجرایی عمل میکند؛ ابزاری که مأموریت آن فراهمسازی بسترهای نظامی، لجستیکی و اطلاعاتی برای پروژههای تجاوزکارانه واشنگتن و تلآویو است. این نقش، از خلال تحرکات میدانی، جابهجایی نیروها و تغییر ساختارهای نفوذ در مناطق اشغالی یمن بهوضوح قابل رصد است.
بابالمندب؛ گلوگاه راهبردی در قلب پروژه آمریکایی ـ صهیونیستی
تنگه بابالمندب، بهعنوان یکی از حیاتیترین گذرگاههای دریایی جهان، همواره در کانون توجه قدرتهای بزرگ قرار داشته است. کنترل این تنگه، بهمعنای تسلط بر شریان اصلی انتقال انرژی و تجارت جهانی میان شرق و غرب است. الیوسفی معتقد است که تمرکز عربستان بر این منطقه، تصادفی یا صرفاً امنیتی نیست، بلکه در چارچوب راهبردی کلان برای اعمال فشار بر بازیگران مستقل منطقهای، بهویژه محور مقاومت، تعریف میشود.
در سالهای اخیر، هرگونه تحول در بابالمندب، بهسرعت با واکنش آمریکا و متحدانش همراه بوده است. این حساسیت، نشاندهنده جایگاه کلیدی این تنگه در معادلات آینده است؛ معادلاتی که در آن، یمن بهدلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود، به نقطه ثقل تقابلها تبدیل شده است.
صلاح الشهرانی؛ حاکم واقعی مناطق اشغالی
یکی از مهمترین نکات افشاشده توسط الیوسفی، نقش محوری صلاح الشهرانی، نماینده عربستان، در مدیریت مستقیم استانها و جزایر اشغالی یمن است. بهگفته وی، الشهرانی عملاً به «حاکم واقعی» کشورهای ائتلاف در این مناطق بدل شده و تمامی روندهای مربوط به اشغال جدید، هماهنگیهای امنیتی و تثبیت نفوذ را هدایت میکند.
این وضعیت، نشاندهنده عبور عربستان از مرحله حمایت غیرمستقیم و ورود آشکار به فاز مدیریت میدانی است؛ فازی که در آن، تصمیمگیریها نه در چارچوب منافع ملت یمن، بلکه بر اساس اولویتهای واشنگتن و تلآویو انجام میشود.
از میون تا عدن؛ شبکه نفوذ یکپارچه
الیوسفی توضیح میدهد که دامنه فعالیتهای الشهرانی، از جزیره میون تا شهر عدن، پایگاه هوایی العند و سایر استانهای جنوبی اشغالی امتداد یافته است. این گستره جغرافیایی، بیانگر تلاش برای ایجاد یک شبکه نفوذ یکپارچه است؛ شبکهای که بتواند کنترل نظامی، اطلاعاتی و لجستیکی مناطق حساس را بهطور همزمان تضمین کند.
جایگزینی نیروها و کادرهای سعودی بهجای گروههای وابسته به امارات، در همین چارچوب قابل تحلیل است. این تغییر، نه نشانه اختلاف واقعی میان ریاض و ابوظبی، بلکه بازتوزیع نقشها برای ایجاد ارتباط مستقیمتر با طرف آمریکایی تلقی میشود.
همزمانی تحرکات؛ پیامهای فرامنطقهای
تحرکات عربستان در یمن، همزمان با افزایش حضور نظامی آمریکا در دریای عرب، اقیانوس هند و دریای سرخ صورت میگیرد. این همزمانی، بهگفته الیوسفی، حامل پیامهای روشنی است: آنچه در جریان است، بخشی از یک طرح منطقهای و حتی فرامنطقهای برای بازدارندگی، تهدید و اعمال فشار بر قدرتهایی است که با پروژههای امپریالیستی آمریکا همراهی نمیکنند.
در این میان، یمن بهدلیل موقعیت جغرافیایی و ایستادگی سیاسی خود، به یکی از اصلیترین اهداف این طرح تبدیل شده است. تلاش برای نظامیسازی جزایر یمنی، دقیقاً در راستای محدودسازی نقش مستقل صنعا و جلوگیری از تبدیل یمن به بازیگری تأثیرگذار در معادلات دریایی انجام میشود.
هدفگیری محور مقاومت؛ از یمن تا ایران
الیوسفی تأکید میکند که آمادهسازی جزایر و گذرگاههای دریایی، صرفاً معطوف به یمن نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد گستردهتری برای هدف قرار دادن ایران و کل محور مقاومت بهشمار میرود. از این منظر، عربستان در نقش وارث نفوذ «انگلو-اماراتی» ظاهر شده و مأموریت یافته است دستورکار صهیونیستی را در منطقه پیش ببرد.
رؤیای تاریخی رژیم صهیونیستی برای نفوذ به عمق دریای سرخ و مهار مسیرهای راهبردی، امروز با ابزار عربستان دنبال میشود؛ ابزاری که هزینههای سیاسی، انسانی و امنیتی این پروژه را به ملتهای منطقه تحمیل میکند.
تلاقی بابالمندب و هرمز؛ یک طرح، چند جبهه
بهگفته الیوسفی، هماهنگی عمیقی میان تلاش عربستان برای «تأمین امنیت» بابالمندب و تحرکات ناوهای هواپیمابر آمریکایی برای ورود یا اعمال فشار در تنگه هرمز وجود دارد. این تلاقی، نشاندهنده اجرای یک طرح واحد در چند جبهه است؛ طرحی که هدف آن، محاصره ژئوپلیتیکی محور مقاومت و مهار قدرتهای بینالمللی مخالف سلطه آمریکاست.
چنین رویکردی، نهتنها امنیت منطقه را تهدید میکند، بلکه خطر گسترش درگیریها و تبدیل شدن آنها به بحرانهای فراگیر را افزایش میدهد.
یمن؛ آینه ماهیت واقعی جنگ منطقهای
تحولات اخیر در جزایر یمن و تنگه بابالمندب، بار دیگر نشان داد که جنگ علیه یمن، صرفاً یک منازعه داخلی یا حتی منطقهای محدود نیست؛ بلکه بخشی از نبردی گستردهتر بر سر آینده نظم منطقهای و جهانی است. عربستان سعودی، با ایفای نقش ابزار اجرایی آمریکا و رژیم صهیونیستی، تلاش میکند این واقعیت را پنهان کند، اما شواهد میدانی و اعترافات تحلیلگران مستقل، پرده از ماهیت واقعی این تحرکات برمیدارد.
برجستهسازی این تحولات، همانگونه که الیوسفی تأکید میکند، حامل پیامهای مهمی برای داخل و خارج یمن است: مقاومت یمن نهتنها دفاع از خاک و حاکمیت ملی است، بلکه دفاع از امنیت منطقه در برابر پروژهای است که اگر مهار نشود، همه را درگیر خواهد کرد. یمن امروز، خط مقدم مقابله با نظامیسازی گذرگاههای جهانی و تبدیل آنها به ابزار باجگیری سیاسی است.