یمن میدان جنگ نیابتی.

تحولات یمن در سال‌های اخیر نشان داده است که [گزارش کامل ۲۶ سپتامبر] جنگ این کشور تنها یک درگیری نظامی ساده نیست، بلکه صحنه رویارویی منافع ژئوپلیتیکی بازیگران منطقه‌ای است. به‌ویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی که در ابتدا با شعار مقابله با انصارالله و بازگرداندن دولت مستعفی وارد یمن شدند، اکنون در وضعیتی قرار گرفته‌اند که اختلافات راهبردی آن‌ها به تهدیدی جدی برای آینده ائتلاف عربی تبدیل شده است. بررسی رویدادهای سال ۲۰۲۵ نشان می‌دهد که این اختلافات از رقابت پنهان فراتر رفته و به درگیری سیاسی و رسانه‌ای آشکار تبدیل شده است.

 

به گزارش خبرنگار بین المللی یمن الاسلام فروپاشی تدریجی ائتلاف عربی در یمن

ائتلافی که در سال ۲۰۱۵ با هدایت عربستان سعودی برای مقابله با انصارالله تشکیل شد، از همان سال‌های نخست با شکاف‌های پنهان مواجه بود. در سال‌های ابتدایی، این اختلافات بیشتر در سطح مدیریت نظامی و سیاسی جنگ باقی مانده بود، اما به مرور زمان به رقابت مستقیم بر سر نفوذ در مناطق جنوبی و شرقی یمن تبدیل شد.

به باور بسیاری از تحلیلگران منطقه‌ای، سیاست‌های امارات در یمن بیشتر بر کنترل بنادر و ایجاد شبکه‌های نفوذ اقتصادی و امنیتی متمرکز بود، در حالی که عربستان تلاش داشت نفوذ سیاسی دولت‌های وابسته را حفظ کند. این اختلاف رویکرد، به ویژه در استان‌های استراتژیکی مانند حضرموت و مهرة به شدت نمایان شد.

حضرموت که دارای ذخایر عظیم نفت و گاز است، همواره در مرکز رقابت اقتصادی بازیگران منطقه‌ای قرار داشته است. این استان علاوه بر منابع انرژی، به دلیل دسترسی به دریای عرب و مسیرهای تجاری بین‌المللی، اهمیت ژئوپلیتیکی بسیار بالایی دارد. در مقابل، مهرة به دلیل نزدیکی به مرز عمان و مسیرهای جایگزین انرژی برای عربستان، اهمیت استراتژیک ویژه‌ای در سیاست امنیت انرژی ریاض دارد.

 

جنگ نفوذ؛ رقابت بر سر جنوب یمن

در تحلیل‌های رسانه‌ای نزدیک به جریان مقاومت یمن، حضور امارات در جنوب این کشور به عنوان تلاش برای ایجاد مناطق نفوذ مستقل از دولت مرکزی توصیف می‌شود. رسانه‌های نزدیک به انصارالله معتقدند که امارات با حمایت از گروه‌های محلی و شبه‌نظامی، به دنبال کنترل مسیرهای تجاری و دریایی از دریای سرخ تا اقیانوس هند است.

درگیری‌های عدن در سال ۲۰۱۸ میان نیروهای تحت حمایت امارات و نیروهای وابسته به دولت مستعفی، یکی از نقاط عطف این رقابت محسوب می‌شود. این درگیری‌ها نشان داد که ائتلاف عربی برخلاف ادعاهای اولیه، فاقد انسجام راهبردی واقعی است.

تحلیلگران نزدیک به جریان مقاومت معتقدند که خروج تدریجی نیروهای اماراتی از برخی جبهه‌ها در سال‌های بعد، به معنای عقب‌نشینی کامل نبود، بلکه نوعی تغییر در شیوه حضور نظامی و انتقال مسئولیت‌های مستقیم جنگ به عربستان تلقی می‌شد.

 

اختلافات سیاسی و اتهامات متقابل

در پایان سال ۲۰۲۵، تنش میان ریاض و ابوظبی وارد مرحله جدیدی شد. گزارش‌های رسانه‌ای منطقه‌ای و بین‌المللی نشان داد که دو کشور یکدیگر را به دخالت در بی‌ثباتی منطقه متهم کرده‌اند. عربستان، امارات را به همکاری با گروه‌هایی در یمن، سودان و شاخ آفریقا متهم می‌کند. در مقابل، امارات نیز سیاست‌های منطقه‌ای عربستان را عامل افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی می‌داند.

برخی گزارش‌ها که در رسانه‌های غربی نیز بازتاب یافت، حاکی از آن بود که اختلافات سیاسی ممکن است حتی به سطح روابط امنیتی عربستان با متحدان بین‌المللی کشیده شده باشد. در این چارچوب، برخی تحلیل‌ها اشاره کرده‌اند که رقابت بر سر نفوذ در واشنگتن نیز بخشی از این بحران سیاسی است.

 

نقش سیاست خارجی امارات و معادلات جدید منطقه‌ای

روابط امارات و اسرائیل؛ تغییر موازنه قدرت

یکی از مهم‌ترین عوامل تشدید نگرانی‌های منطقه‌ای، گسترش روابط امارات با اسرائیل پس از سال ۲۰۲۰ بوده است. از دید رسانه‌های نزدیک به محور مقاومت، این روابط نه تنها یک توافق دیپلماتیک، بلکه بخشی از پروژه بازتعریف نظم امنیتی منطقه محسوب می‌شود.

برخی تحلیل‌ها تأکید می‌کنند که همکاری‌های اقتصادی و امنیتی ابوظبی و تل‌آویو باعث شده است امارات بتواند نفوذ خود را در حوزه‌های راهبردی مانند شاخ آفریقا و یمن گسترش دهد. این مسئله در رسانه‌های سعودی به عنوان تهدیدی برای جایگاه رهبری عربستان در جهان عرب و اسلام مطرح شده است.

از نگاه تحلیلگران نزدیک به جریان مقاومت، نفوذ اسرائیل در سیاست‌های منطقه‌ای، باعث افزایش شکاف‌های سیاسی میان کشورهای عربی شده و رقابت‌های جدیدی را در حوزه امنیت دریایی و تجارت بین‌الملل ایجاد کرده است.

پیامدهای ژئوپلیتیکی برای یمن

یمن در این معادلات بیش از هر کشور دیگری تحت تأثیر قرار گرفته است. از دیدگاه انصارالله، جنگ یمن نه تنها یک جنگ داخلی، بلکه بخشی از رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی است.

مناطق ساحلی یمن به ویژه باب‌المندب، نقش بسیار مهمی در تجارت جهانی انرژی دارند. کنترل این مسیر آبی می‌تواند بر اقتصاد جهانی نیز تأثیر بگذارد. به همین دلیل، حضور بازیگران منطقه‌ای در این منطقه همواره با حساسیت‌های امنیتی همراه بوده است.

انصارالله بارها تأکید کرده است که حضور نظامی خارجی در یمن، نقض حاکمیت ملی این کشور محسوب می‌شود. این موضع در بسیاری از بیانیه‌های سیاسی و نظامی این گروه تکرار شده است.

چشم‌انداز آینده بحران

بررسی روند تحولات نشان می‌دهد که بحران عربستان و امارات احتمالاً وارد مرحله جدیدی از رقابت نرم خواهد شد. این رقابت ممکن است بیشتر در حوزه اقتصاد، دیپلماسی منطقه‌ای و جنگ رسانه‌ای ادامه پیدا کند تا درگیری نظامی مستقیم.

برخی تحلیلگران معتقدند که پروژه‌های اقتصادی بزرگ عربستان در چارچوب چشم‌انداز ۲۰۳۰ می‌تواند این کشور را به سمت تمرکز بیشتر بر ثبات داخلی سوق دهد. در مقابل، امارات همچنان به سیاست شبکه‌ای نفوذ منطقه‌ای از طریق بنادر، تجارت و روابط امنیتی با بازیگران محلی ادامه می‌دهد.

 

تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه

رقابت فراتر از یمن

بحران میان عربستان و امارات نشان می‌دهد که نظم منطقه‌ای خاورمیانه در حال ورود به مرحله جدیدی از بازتعریف قدرت است. دیگر نمی‌توان جنگ یمن را صرفاً یک بحران نظامی دانست، بلکه این جنگ به آزمایشگاه سیاست‌های منطقه‌ای تبدیل شده است.

از دیدگاه رسانه‌های نزدیک به محور مقاومت، این تحولات نشان‌دهنده شکست پروژه‌های نظامی خارجی در ایجاد ثبات منطقه‌ای است. همچنین روابط پیچیده کشورهای عربی با قدرت‌های جهانی و بازیگران غیر دولتی، باعث پیچیده‌تر شدن معادلات امنیتی شده است.

آینده نظم امنیتی منطقه

به نظر می‌رسد که رقابت عربستان و امارات در آینده بیشتر بر سر نفوذ اقتصادی و دیپلماتیک خواهد بود. در عین حال، یمن همچنان یکی از مهم‌ترین میدان‌های این رقابت باقی خواهد ماند.

در نهایت، تجربه جنگ یمن نشان داده است که سیاست‌های مبتنی بر مداخله نظامی طولانی‌مدت، هزینه‌های سیاسی و امنیتی بالایی برای بازیگران منطقه‌ای به همراه دارد.