حمایت بی قید و شرط آمریکا.

حمایت بی‌وقفه و همه‌جانبه ایالات متحده از رژیم صهیونیستی [گزارش کامل شبکه المسیر]، نه‌تنها به تداوم جنایات در غزه مشروعیت کاذب بخشیده، بلکه این رژیم را به الگویی خطرناک برای عبور از قوانین بین‌المللی تبدیل کرده است؛ الگویی که اگر مهار نشود، می‌تواند نظم حقوقی جهان را با چالشی بی‌سابقه روبه‌رو کند. در همین چارچوب، اظهارات و سیاست‌های دونالد ترامپ به‌عنوان نماد آشکار این حمایت، عملاً مسیر قانون‌گریزی و قلدری سیاسی تل‌آویو را هموارتر کرده است.

 

تحولات جاری در فلسطین اشغالی، به‌ویژه جنگ ویرانگر علیه نوار غزه، دیگر صرفاً یک بحران منطقه‌ای نیست؛ بلکه به پرونده‌ای سنگین در مقیاس جهانی بدل شده است. دکتر ولید محمد علی، نویسنده و پژوهشگر عرب، در گفت‌وگویی تحلیلی با شبکه «المسیره» تأکید می‌کند که آنچه امروز شاهد آن هستیم، نتیجه مستقیم حمایت مطلق و مستمر آمریکا از رژیم صهیونیستی است؛ حمایتی که همچون سپری سیاسی و حقوقی، این رژیم را از هرگونه پاسخ‌گویی مصون کرده و به آن اجازه داده است خود را فراتر از قانون تصور کند.

از نگاه این پژوهشگر، واشنگتن با استفاده ابزاری از نفوذ خود در نهادهای بین‌المللی، عملاً مانع اعمال فشار واقعی بر تل‌آویو شده و پیام روشنی به جهان مخابره کرده است: «قانون بین‌الملل تا جایی معتبر است که منافع آمریکا و متحدانش را به خطر نیندازد». چنین پیامی، نه‌تنها مشروعیت نهادهای جهانی را تضعیف کرده، بلکه راه را برای تکرار جنایات مشابه در دیگر نقاط جهان نیز باز می‌کند.

 

غزه؛ میدان آزمایش قانون‌گریزی بین‌المللی

غزه امروز به نماد عینی فروپاشی معیارهای انسانی و حقوقی تبدیل شده است. حجم بی‌سابقه کشتار غیرنظامیان، تخریب زیرساخت‌های حیاتی و محاصره همه‌جانبه، فشار سنگینی بر تمامی پرونده‌های جهانی وارد کرده است. دکتر ولید محمد علی هشدار می‌دهد که خطر اصلی، عادی‌سازی این وضعیت است؛ به‌گونه‌ای که تجاوز، محاصره و نسل‌کشی، به «الگویی قابل تکرار» در آینده بدل شود.

در این میان، سکوت یا واکنش‌های خنثی برخی دولت‌های غربی، بیش از هر چیز نشان‌دهنده هراس آن‌ها از خشم واشنگتن است. آمریکا با وتوی مکرر قطعنامه‌ها و اعمال فشار سیاسی، تلاش کرده است هرگونه اقدام بازدارنده علیه رژیم صهیونیستی را خنثی کند. نتیجه این رویکرد، تشویق تل‌آویو به ادامه سیاست زمین سوخته و افزایش دامنه جنایات است.

 

نقش ترامپ؛ تقویت مسیر تجاوز بدون هزینه

اظهارات و مواضع دونالد ترامپ، به‌ویژه در دوره ریاست‌جمهوری‌اش، به‌وضوح در تضاد با اصول حقوق بین‌الملل قرار داشت. از به‌رسمیت شناختن قدس اشغالی به‌عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی گرفته تا حمایت علنی از طرح‌های الحاق و شهرک‌سازی، همگی پیام روشنی داشتند: تل‌آویو می‌تواند بدون نگرانی از پیامدهای حقوقی، برنامه‌های خود را پیش ببرد.

دکتر ولید معتقد است که مخالفتی از سوی ترامپ با طرح‌های فشار بر مردم غزه وجود نداشت؛ بلکه برعکس، این سیاست‌ها در چارچوب تلاش برای کاهش فشار بین‌المللی از رژیم صهیونیستی تعریف می‌شد. هدف اصلی، مدیریت بحران به نفع اشغالگر و بدون اعطای هیچ‌گونه امتیاز واقعی به ملت فلسطین بود.

مهار جبهه‌ها؛ فشار بدون امتیاز

یکی از راهبردهای کلیدی تل‌آویو، کاهش تنش در برخی جبهه‌ها مانند لبنان و حتی مدیریت موقت اوضاع در غزه، با همکاری چند کشور و اعمال فشارهای متنوع سیاسی و اقتصادی بوده است. این راهبرد، نه برای پایان اشغال، بلکه برای خرید زمان و کاستن از فشار افکار عمومی جهانی طراحی شده است؛ درحالی‌که ریشه بحران همچنان دست‌نخورده باقی می‌ماند.

 

قلدری سازمان‌یافته علیه نهادهای بین‌المللی

رژیم صهیونیستی در مرحله‌ای تازه، سیاست «قلدری برای جلوگیری از ایفای نقش سازمان‌های بین‌المللی» را در پیش گرفته است. حمله به اعتبار و مأموریت آنروا، محدودسازی فعالیت‌های بشردوستانه و تهدید دیگر نهادهای جهانی، بخشی از این راهبرد است. هدف روشن است: حذف هر صدای مستقلی که بتواند جنایات را مستند و افشا کند.

به گفته دکتر ولید، این اقدامات نشان می‌دهد که تل‌آویو از نظارت بین‌المللی هراس دارد و ترجیح می‌دهد در فضای بی‌قانونی و ابهام عمل کند. بااین‌حال، شدت جنایات به حدی رسیده که حتی این سیاست نیز نتوانسته مانع واکنش نهادهای حقوقی شود.

 

دیوان کیفری بین‌المللی؛ نقطه عطف مواجهه جهانی

اعلام موضع دیوان کیفری بین‌المللی درباره آنچه در غزه رخ می‌دهد و توصیف آن به‌عنوان مصداق «نسل‌کشی»، نقطه عطفی در مسیر مواجهه جامعه جهانی با رژیم صهیونیستی است. احضار نخست‌وزیر و وزیر جنگ این رژیم، هرچند با کارشکنی‌های سیاسی همراه شده، اما نشان‌دهنده شکسته‌شدن بخشی از حاشیه امن تل‌آویو است.

این تحول، به باور تحلیلگران، نتیجه انباشت فشار افکار عمومی، گزارش‌های میدانی و ناتوانی آمریکا در پنهان‌سازی کامل واقعیت‌هاست. هرچه دامنه جنایات گسترده‌تر می‌شود، هزینه سیاسی حمایت از آن نیز افزایش می‌یابد.

 

وقتی قانون قربانی حمایت کور می‌شود

حمایت مطلق آمریکا از رژیم صهیونیستی، نه‌تنها فاجعه‌ای انسانی در غزه رقم زده، بلکه بنیان‌های حقوق بین‌الملل را نیز به لرزه انداخته است. پیام این حمایت کور، خطرناک و فراگیر است: قدرت می‌تواند جایگزین قانون شود. اما تحولات اخیر نشان می‌دهد که این مسیر، پایدار نیست. مقاومت ملت فلسطین، ایستادگی محور مقاومت و بیداری افکار عمومی جهان، همگی عواملی هستند که می‌توانند این معادله ناعادلانه را تغییر دهند.

اگر جامعه جهانی امروز در برابر این الگوی مجرمانه سکوت کند، فردا باید منتظر تکرار آن در جغرافیاهای دیگر باشد. غزه تنها یک سرزمین محاصره‌شده نیست؛ آینه‌ای است که چهره واقعی نظام سلطه و معیارهای دوگانه آن را به جهان نشان می‌دهد.