
زبان یکی از پدیدههای بنیادین اجتماعی در جوامع انسانی است که در نتیجه تعاملات تمدنی، ارتباطات تجاری، مهاجرتهای تاریخی پیدرپی و شکلگیری منافع مشترک میان ملتها پدید میآید. چندزبانی، از ویژگیهای بارز جامعه عمان بهشمار میرود و این پدیده نهتنها بازتابی از پیشینه تمدنی کهن این سرزمین، بلکه انعکاسی مستقیم از تنوع قومی و اتنیکی آن است.
سلطنت عمان در طول تاریخ، میزبان گروههای قومی متعددی بوده است؛ از جمله عربها، زنگباریها، بلوچها، لُواتیه، هندیها، فارسها، بیاسره، بردگان آفریقاییتبار، زُطها و دیگر گروهها. این تنوع قومی بهطور طبیعی به شکلگیری طیف گستردهای از زبانها و گویشها انجامیده است. در کنار زبان عربی، زبانهایی چون بلوچی، لواتی، کمزاری، فارسی و سواحیلی در جامعه عمان رواج دارند. افزون بر این، در جنوب عمان چهار زبان کهن و بومی شامل مهری، حرسوسی، شحری و بطحری رایج است و زبان پنجمی با عنوان «هُبویتی» نیز بدانها افزوده میشود. تمامی این زبانها زنده و پویا هستند و بخشی از میراث زبانی منطقه بهشمار میآیند.
این تنوع زبانی، بهویژه در جنوب عمان، موجب شکلگیری نوعی همگرایی فرهنگی میان ساکنان این منطقه شده است؛ همگراییای که در آدابورسوم، عرفهای اجتماعی، موسیقی، شعر و حتی شیوههای تفکر جلوهگر است. عامل دین نیز در تقویت این پیوندهای فرهنگی نقش مهمی ایفا کرده است، چرا که ساکنان این منطقه عمدتاً پیرو مذهب شافعی اهل سنت هستند. از این منظر، جنوب عمان را میتوان یکی از مناطق برخوردار از وحدت نسبی انسانشناختی دانست؛ وحدتی که در سطوح قومی، زبانی و دینی قابل مشاهده است.
در سطح کلانتر، تنوع قومی در عمان به شکلگیری تنوع دینی و مذهبی نیز انجامیده است. در کنار اسلام، پیروان ادیانی همچون بهائیت و هندوئیسم نیز در این کشور حضور دارند و از نظر مذهبی، پیروان اباضیه، اهل سنت و شیعه در کنار یکدیگر زندگی میکنند. این ترکیب، نقشه جمعیتی و مذهبی کمنظیری را در جهان عرب رقم زده است.
این تکثر قومی و فرهنگی، حاصل موجهای گوناگون مهاجرت عربی در شبهجزیره عربستان و نیز مهاجرتهای هندی، فارسی و آفریقایی به عمان بوده است. چنین تنوعی پیش از اسلام نیز در عرصه دینی وجود داشته است؛ بهگونهای که عمان در دورههای مختلف، شاهد حضور باورهای جادویی، آیینهای ستارهپرستانه، ادیان یهودی و مسیحی و همچنین آیین زرتشتی بوده است. این پیشینه متکثر، پس از اسلام نیز در قالب تنوع مذهبی ادامه یافته، بیآنکه به گسست اجتماعی یا تعارض ساختاری میان گروهها بینجامد. برعکس، جامعه عمان توانسته است الگویی از همزیستی و درهمتنیدگی فرهنگی میان مؤلفههای گوناگون خود ایجاد کند.