
در سایه تشدید تحولات سیاسی و امنیتی در جنوب یمن، اظهارات اخیر عبدالله علی صبری، سفیر یمن در وزارت خارجه [گزارش کامل شبکه المسیر]، ابعاد تازهای از درگیری درونائتلافی میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی را آشکار کرده است؛ درگیریای که سالها در پشت پرده مدیریت میشد، اما اکنون به مرحله بروز علنی رسیده و استانهای حضرموت و المهره را به کانون رقابت آشکار بر سر نفوذ، منابع و آینده ژئوپلیتیکی یمن تبدیل کرده است. این تحولات نشان میدهد ائتلاف متجاوز وارد مرحلهای از فرسایش، بیاعتمادی و تضاد منافع شده که میتواند معادلات جنوب یمن را بهطور اساسی تغییر دهد.
جنوب یمن؛ بازگشت پروژه منازعه بر سر زمین، بنادر و ثروتهای ملی
تحولات اخیر در استانهای جنوبی یمن، بهویژه حضرموت و المهره، بهروشنی نشان میدهد که این مناطق بار دیگر به میدان اصلی رقابت بازیگران خارجی تبدیل شدهاند. عبدالله علی صبری تأکید میکند آنچه امروز در جنوب یمن رخ میدهد، نه یک بحران امنیتی محدود و نه اختلافی میان گروههای محلی، بلکه بازتاب مستقیم درگیری راهبردی میان عربستان و امارات بر سر کنترل زمین، منابع طبیعی، بنادر راهبردی و گذرگاههای دریایی است.
جنوب یمن، که از ابتدای تجاوز بهعنوان حیاط خلوت امارات تعریف شده بود، اکنون به صحنهای تبدیل شده که در آن تضاد منافع دو شریک اصلی تجاوز بهطور عینی آشکار شده است. این وضعیت، خطر بازتولید منازعهای طولانیمدت را به همراه دارد که پیامدهای آن مستقیماً متوجه مردم یمن خواهد بود.
همپوشانی اولیه اهداف تجاوز؛ زمینهساز نفوذ خزنده امارات
به گفته سفیر یمن، عربستان سعودی طی سالهای نخست تجاوز، تحولات جنوب یمن را زیر نظر داشت، اما از ورود جدی برای مهار نفوذ امارات خودداری کرد. این رویکرد، ناشی از همراستایی اولیه اهداف دو طرف در چارچوب پروژه تجاوز بود؛ پروژهای که با شعارهایی فریبنده همچون «بازگرداندن مشروعیت» و «حفظ امنیت منطقه» آغاز شد، اما در عمل به تجزیه ساختار ملی یمن و غارت سازمانیافته منابع آن انجامید.
در این فضای همپوشان، امارات توانست بدون مانع جدی، نفوذ خود را در جنوب تثبیت کند. تشکیل و حمایت از شبهنظامیان محلی، ایجاد ساختارهای امنیتی موازی، کنترل بنادر و جزایر راهبردی و نفوذ در تصمیمسازیهای محلی، بخشی از این پروژه بود. سعودیها در آن مقطع، خطر واقعی این نفوذ را دستکم گرفتند، زیرا تصور میکردند میتوانند در مرحلهای بعد، کنترل اوضاع را بهراحتی در دست بگیرند.
حضرموت؛ خط قرمز جدید ریاض در برابر پروژه ابوظبی
استان حضرموت، با وسعت جغرافیایی گسترده، منابع غنی نفت و گاز و دسترسی مستقیم به دریای عرب، جایگاهی کلیدی در معادلات ژئوپلیتیکی یمن و منطقه دارد. این استان، نهتنها برای آینده اقتصادی یمن اهمیت دارد، بلکه از منظر امنیتی نیز نقشی تعیینکننده ایفا میکند.
صبری معتقد است که تحرکات اخیر عربستان در حضرموت، واکنشی مستقیم به نزدیک شدن پروژه امارات به عمق امنیتی ریاض است. سعودیها اکنون حضرموت را بهعنوان آخرین سد در برابر تثبیت نفوذ مستقل امارات میبینند و تلاش دارند با افزایش حضور میدانی، سیاسی و امنیتی، کنترل این استان را در دست بگیرند. این تغییر رویکرد، نشاندهنده نگرانی فزاینده ریاض از پیامدهای بلندمدت نفوذ ابوظبی در جنوب یمن است.
مذاکرات جنوبی–جنوبی؛ ابزار مدیریت بحران یا بازسازی چهره عربستان؟
در همین چارچوب، عربستان ابتکار برگزاری «مذاکرات جنوبی–جنوبی» در ریاض را مطرح کرده است. این مذاکرات، در ظاهر با هدف حل اختلافات داخلی جنوب یمن و ایجاد اجماع سیاسی معرفی میشود، اما از نگاه تحلیلگران یمنی، بیش از آنکه تلاشی صادقانه برای حل بحران باشد، ابزاری برای مدیریت رقابت با امارات و کاهش فشارهای سیاسی و رسانهای علیه ریاض است.
عربستان میکوشد با این ابتکار، خود را از جایگاه متجاوز به نقش «میانجی» و «حلکننده بحران» منتقل کند، در حالی که واقعیت میدانی نشان میدهد ریشه بحران جنوب یمن، همچنان در اشغال خارجی و دخالت مستقیم بازیگران منطقهای نهفته است.
«تسلیمات صوری» امارات؛ عقبنشینی نمایشی برای انتقال مسئولیت
در مقابل تحرکات عربستان، امارات متحده عربی با آنچه صبری از آن بهعنوان «حیله و زیرکی سیاسی» یاد میکند، در حال اجرای یک عقبنشینی تاکتیکی است. این عقبنشینیها، که در قالب توافقات یا کاهش ظاهری حضور نظامی مطرح میشود، نه به معنای پایان نفوذ امارات، بلکه تلاشی حسابشده برای انتقال بار مسئولیت تجاوز به عربستان است.
ابوظبی، با تکیه بر حمایت مستقیم آمریکا و برخی قدرتهای غربی، تلاش دارد خود را از پیامدهای حقوقی، سیاسی و انسانی جنگ دور نگه دارد، در حالی که نفوذ خود را از طریق نیروهای نیابتی و ساختارهای غیررسمی حفظ میکند. شواهد میدانی در استانهایی چون عدن، ابین و الضالع نشان میدهد که تحرکات وابسته به امارات نهتنها متوقف نشده، بلکه با اشکال جدید ادامه دارد.
همزمانی تحولات یمن و سودان؛ نشانهای از بازآرایی نقشها در منطقه
صبری به همزمانی تحولات جنوب یمن با بحران سودان اشاره کرده و این موضوع را بخشی از یک بازآرایی گستردهتر در منطقه میداند. آمریکا در تلاش است تضادهای درونائتلافی متحدان خود را مدیریت کرده و هزینههای پروژههایش را میان بازیگران منطقهای توزیع کند. در این چارچوب، امارات نقش بازیگر کمهزینه و انعطافپذیر را ایفا میکند، در حالی که عربستان، به دلیل جایگاه سیاسی و وزن منطقهای، ناگزیر به پذیرش نقش پرهزینهتر شده است.
پیامدهای راهبردی شکاف ائتلاف متجاوز؛ جنوب یمن در آستانه مرحلهای پرتنش
تحولات اخیر جنوب یمن و اظهارات صریح سفیر این کشور، بیانگر ورود بحران به مرحلهای تازه است؛ مرحلهای که در آن شکافهای درونی ائتلاف متجاوز بیش از گذشته آشکار شده و رقابت بر سر نفوذ و منافع، چهره واقعی پروژه تجاوز را عیانتر کرده است. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هرگونه مذاکره یا توافق، بدون خروج کامل اشغالگران و بازگشت تصمیمگیری به دست خود یمنیها، محکوم به شکست خواهد بود.
در این میان، افشای تضادهای سعودی–اماراتی و افزایش آگاهی عمومی، میتواند معادلات را به نفع مردم یمن تغییر دهد. جریان مقاومت یمن بر این باور است که تنها راه واقعی پایان بحران، تقویت گفتمان استقلال، حاکمیت ملی و مقابله با هرگونه پروژه تجزیهطلبانه است.