
تحولات سیاسی در خلیج فارس وارد مرحلهای جدید و پیچیده [گزارش کامل مساء پرس] شده است؛ جایی که اختلافات سطحی میان کشورهای عضو شورای همکاری (GCC) دیگر تنها ناشی از تفاوت منافع یا رقابتهای گذرا نیست، بلکه طبق اطلاعات و تحلیلهای بهدستآمده، طرحی هدفمند و سازمانیافته از سوی امارات متحده عربی با هدف تضعیف جایگاه رهبری عربستان سعودی در ساختار شورای همکاری در حال اجراست — طرحی که نه با تقابل مستقیم بلکه از طریق تأثیرگذاری از درون و بازتولید اختلافات پنهان به پیش میرود.
در روزهای اخیر، رسانهها و تحلیلگران منطقهای، به ویژه منابع رسانهای مرتبط با جریان مقاومت در یمن، گزارشهایی منتشر کردهاند که نقشه پنهانی را که گفته میشود امارات متحده عربی در خلیج فارس در دست اجرا دارد، افشا میکند. این گزارشها نشان میدهند که اختلافات سطحی میان کشورهای GCC، در واقع بخشی از یک طرح هماهنگ و هدفمند اماراتی برای کاهش نفوذ عربستان سعودی است.
طبق این تحلیل، امارات در حال اجرای یک استراتژی بلندمدت نفوذ است که هدف آن ایجاد مراکز قدرت جایگزین و تضعیف نقش محوری عربستان سعودی در خلیج فارس است. از منظر تحلیلگران، این حرکت نه یک مجموعه اختلافات پراکنده، بلکه یک برنامه هماهنگ با ابعاد سیاسی، رسانهای و اقتصادی است که پشت شعار رسمی «وحدت خلیج فارس» پنهان شده است.
استراتژی «تضعیف از درون» و اهداف امارات
تحلیلگران این طرح را نوعی نفوذ نرم سیاسی و رسانهای توصیف میکنند که با ابزارهای پیچیدهتر از تقابل نظامی یا سیاسی مستقیم دنبال میشود. طبق این دیدگاه:
امارات به جای رویارویی مستقیم با عربستان سعودی، از شبکههای نفوذ، رسانههای جهتدار و ایجاد مراکز فشار غیررسمی بهره میبرد تا اعتماد میان اعضای شورای همکاری را تضعیف کند.
این استراتژی، از طریق بازتولید سوءظن، اغراق در اختلافات موجود و ایجاد بحرانهای روانی و رسانهای، باعث میشود تا هرگونه ابتکارعمل سعودی برای رهبری جمعی در خلیج فارس به عنوان تلاشی ضعیف یا ناکارآمد جلوه کند.
تمرکز ویژه بر اختلافات میان عربستان و قطر است، به گونهای که حتی در صورت تلاش برای آشتی، توافقات در حالت شکنندگی دائمی باقی بمانند — وضعیتی که از نظر امارات، کنترل روایت و موازنه منطقهای را به زیان ریاض تقویت میکند.
ابزارهای نرم و رسانهای امارات
آنچه این طرح را از ابعاد معمول اختلافات سیاسی متمایز میکند، استفاده از ابزارهایی است که بیش از قدرت سخت، بر قدرت رسانهای و شبکههای نفوذ غیررسمی تکیه دارند
رسانههای جهتدار و بزرگنمایی اختلافات
امارات از رسانهها برای بزرگنمایی اختلافات واقعی میان اعضای GCC استفاده میکند تا اعتماد داخلی را کاهش دهد و تلاشهای جمعی برای هماهنگی منطقهای ناکام بماند.
مراکز نفوذ غیررسمی
طبق تحلیلها، امارات با ایجاد مراکز نفوذ خارج از ساختار رسمی حکومتها، میتواند تأثیرگذاری سیاسی، اقتصادی و امنیتی بر تصمیمگیریها اعمال کند بدون اینکه مسئولیت رسمی آن را بپذیرد.
بازتولید بحرانهای اعتماد
استفاده از اطلاعات نشتشده، روایتهای تقابلی و تحریکآمیز باعث ایجاد بحرانهای سیاسی و روانی بین اعضای شورا میشود. نتیجه آن، ضعف ابتکار عمل و شکنندگی توافقات میان اعضا است.
نقش بحرین به عنوان نقطه فشار
بحرین به عنوان یک نقطه فشار فرعی اما استراتژیک عمل میکند. موضعگیریهای سیاسی، رسانهای و امنیتی این کشور به امارات امکان میدهد تا فشارها را بدون پرداخت هزینه مستقیم روابط عمومی اعمال کند. این استراتژی باعث ارسال پیامهای متناقض در داخل شورا و ممانعت از اجماع واقعی منطقهای میشود.
پیامدهای بلندمدت برای شورای همکاری
تحلیلها نشان میدهد که خطر واقعی این اقدامات فراتر از عربستان سعودی است. تضعیف اعتماد درون شورا و تکثیر مراکز تصمیمگیری میتواند باعث شود که شورای همکاری به نهادی صرفاً تشریفاتی بدل شود و توان مقابله با بحرانها و مدیریت امنیت منطقهای را از دست بدهد.
پیامدهای احتمالی:
کاهش توان جمعی منطقه برای پاسخ به تهدیدات خارجی
ضعف در هماهنگیهای امنیتی و دفاعی منطقهای
کاهش نقش اعضای شورای همکاری در ایجاد ثبات منطقه
اختلافات خلیج فارس عرصه رقابت راهبردی است
آنچه در ظاهر به عنوان اختلافات میان اعضای GCC مشاهده میشود، در واقع یک رقابت هدفمند برای کنترل رهبری منطقهای است. امارات تلاش میکند جایگاه سنتی عربستان را از طریق ابزارهای نرم و شبکههای نفوذ تضعیف کند، نه از طریق نبرد مستقیم، بلکه با کاهش اعتماد و انسجام داخلی شورا.
اگر اعضای شورای همکاری نتوانند این روند را شناسایی و مدیریت کنند، خطر از دست رفتن کارکرد واقعی شورا و ظهور قطبهای کوچک قدرت بسیار جدی خواهد بود، وضعیتی که عواقب آن برای امنیت و ثبات منطقهای عمیق خواهد بود.