
دکتر علی حمیه، پژوهشگر مسائل راهبردی، هشدار داده است که توافقهای ابراهیم [گزارش کامل شبکه المسیر]، نه صلحآفرین بلکه ابزاری برای ایجاد هژمونی آمریکا، مهار چین و روسیه و تجزیه کشورهای عربی است. وی تاکید میکند که اختلافات اخیر عربستان و امارات در خلیج فارس بخشی از این سناریو است و مرحله جدید بحرانها آغاز شده است. این تحلیل نشان میدهد که منطقه در مسیر بحرانهای طولانیمدت و تنشهای پیدرپی قرار گرفته و نقش ابزارهای منطقهای به پایان رسیده است، اما نفوذ واشنگتن و تلآویو همچنان ادامه خواهد داشت.
فشار آمریکا و مهار قدرتهای بزرگ
حمیه چین و روسیه را بزرگترین تهدید راهبردی آمریکا معرفی میکند و معتقد است خاورمیانه امروز همان نقش آمریکای لاتین در قرن گذشته را برای واشنگتن ایفا میکند: منطقهای تحت فشار، بیثبات و درگیر بحرانهای پیدرپی. از نگاه او، آمریکا تلاش میکند کشورهای عربی را درگیر رقابتها و اختلافات داخلی کند تا توجه آنها از پروژههای راهبردی اصلی آمریکا منحرف شود و در عین حال، زمینه مهار قدرتهای بزرگ جهانی فراهم شود.
وی توضیح داد که آمریکا با ایجاد اختلاف میان متحدان خود و درگیر کردن آنها در منازعات فرعی، کشورهای عربی و اسلامی را تضعیف میکند و آنها را در معرض فشار اقتصادی، سیاسی و امنیتی قرار میدهد. این سیاست نه تنها بر منطقه خلیج فارس تأثیر میگذارد بلکه نشانهای از راهبرد جهانی واشنگتن برای کنترل انرژی، منابع و مسیرهای استراتژیک در جهان است. حمیه همچنین به نمونههایی از سیاستهای انحرافی آمریکا مانند پروژه حمایت از مسیحیان در نیجریه اشاره کرد و آن را بخشی از سیاست داخلی و ابزار فشار جهانی آمریکا دانست.
بعد نظامی و باز کردن جبهههای فرعی
از نظر حمیه، آمریکا تنها به فشار سیاسی و اقتصادی بسنده نمیکند بلکه بعد نظامی را نیز بهطور مستقیم در استراتژی خود لحاظ کرده است. او به تلاشهای آمریکا برای ایجاد جبهههای فرعی به منظور مهار چین اشاره کرد و گفت: «واشنگتن با احیای پرونده کشمیر و ایجاد تنش میان هند و پاکستان، چین را وارد منازعات فرسایشی میکند تا تمرکز پکن از توسعه راهبردی و اقتصادی منحرف شود.»
حمیه تأکید کرد که این اقدامات فقط محدود به آسیا نیست و آمریکا از ابزارهای مشابه برای منطقه خاورمیانه استفاده میکند تا هرگونه قدرت مستقل عربی یا اسلامی را مهار کند. از جمله کشورهایی که در این سیاست قرار گرفتهاند، قزاقستان است؛ کشوری با موقعیت جغرافیایی حساس در نزدیکی چین و روسیه. حمیه گفت: «نقش آمریکا در این کشورها مشابه نقشی است که رژیم صهیونیستی در امارات ایفا میکند؛ نفوذ غیرمستقیم اما تأثیرگذار.»
پروژه سلطه آمریکا و اسرائیل بر جهان عرب
تحلیل حمیه نشان میدهد که توافقهای ابراهیم و روند عادیسازی با اسرائیل، کاملاً طراحی آمریکایی هستند و هدف آنها تضعیف کشورهای عربی و اسلامی و ایجاد وابستگی کامل است. او تأکید کرد که توافقهای ظاهراً صلحآمیز، در واقع یک ابزار نفوذ، فشار و کنترل سیاسی-اقتصادی هستند و این سناریو بدون حمایت کشورهای همسو و سازشکار قابل اجرا نبود.
حمیه عربستان و امارات را متهم میکند که نقش ابزارهای منطقهای آمریکا را ایفا کردهاند. او میگوید عربستان، با تأمین منابع نفت و سایر نیازها، عملاً در تسهیل پروژه سلطه آمریکا مشارکت کرده است و امارات نیز با ارسال تجهیزات و حمایتهای لجستیکی، اسرائیل را تقویت کرده است. وی افزود: «این کشورها پس از پایان نقش ابزارهای منطقهای خود، اکنون در حال کنار گذاشته شدن از پروژه آمریکا هستند و مرحله جدیدی از خاورمیانه آغاز شده است.»
تنشهای اخیر عربستان و امارات؛ نشانه آغاز مرحله جدید
حمیه معتقد است که تنشهای اخیر میان عربستان و امارات، نشانه آغاز مرحله جدید بحران و تجزیه منطقه خلیج فارس است. وی توضیح داد که آمریکا و اسرائیل با استفاده از ابزارهای منطقهای، کشورهای عربی را وارد رقابتها و منازعات داخلی کردهاند تا زمینه تجزیه و بحرانهای پیدرپی فراهم شود. به گفته وی، این مرحله تازه با بیثباتسازی اقتصادی، فشار سیاسی و حمایت رسانهای از پروژههای آمریکایی و صهیونیستی همراه است و میتواند مسیر منطقه را به سمت تجزیه کامل و وابستگی بیشتر سوق دهد.
جهان عرب در مسیر بحرانهای پیدرپی
تحلیل دکتر علی حمیه نشان میدهد که توافقهای ابراهیم بخشی از سناریوی جهانی آمریکا و اسرائیل هستند که هدف آن:
مهار قدرتهای بزرگ جهانی،
ایجاد اختلاف و تنش میان کشورهای عربی و اسلامی،سوق دادن منطقه به مرحله جدید بحران و تجزیه است. حمیه تأکید میکند که هرگونه توافق ظاهری یا عقبنشینی کشورهای همسو، بیشتر نمایشی و تاکتیکی است و نفوذ واقعی آمریکا و اسرائیل همچنان ادامه خواهد داشت.
وی نتیجهگیری کرد: جهان عرب در حال تجربه یک بحران پیچیده و ساختاری است که پیامدهای آن بر امنیت، اقتصاد و سیاست منطقه تا سالها ادامه خواهد داشت. تنها با وحدت، درک راهبردی و مقاومت ملتهای عرب میتوان از تبدیل منطقه به صحنهای برای سلطه خارجی جلوگیری کرد و آینده جهان عرب در اختیار خود ملتها باقی خواهد ماند، نه واشنگتن و تلآویو.