
تحولات همزمان در شرق یمن و غرب سودان [گزارش کامل شبکه المسیر]، بار دیگر پرده از سناریویی سازمانیافته برداشته است؛ سناریویی که در آن، رژیم صهیونیستی با استفاده از نقشآفرینی امارات و شبهنظامیان وابسته، در پی نفوذ تدریجی به مناطق راهبردی جهان اسلام است. حضرموت و الفاشر، امروز به دو نقطه کانونی این پروژه تبدیل شدهاند؛ پروژهای که هدف نهایی آن، تضعیف حاکمیت ملی کشورها و تأمین منافع امنیتی تلآویو است.
حضرموت؛ قلب راهبردی شرق یمن در تیررس پروژه نفوذ
حضرموت بهعنوان بزرگترین استان یمن، تنها یک منطقه جغرافیایی نیست، بلکه یک گره راهبردی در معادلات دریایی و اقتصادی منطقه به شمار میرود. دسترسی این استان به دریای عرب و نزدیکی آن به مسیرهای حیاتی اقیانوس هند، حضرموت را به هدفی وسوسهبرانگیز برای بازیگران خارجی تبدیل کرده است.
در سالهای اخیر، نشانههای روشنی از تلاش امارات برای تثبیت نفوذ امنیتی و نظامی در این استان مشاهده شده است. ایجاد نیروهای شبهنظامی وابسته، مداخله در ساختار اجتماعی قبایل و تلاش برای القای گفتمان جدایی از دولت مرکزی، همگی بخشی از یک سناریوی هدفمند است که با منافع ملی یمن همخوانی ندارد.
شورای انتقالی؛ ابزار محلی یک پروژه فرامنطقهای
حمایت علنی محافل صهیونیستی از شبهنظامیان موسوم به «شورای انتقالی» در جنوب و شرق یمن، نشان میدهد که این گروهها فراتر از بازیگران محلی عمل میکنند. پیوند سیاسی، رسانهای و امنیتی این جریان با امارات، آن را به ابزاری برای پیشبرد پروژه تجزیه و تضعیف یمن واحد تبدیل کرده است.
الفاشر؛ دارفور در مسیر بیثباتسازی کنترلشده
در سودان، شهر الفاشر بهعنوان مرکز ثقل دارفور، نقشی تعیینکننده در آینده این کشور ایفا میکند. تشدید درگیریها در این منطقه، در حالی که سودان با بحران سیاسی عمیق مواجه است، تصادفی به نظر نمیرسد.
کنترل یا بیثباتسازی الفاشر، امکان نفوذ به معادلات نیل و دریای سرخ را فراهم میکند؛ معادلهای که برای رژیم صهیونیستی از اهمیت حیاتی برخوردار است، بهویژه در چارچوب رقابتهای منطقهای و امنیت مسیرهای کشتیرانی.
حمایت سریع؛ میلیشیایی فراتر از نزاع داخلی
نیروهای موسوم به «حمایت سریع»، با وجود ادعای نقش داخلی، عملاً به ابزاری برای تعمیق بحران سودان تبدیل شدهاند. حمایت غیرمستقیم بازیگران خارجی، بهویژه امارات، از این نیروها، نشاندهنده تلاش برای تبدیل سودان به صحنه هرجومرج کنترلشده است؛ وضعیتی که بیشترین سود را برای تلآویو به همراه دارد.
اعترافات رسانههای صهیونیستی؛ وقتی نقشه آشکار میشود
مواضع صریح برخی خبرنگاران و تحلیلگران صهیونیست در حمایت از شبهنظامیان فعال در یمن و سودان، پرده از واقعیتی مهم برمیدارد. این اعترافات نشان میدهد که آنچه در این کشورها جریان دارد، بخشی از یک پروژه طراحیشده در اتاقهای عملیات مشترک است، نه صرفاً تحولات خودجوش داخلی.
امارات؛ نماینده میدانی صهیونیسم پس از توافقات ابراهیم
پس از امضای توافقات موسوم به «ابراهیم»، نقش امارات در معادلات منطقهای دچار تغییر ماهوی شد. ابوظبی امروز نهتنها یک بازیگر منطقهای، بلکه بازوی اجرایی پروژه صهیونیستی در غرب آسیا و آفریقا به شمار میرود.
این نقش شامل تأمین مالی، لجستیک، تسلیحات و پشتیبانی اطلاعاتی از شبهنظامیان وابسته و همچنین تلاش برای مشروع جلوه دادن اقدامات آنها در سطح بینالمللی است؛ روندی که در یمن و سودان بهطور همزمان قابل مشاهده است.
پیوند بحرانها؛ از یمن تا سودان یک خط واحد
بررسی میدانی تحولات نشان میدهد که بحرانهای یمن، سودان و دیگر نقاط جهان اسلام، بهصورت جزیرهای قابل تحلیل نیستند. این بحرانها حلقههای یک زنجیره واحد هستند که هدف آن، تضعیف کشورهای اسلامی و تأمین امنیت رژیم صهیونیستی از طریق بیثباتسازی پیرامونی است.
مقاومت ملتها؛ سد راه پروژه صهیونیستی–اماراتی
با وجود همه این تحرکات، متغیر تعیینکننده در معادلات منطقه، اراده ملتهاست. مردم یمن که سالهاست در برابر تجاوز خارجی ایستادهاند، بهخوبی ماهیت این پروژهها را میشناسند و اجازه نخواهند داد حضرموت تاریخی به مستعمرهای صهیونیستی–اماراتی تبدیل شود.
تجربه منطقه نشان داده است که هرجا آگاهی عمومی و مقاومت مردمی شکل گرفته، پروژههای تحمیلی شکست خوردهاند. از حضرموت تا الفاشر، آینده نه در اتاقهای عملیات مشترک، بلکه در میدان ایستادگی ملتها رقم خواهد خورد.