
هویت خاص و متمایز عمان، این کشور را از دیگر دولتهای عربی حوزه خلیج فارس جدا میسازد و نقش معاصر آن را در معادلات منطقهای بهگونهای بنیادین شکل میدهد. عمان نه در چارچوب سنت سنی تعریف میشود و نه در ذیل هویت شیعی؛ بلکه بر پایه میراث مذهبی اباضی ـ که ریشه در جریان تاریخی خوارج دارد ـ هویتی مستقل و متمایز یافته است. این ویژگی به عمان امکان داده است تا خود را، تا حد زیادی، از کشمکشهای ایدئولوژیک و فرقهایای که معمولاً روابط عربی ـ ایرانی در خلیج فارس را متأثر میسازد، دور نگه دارد.
جنبش خوارج به سدههای نخستین اسلامی برمیگردد وعاقبت انحراف آنها به شهادت امام علی بن ابیطالب (سلاماللهعلیه) انجامید. این جریان پس از آن نیز در برابر خلافتهای اموی و عباسی مقاومت ورزید. در پی انشعابات درونی، شاخههای تندروتر خوارج امارتهای کوچکی را در شمال آفریقا بنیان نهادند، در حالی که شاخهای آرامگرا و محافظهکار، که بعدها به اباضیان شهرت یافت، به مناطق کوهستانی عمان پناه برد. این فرقه که نام خود را از عبدالله بن اباض مرّی تمیمی، بنیانگذار آن، گرفته است، خود را حافظ سنت اصیل و بیتحریف قرآنی میداند.
همین میراث تاریخیِ استقلالطلبانه و تا حدی جداییخواه، تا اندازه زیادی رفتار محتاطانه و فاصلهدار عمان معاصر را در قبال ایران و نیز سایر دولتهای عربی خلیج فارس توضیح میدهد. در بستر این سنت، عمان نظام سیاسی خاصی را پرورش داد که در آن امام اباضی، یا «امامالمسلمین»، نه بر اساس اصل وراثت، بلکه از طریق انتخاب توسط شورایی متشکل از نخبگان قبیلهای و علمای دینی برگزیده میشد. اگرچه ساختار سیاسی عمان در دوره معاصر بیتردید ماهیتی اقتدارگرایانه داشته است، سلطان قابوس توانست با بهرهگیری از همین میراث تاریخی و هویتی، جایگاهی منحصربهفرد و مستقل برای عمان در نظم منطقهای خلیج فارس ایجاد کند.
در کنار این مؤلفه مذهبی ـ سیاسی، میراث دریایی و جهانوطنی عمان در حوزه اقیانوس هند نیز نقشی تعیینکننده در شکلگیری هویت تاریخی این کشور ایفا کرده است. از قرن نهم میلادی، عمان بهتدریج به یک قدرت مهم تجاری در اقیانوس هند تبدیل شد و شبکههای بازرگانی آن هند، چین، ماداگاسکار و سواحل شرقی آفریقا را در بر گرفت. امپراتوری تجاری عمان از بندر صحار تا کانال موزامبیک امتداد داشت. در همین حال، صحرای رُبعالخالی و رشتهکوههای حجر در شرق، عمان را تا حد زیادی از محیط عربی خلیج فارس جدا میکرد و پیوندهای آن را بیش از پیش به فضای اقیانوس هند معطوف میساخت.
همانند یمن رسولی (۱۲۲۹–۱۴۵۴ میلادی)، عمان نیز از پیامدهای فروپاشی نظم سیاسی در ایران و خلافت عباسی بر اثر حملات مغولان بهرهمند شد؛ رخدادی که الگوی تجارت منطقهای را از مسیرهای زمینی به مسیرهای دریایی سوق داد و زمینه رونق اقتصادی این مناطق را فراهم ساخت. با این حال، همین ثروت تجاری، عمان ساحلی را در اواخر قرن پانزدهم میلادی در معرض مداخلات خارجی قرار داد؛ نخست با تلاشهای پرتغالیها برای تسلط بر اقیانوس هند و سپس با اقدامات امپراتوری عثمانی برای بیرون راندن آنان. در نتیجه این فشارها، امامت اباضی نبهانی (۱۴۰۶–۱۶۲۴) به مناطق داخلی عقبنشینی کرد و شهر نزوی به مرکز ثقل قدرت سیاسی عمان بدل شد.