جنوب یمن محل رقابت سعودی و امارات.

جنوب یمن در سال‌های اخیر نه به عنوان یک بخش مستقل از یک کشور واحد، بلکه به صحنه‌ای برای رقابت و تسویه‌حساب‌های قدرت‌های خارجی تبدیل شده است. براق المنبّهی، تحلیلگر برجسته یمنی، در یادداشتی تحلیلی تأکید دارد که [گزارش کامل ۲۶ سپتامبر] این تحولات نتیجه مستقیم مداخلات خارجی و جنگ نیابتی است؛ مداخلاتی که هدف آن نه حمایت از مردم یمن، بلکه تضعیف، تجزیه و تبدیل جنوب به صفحه شطرنج رقابت‌های منطقه‌ای است.

 

حضور خارجی و مدیریت جنوب یمن

بر اساس تحلیل المنبّهی، جنوب یمن امروز با تصمیمات و اراده‌ای غیر‌یمنی اداره می‌شود و نفوذ مستقیم عربستان و امارات بر امور داخلی این منطقه آشکار است. در حالی که صنعا به عنوان پایتخت با اراده‌ای مستقل و کاملاً یمنی اداره می‌شود، جنوب یمن به نوعی تحت سیطره سیاست‌های خارجی قرار گرفته و تصمیم‌گیری واقعی از خارج مرزها هدایت می‌شود.

اختلافات آشکار میان عربستان و امارات، از جمله حملات سعودی علیه نیروهای وابسته به شورای انتقالی جنوب و ادامه حمایت ابوظبی از همین شورا، گواه روشنی است بر فروپاشی ائتلافی که زمانی از آن به عنوان هماهنگی منطقه‌ای یاد می‌شد. این شکاف‌ها نشان می‌دهد که جنوب یمن دیگر صحنه همکاری بین دو قدرت نیست، بلکه به یک صفحه شطرنج استراتژیک تبدیل شده که نیروهای داخلی یمن صرفاً مهره‌هایی در آن هستند.

 

شورای انتقالی؛ ابزاری خارجی و فاقد مشروعیت ملی

المنبّهی شورای انتقالی جنوب را ابزاری در دست پروژه‌ای خارجی می‌داند که هیچ نسبتی با خواست واقعی مردم ندارد. وی تأکید می‌کند که اداره این شورا از اتاق‌های عملیات خارج از یمن، مصداق آشکار وابستگی و مزدوری است. این ساختار نه تنها استقلال تصمیم‌گیری را از بین برده، بلکه باعث شده مردم جنوب عملاً از روند حکمرانی و آینده خود کنار گذاشته شوند.

شورای انتقالی در حالی که باید نماینده مردم جنوب باشد، در عمل به ابزاری برای پیشبرد منافع امارات و عربستان تبدیل شده است. تحلیلگر یمنی می‌گوید این مسئله نه تنها مشروعیت سیاسی جنوب یمن را تضعیف کرده، بلکه موجب افزایش تنش‌ها و درگیری‌های داخلی شده است. هرگونه تصمیم‌گیری کلیدی، از امنیت گرفته تا مدیریت اقتصادی، تحت تأثیر مستقیم راهبردهای خارجی قرار دارد.

 

صنعا؛ پایتخت مستقل یمن

در مقابل، صنعا تنها پایتختی است که با اراده‌ای کاملاً یمنی اداره می‌شود؛ بدون پایگاه‌های نظامی خارجی و بدون دخالت مستقیم قدرت‌های بیرونی در تصمیم‌گیری. این استقلال سیاسی و نظامی، نقطه تمایز اصلی بین شمال و جنوب یمن است و نشان می‌دهد که امکان مدیریت مستقل و حفاظت از منافع ملی تنها در سایه حاکمیت ملی واقعی می‌تواند محقق شود.

این مقایسه میان صنعا و جنوب یمن، اهمیت استقلال و خوداتکایی در مدیریت کشور را بیش از پیش روشن می‌سازد و نشان می‌دهد که دخالت خارجی و پروژه‌های وابسته، جز تضعیف ساختارهای حکومتی و افزایش بحران‌ها نتیجه دیگری نداشته است.

لحظه‌ای تعیین‌کننده برای آگاهی عمومی

به باور المنبّهی، شرایط کنونی لحظه‌ای تعیین‌کننده برای مردم جنوب یمن است تا بپرسند چه کسی بر سرنوشتشان حاکم است و چه کسی آنان را هدف حملات و تصمیم‌گیری‌های سیاسی قرار می‌دهد. این پرسش‌ها، نه تنها بیانگر شکاف مشروعیت میان اراده مردم و تصمیمات تحمیلی خارجی است، بلکه نشان می‌دهد که آگاهی عمومی و مطالبه استقلال، نخستین گام برای بازگرداندن حاکمیت واقعی به جنوب یمن است.

 

پیامدهای مداخلات خارجی و فروپاشی ائتلاف

تحلیل المنبّهی نشان می‌دهد که حضور خارجی در جنوب یمن پیامدهای امنیتی، سیاسی و اجتماعی گسترده‌ای دارد. از منظر امنیتی، حمایت مستقیم امارات از شورای انتقالی و حملات سعودی علیه آن، باعث افزایش تنش و بی‌ثباتی شده است. از منظر سیاسی، این وضعیت مشروعیت داخلی جنوب یمن را تضعیف کرده و باعث افزایش نارضایتی مردم شده است. از منظر اجتماعی نیز، مداخلات خارجی موجب کاهش اعتماد عمومی و افزایش مقاومت مردمی در برابر نیروهای وابسته به پروژه‌های خارجی شده است.

المنبّهی معتقد است که فروپاشی مفهوم ائتلاف و وابستگی شدید جنوب به سیاست‌های خارجی، باعث شده جنوب یمن نه یک کشور مستقل، بلکه یک میدان برای رقابت‌های نیابتی و اهداف قدرت‌های خارجی باشد. این مسئله، علاوه بر تهدید حاکمیت، بر روند بازسازی و توسعه جنوب نیز تأثیر منفی گذاشته است و مدیریت بحران‌ها را پیچیده‌تر کرده است.

 

راهکار و مسیر بازگشت به استقلال ملی

المنبّهی در جمع‌بندی خود تأکید می‌کند که تنها راه نجات یمن از بحران‌های کنونی، رهایی از قیمومیت خارجی و پایان دادن به ابزارهای وابسته به آن است. بازگرداندن قطب‌نمای کشور به سمت استقلال تصمیم‌گیری و حاکمیت ملی، وظیفه‌ای ملی و تاریخی است که بدون مشارکت فعال مردم و تمرکز بر مدیریت داخلی قابل تحقق نیست.

وی می‌گوید تنها با تأمین استقلال سیاسی، اقتصادی و نظامی، جنوب یمن می‌تواند به یک کشور واحد و خودمختار تبدیل شود و از تبدیل شدن به یک صحنه رقابت و تسویه‌حساب خارجی جلوگیری کند. این استقلال، هم تضمین‌کننده امنیت ملی است و هم زمینه توسعه پایدار و رفاه مردم جنوب را فراهم می‌کند.

 

بازگرداندن حاکمیت واقعی به یمن

تحولات جنوب یمن نشان می‌دهد که این منطقه به جای اینکه محل تصمیم‌گیری مستقل و خدمت‌رسانی به مردم باشد، به میدان جنگ نیابتی و رقابت‌های قدرت‌های خارجی تبدیل شده است. براق المنبّهی هشدار می‌دهد که تا زمانی که شورای انتقالی و دیگر ساختارهای وابسته به پروژه‌های خارجی اداره جنوب را در دست دارند، هیچ امکان واقعی برای حاکمیت ملی وجود نخواهد داشت.

بازگرداندن استقلال و حاکمیت واقعی، تنها راه جلوگیری از فروپاشی بیشتر، کاهش تنش‌ها و ایجاد یمنی واحد و متحد است. این مسیر، مستلزم بیداری عمومی، مطالبه حق مردم و تقویت اراده ملی در مدیریت امور داخلی کشور است. جنوب یمن باید از مهره یک بازی خارجی به یک بخش فعال و مستقل از یمن تبدیل شود تا امنیت، ثبات و توسعه واقعی محقق شود.