جایگاه ژئوپلیتیک عمان.

سلطنت عمان کشوری است که به‌طور هم‌زمان در سه پهنه ژئوپلیتیکی تعریف می‌شود: یک دولت خلیج فارس، یک دولت اقیانوس هند و یکی از بازیگران کلیدی شبه‌جزیره عربستان. این موقعیت چندلایه، عمان را در حساس‌ترین نقطه ژئوپلیتیکی خلیج فارس قرار داده است. از قرن شانزدهم میلادی به این سو، قدرت‌های غربی همواره در پی برقراری اتحاد با عمان یا حتی اعمال کنترل مستقیم بر آن بوده‌اند تا مسیرهای تجاری خود در اقیانوس هند را تأمین و محافظت کنند. با این حال، نقش ژئوپلیتیکی تاریخی عمان نه ساده بوده و نه پایدار؛ بلکه همواره در معرض دگرگونی، چالش و بازتعریف قرار داشته است.

از این منظر، پذیرش بی‌چون‌وچرای عمانِ دوران سلطان قابوس به‌عنوان یک وضعیت دائمی و تثبیت‌شده، نادیده گرفتن پدیده‌ای شبیه به «قوی سیاه» است؛ چراکه این ساختار سیاسی کمتر از پنج دهه قدمت دارد. فهم عمان در قرن بیست‌ویکم مستلزم درکی عمیق از شکنندگی تاریخی این کشور، شیوه‌های اعمال کنترل سیاسی و سطح ثبات اقتصادی آن در بستری قبیله‌ای است که هم از نظر فرقه‌ای دچار شکاف و هم از حیث قومی و اجتماعی متکثر است.

زمینه تاریخی ـ سیاسی عمان، روایتی هشداردهنده از بی‌ثباتی در دولتی است که نقشی حیاتی در امنیت خلیج فارس، امنیت اقیانوس هند و منافع راهبردی قدرت‌های غربی ایفا می‌کند. هرچند شکل‌گیری یک دولت عمانی به قرن هشتم میلادی بازمی‌گردد، اما صورت‌بندی معاصر این دولت تنها از دهه ۱۹۵۰ میلادی آغاز شده است. پیش از آن، تعریف جغرافیایی و سیاسی عمان ـ چه در قالب امامت و چه در قالب سلطنت ـ به‌شدت سیال و متغیر بود.

در مقاطعی، قلمرو عمان می‌توانست بخش‌های گسترده‌ای از سواحل شرق آفریقا را در بر گیرد و در دوره‌هایی دیگر، به محدوده پیرامونی شهر مسقط محدود شود. از منظر تاریخی، اقتدار سیاسی گاه به‌صورت متمرکز در قالب یک امامت یا سلطنت اباضی اعمال می‌شد و گاه به‌شکل نوعی تقسیم قدرت میان این دو نهاد درمی‌آمد؛ به‌گونه‌ای که امامت بر مناطق داخلی و سلطنت بر نواحی ساحلی تسلط داشت. افزون بر این، ادعاهای سرزمینی عمان تا عمق مناطق بادیه‌نشین داخلی نیز امتداد می‌یافت.

مرکز ثقل قدرت سیاسی نیز بسته به شرایط و اراده حاکم وقت، می‌توانست در مسقط، نزوی، الرستاق یا حتی زنگبار مستقر شود. اگرچه ثبات همواره یکی از چالش‌های مزمن ساختار سیاسی عمان بوده است، با این همه، اهمیت ژئوپلیتیکی این کشور برای امنیت خلیج فارس و اقیانوس هند همواره امری بدیهی و انکارناپذیر تلقی شده است.